دیشب شب پر ماجرایی بود. از مدیر جدید که زنگ زد و پرسید من آیا عمل کردم یا نه؟ و مدیر قدیمی که خیلی مثلاً غیرمستقیم زنگ زد و باز همین سوال رو پرسید تا دوست صمیمیم. و همه اینا از کجا آب میخوره؟ از اداره رازدار ما که من قراره مرخصی بگیرم. پیچیده که من عمل کردم. حالا بیتربیتا من گفتم قراره عمل کنم نگفت ...
به چ گفته بودم دلم بچه میخواد. اون گفته بود که نمیخواد منم گفتم من قراره مادر بشم میتونی انتخاب کنی پدر بچه هام تو باشی یا نه. گفته بودم ازدواجی هستم اما منظورم این نیس که بخوام حتما تو شوهرم باشی. چ خیلی بهم وابسته شده. شایدم دلبسته. دلش میخواد همیشه و همه جا باهم باشیم. راستش منم. حوصلم به ندرت کن ...
صبحها همیشه با بوی نان تازه و صدای ورقزدن کتابها شروع میشود. تو از کنار پنجرهی آن کتابخانهی قدیمی رد میشوی، نه برای کتاب، برای دختری که پشت میز اَمانت مینشیند و گاهی چشمش میافتد به تو. اسمش را نمیدانی، اما نگاهش شبیه داستانهاییست که هیچوقت تمام نمیشوند . اولینباریست که جرئت میکنی وار ...
به لطف خدا اومدم مسجد جمکران منتظر نشستم تا اذان بشه نماز بخونیم و برم ادامه این سفر گروهی.. باز هم مثل همیشه تنها بودن و تنهایی اومدن رو ترجیح میدم سفر انفرادی آدم استرس تایم خاصی سر قرار بودن رو نداره و وقتش بیشتره که خوب فکر کنه و خوب استغفار کنه... به وضوح حس میکنم ه این دفعه مثل دفعههای قبل م ...
امروز سومین امتحان از چهار امتحان ترم دوم ۱۴۰۳_ ۱۴۰۴ رو دادم که به خاطر جنگ به شهریور موکول شده بود. نمرات هم سریع میان. امتحان شنبه رو ۱۸ شدم و امتحان یکشنبه ۱۶ و نیم. من برای تاریخ خیلی خوندم. تمام فرجههای امتحانات رو داشتم تاریخ میخوندم. دو تا دوره تاریخ به صورت آفلاین از دو استاد مختلف خریدم ...
سیر که باشی، نمیخوای همه بفهمن کجا رفتی، چی خریدی، قیمت لباست چند هست. سیر که باشی، لازم نیست موبایلتو ده بار بذاری روی میز تا همه ببینن چی داری. آدم سیر دنبال تأیید دیگران نمیگرده؛ چون خودش رو میشناسه و از درون پُره. بعضیا پُر از خالیان؛ ظاهرشون برق میزنه ولی عقل تهکشیده. با یه تیکه پارچهی م ...
فیلمی کمتر دیده شده از سرتیپ دوم خلبان جلیل زندی#پادکست@radiotragedy ...
بسم الله +آخ که چقد منتظر بودم بیام روی این کاناپه راحتیه وبلاگ ولو بشم😍 امروز رفتم دریاااااااا...پاهای پسر و داخل آب زدیم...کلی با خاک و ماسه بازی کرد... خودمم روی ماسه ها نشستم ...کلی خوش گذشت..جیگرم از خنده های پسر حال اومد ..کلی قربون صدقه دریا رفتم بهش گفتم قول بده همیشه دریای خلیج فارس ب ...
محسن ظهرابی - جُستارهای کوتاه: ➖ @mohsenzohrabi_essay سیسی بکسترِ فیلم آپارتمان یه جایی دربارهی یه عشق قدیمی که به خاطرش به زانوی پای خودش شلیک کرده میگه سا ...
➖ @mohsenzohrabi_essay ...