بسم الله میگن از این ستون تا اون ستون فرجه یعنی همین تمام شد انتقالیم انجام شد... آخيش دلم یه خواب خیلی راحت بعد از ظهر میخواد بعد ده روز دوندگی ...
دیروز حوالی صبح خواب می دیدم مرده ام! توی یک گودال کم عمق و خیس، وسط زمین چمن یک پارک، دراز کشیده بودم... هر چند حالا که خوب فکر می کنم، ممکن است من نبوده باشم! شاید هم او بوده! کسی که سال های زیادی از عمرم را به دوست داشتنش اختصاص داده بودم و به هیچ جایی نرسیده بود. نمی دانم! عجیب تر از صورتی که وس ...
بسمه الله دیروز خیلی ناراحت بودم بخاطر مسائل کاری ..یعنی در واقع بخاطر خودش نه...بخاطر دروغ ها و بد قولی های دیگران از این ناراحت بودم گه چرا به حسم توجه نکردم وقتی حس میکردم یه چیزی میلنگه همون لحظه بغص گلوم رو گرفته بود داشتم خفه میشدم میخواستم بزنم زیر گریه بچه های برادر شوهرم اومدن داخل خونه...م ...
آخیش! چون امشب روایت اردو جهادی روستای مزگده رو بالاخره در کانال ایتام گذاشتم. @madarekhooob بعضی از عکسها با دوربین درست و درمون گرفته شدند و واقعا زیبا هستند. حیف که هنوز فیلمها در گروههامون بارگزاری نشده. وگرنه برای تولید محتوا عالی بودند. خیلی چیزا رو ننوشتم. مخصوصا در مورد فعالیتهای خودِ ...
چند روزه بیشتر از قبل دلتنگم. در این دلتنگی به همه چیز شک کردم، به خودم به اون و تمام احساساتی که جریان داشت. وقتی که قرار باشه تصمیمی بگیرم بیانصاف میشم و میدونم الان هم بیانصافم. میدونم که نگاهم درست نیست و شکی وجود نداره اما دلم میخواد شک کنم. ساده ست دلم میخواد شک کنم. من به اون شک کردم. حالا ...
فریدون فروغی؛ همیشه غایب#پادکست@Radiotragedy ...
Audioشمارهی دهم؛ همیشه غایبآخرین شمارهی فصل چهارم «رادیو تراژدی» دربارهی فریدون فروغی است؛ خواننده، نوازنده و آهنگسازی که قبل از بیست سالگی به شهرت رسید و خیلی زود بدل به ستارهای در موسیقی پاپ ایران شد. اما روزگار چرخید و زندان و ممنوعالکاری زندگیاش را تغییر داد؛ تا جایی که به بنبست رسید. این ...
زدم به سیم آخر و پیش رییس اداره رفتم تا در یک صبح نیمه سرد اواخر تابستان،مکالمه ای به این شیرینی را رقم بزنم: - این حکم رو یک نوع تنبیه حساب می کنم! - اشتباه می کنی - احساس می کنم معاون نقش پررنگی در این ماجرا داره - اون اصلا دخالتی نداشت - این شغل مناسب یک همکار ده ساله خدمته نه من - بدترش رو می تو ...
داستان از این قراره که چون داداشم ظهر ساعت 1 میاد خونه ما، در حیاط رو نیمه باز می ذاریم ظهرها دیروز خانم همسایه تو کوچه داد و بی داد راه انداخته بود ظهر یه نفر در زنگ خونمون زد و در رفته شوهرم اومده کسی نبود درحیاط خونه ( مارو می گفت) باز بوده بچه های میم هم دم در بودن پرسیدم شما زنگ زدین گفتن نه بع ...
چشم و چراغ: یکی از دخترهای مشتری ثابت سانس ساعت شش استخر است. مانتو و شلوار کرپ اداری میپوشد با مقنعه پفی مشکی. فلت و بلند و لاغر است. هیچکدام از المانهای جذابیتهای اینستاپسند را ندارد. پ ...