داشت ماشینامون رو میشست. خیلی دلش پر بود، از همکاراش که برای مشتری وقت نمیذارن و هزینه واسه مواد شوینده خوب نمیکنن؛ از اونایی که برای شستن جزء به جزء ماشین، پول جدا درخواست میکنن و در آخر هم منتظر انعام تپلی هستن. راست میگفت، خودمم طعم این طمع رو چشیده بودم.با همون لهجه غلیظ شیرازیش میگفت: «ک ...
امروز، در روز اربعین، قلبهای ما میان دو جهانِ مظلومیت و مقاومت میتپد.کربلا، جایی که امام حسین علیهالسلام و یارانش، با خون خود، معنای حقیقی ایستادگی در برابر ظلم و ستم را به دنیا آموختند.جایی که حضرت زینب سلاماللهعلیها، با شجاعت و صبری بینظیر، نه تنها پیام کربلا را زنده نگه داشت، بلکه آتش قیام ...
بعضی روزها هست که انقدر کار دارم و از قبل هم کارهای مختلف مونده که یک روز از خوابیدن انصراف میدم و به ۳ ساعت خواب رضایت میدم تا بتونم ادامه بدم. اما بذارین از حس و حالم بگم. این روزها مثل فستیوال میمونه برام. وقتی باید کلی کار رو پشت سر هم انجام بدم و تسکهای مختلف رو برسم حس قشنگ دارم مثل این هست ...
با هلی کوپتر که از آسمون می پائیم جمعیت اربعین را، چیزی می بینیم که در یک نمای بسته با دوربین کاشته کف صحنه هم ممکن است دیده شود. اما وقتی پابپای کالسکه با بچه ها راه می افتی، داستان ورق می خورد. اخلاق قهرمان قصه است اینجا.شلوغی است انسان ممکن است خودش هم از خودیت خودش، بیگانه شود.گم می شوی توی چشم ...
داشتم فکر میکردم این پست را چگونه شروع کنم. از دوست داشن بگویم، دوست داشتن آقای ح که هر چقدر انکارش کنم باز هم رگههایی از آن را به راحتی را میتوانید در میان حرفهایم پیدا کنید یا از دوست داشتن کادوهایم تولدم بگویم! کادوهای تولدی که دوست های نادیده عزیزم فرستادند. فاطمه دوست قدیمی من از فضای مجازی ...
اما اگر وطن معنا دارد، این معنا از دل تاریخش میجوشد. وطن اگر خاطرهی زندهی تمدن باشد، دفاع از آن، دفاع از خویشتن است - چه در شکست، چه در شکوه. ایران فقط خطوطی روی نقشه نیست؛ جهانی است در ذهن ما، در حافظهی جمعی ما. دفاع از آن یعنی دفاع از ریشههایی که ما را شکل دادهاند.از مقدمهی کتاب جدید تراژدی ...
*به چشمان مادرم* در مترو نشستهای. سرِ خستهات را به شیشه تکیه دادهای و صدای ریتمدار قطار مثل لالایی عمل میکند. چشمانت بسته میشوند. خوابت میبَرد. وقتی چشم باز میکنی، ایستگاهی ناشناس روبهرویت است. نه تابلویی، نه آگهیای، نه حتی صدای هشدارِ درهای بستهشونده. بلند میشوی، گیج و خوابآلود، پا به ...
سارا زنگ زد و گفت: - خونه ای؟ می خوام یه سر بیام پیشت. - بیا. - مطمئنی جایی نمی ری؟! فیلم ها: فیلم: خلیج سکوت2020 The bay of silence نظر: خوشم نیومد.سوژه فیلم خیلی تکراری بود فیلم:شیفت آخر late shift2025 نظر: اوه عالی بود ◇ الان هم دارم فیلم نیکوکار بود(bad samartin) را از MBC می بینم که اگر تا آخر ...
همسر و پسر خوابیدن... و تازه من برای خودم وقت دارم که تو سکوت شب بشینم کاری که دوست دارم رو با خیال راحت انجام بدم بین فیلم دیدن و نوشتن مونده بودم...که فکر کردم نوشتن برام لذت بخش تره + خونه تمیزه سید لباس های کثیف خالیه و صبحانه ی پسر آماده اس...املت شام خیلی خوشمزه شد ..با پسر بازی کردم ، برای ...
امشب قلب از خواب قصد دارم آخرین تیر را در قلبم فرو کنم و آقای ح را از اینستاگرام آنفالو و ریمو کنم. کار بسیار سختی برای من است، بسیار بسیار سخت. دقیقا شبیه این است که خودم را در معرض تیر تیزی قرار بدهم و خودخواسته بگویم بله عزیزم بفرما در قلبم فرو برو! این کار را راستش از این جهت میکنم که دیروز فاط ...