به «ایرانمهر» بپیوندید؛ هممیهن در این زمانه حساس و بحرانی که کشور ایران در میانه تازیانه دشمنهای خارجی، رقابتهای منطقهای، نابخردی و ناکارآمدی نظام مدیریتی قرار گرفته است، شکلگیری سامانههای مردمی برای حفظ بقای ایرانیان ضرورتی ملموس به شمار میرود. نیاز اساسی امروز آن است که بقای شهروندان با تش ...
یه دلیل مهم اینکه خیلی دلم نبود بریم اردو جهادی این بود که قبل از شروع مهر، کلی کار بود که باید انجام میدادم. خونهتکونی و آمادگی برای مدرسه و دانشگاه. گرفتن کتابها و جلد کردنشون و گرفتن روپوشهای مدرسه و کوتاه کردنشون. از اردو هم برگشتیم. کارهای اردو هم اضافه شد. یعنی فردای برگشتنمون من رفتم دان ...
خریدم رو انجام دادم پرسید با چی بفرسیم؟ گفتم با پست هزینه پست 130 تومن شد صبح رفتم پول نقد بگیرم پول ایشونم واریز کنم خیلی عجله داشتم زود بیام خونه غذا رو گاز بود حسین اقا هم قراره بود بیاد مبلغ رو زدم حسابش عکس رسید رو فرستادم بعدا متوجه شدم اشتباه کردم 😑 با کلی خجالت نوشتم اشتباه زدم 13000000 پیش ...
وسط خونه دراز کشیدم ، ظهره و هیچ فکری برای ناهار برنداشتم تازه از بیرون اومدم و حس بلند شدن ندارم همین ماهی که قرار بود حواسم به خرج و مخارجم باشه و صرفه جویی کنم ،از خط واحد جا موندم و مجبور شدم الکی پول اسنپ بدم رفتم بانک و درخواست وام دادم ، شلوارمو دادم خیاط که کوتاهش کنه ، سر راهم نتونستم جلوی ...
گلپریصدایش میکنیم "گلپری". اسمی که مادرم برایش انتخاب کرد. گفت از بس شوهرت نازش را میکشد، باید اسمش شبیه هووها باشد. خندیدیم از این شوخی و از آن وقت نه فقط خودمان، که همه فامیل به همین اسم صدایش میکنند. ۲۰۶ خسته و رنجورمان را میگویم. نقرهآبیِ مدل سال ۸۳، میراثدار موتورهای فرانسه و سرآمد ماشی ...
فینگیلیهای پارسالم پیام میدن و میگن دلشون برام تنگ شده. نازی والدین هم باهام تماس میگیرن یا پیام میدن که من کجا درس میدم. میپیچونمشون. توی این نارضایتی میگم تهش میدونم معلم همچین بدی هم نبودم حداقل. بچهها که پیام میدن خیلی خوشحال کنندهست، آخه اینا تازه رفتن کلاس سوم و مشخصه با چه تمرکز و سختی کلم ...
دو ماهِ پیش بود که ما دربارهاش حرف زدیم. در گروه دوستانهمان با دو دوستِ همدغدغه و عاقبتاندیش. درباره جنگ. کی فکرش را میکرد که گروه زنانهای که قرار بود کارکردش نشان دادن دامن گلدار تازه و پرسیدن سوال «شام چی بپزم» باشد، به یک ستاد کوچک مقابله با بحران و آمادگی برای پیشامدی که تنمان را میلرزا ...
یکی از چیزهایی که من هیچوقت از خودم درش راضی نیستم درسه. برای این چند سال اخیر هم نیست از وقتی یادمه همیشه درس خوندنم با عدم رضایت درونی و اطمینان همراه بوده. جز امتحانات نهایی که با حس اطمینان بیرون میاومدم از سر جلسه، هیچ امتحان دیگهای رو من اطمینان نداشتم و همیشه حس میکردم دارم کم میذارم و کم ...
رادیو تراژدی: شمارهی دهم؛ همیشه غایب آخرین شمارهی فصل چهارم «رادیو تراژدی» دربارهی فریدون فروغی است؛ خواننده، نوازنده و آهنگسازی که قبل از بیست سالگی به شهرت رسید و خیلی زود بدل به ستاره ...
قسمت پایانی: طلوعِ نامرئی هوای سلول سنگین و خفه بود. دختر روی زمین نشست، پاهایش را در آغوش گرفت و نفس عمیقی کشید. دیوارهای خاکستری اطرافش دیگر تنها محدودیت نبودند؛ آنها بستر تفکر و تعمق شده بودند. سکوت، حالا نه تهدید، بلکه همدمی ناگهانی بود که با هر لحظه بیشتر او را به درون خودش میبرد . چشمانش به ...