عجب پاییز خشک، دلگیر و مزخرفی که فعلا تنها هنرش این بوده است که نصف مردم را مریض کند و نصف دیگر را دلتنگ.البته گروه اول هم اگر امکاناتش را داشتند دلتنگ می شدند اما از بس ویروس سرماخوردگی ِاین پاییز شاهکار است که طرف را بارها می برد تا لبه بدرود از زندگی و زنده برمی گرداند تا جایی که دیگر مجالی برای ...
سکوتِ محض مسافرانِ پرواز روی صندلیها نشستند. دستها، دستبند خورده. ساکهای دستی کوچک کنار پاهاشان. هر کسی در حال و هوای خودش است. زنان و مردان جوان. در میانشان پیرمردی دیده میشود که سرش را پایین انداخته و بین دو کفشش را نگاه میکند. یکی ته سالن هواپیما سرفههای سنگینی میکند. و جز این صدا، صدا ...
#بختمان_است(@mahdiyartian) ...
تو ذهنم زمان رو انقدر میبرم عقب که برسم به لحظه ای که چ به شوخی گفت ظرفارو چطور شسته؟ و مادرش گفت فعلا ازش انتظاری نیست... باورم نمیشه که میتونستم برداشت دیگهای از این حرف داشته باشم. فکر نمیکردم میتونست منظور مادرش این باشه که لازم نبوده ظرفارو هم بشوره! فکر کردم منظورش اینه که بد شستم... آه خدایا ...
نوبتی هم باشه نوبت لیلی خانم بود، البته بلیت این تئاتر رو با کولهپشتی معاوضه کرده، یه کولهپشتی جدید هدیه گرفته بود که نیازی بهش نداشت، بهش گفتم اگر این رو به کسی که نیاز داره هدیه بدی، منم بلیت یه تئاتر رو بهت هدیه […] ...
آدمها دو دستهاند:آنهایی که موقع پر شدن قوری از آب سماور، میایستند بالای سرش و بیآنکه هول این را داشته باشند که کار دیگری بکنند، جریان آب و بازی برگهای سیاه چای توی قوری را تماشا میکنند و میگذارند صدای شرشر آب، بخشی از جانشان شود.و آنهایی که قوری را میگذارند زیر شیر سماور و میپرند از یخچا ...
گفت برای چی اینقدر بستگی پیدا کردی بهش؟ چشم و ابروش تو رو گرفت؟ گفتم قبل ازینکه چشم و ابروشو ببینم بار این بستگی، بسته شد. من مبتلا به نگاهش شدم. گفت دیگه بدتر، یعنی کار فقط کار چشمش بوده بی مشارکت ابرو؟ حالا مگه خیلی شهلا بود چشمش؟ گفتم د ن د .....دارم میگم نگاهش...اون طوری نگاهم کرد و چیزی د ...
من یه infpام: من چیزهایی رو دوست دارم که دیگران دوست ندارن...:) ...
من خونهخراب شم که همسایه خونهدار شه؟میخوام صد سال سیاه نشه!(@mahdiyartian) ...
اگه خدا بخواد رییسم سرش گرم شده پیش کسی و دیگه هول بازی درنمیاره. عصبانی هم نیست. با حوصلهتر هم شده. با همکارها صمیمی تر شدم و احساساتم رو بیشتر بروز میدم. کارها رو از سر اضطراب پیش خودم نگه نمیدارم پس در کل فشار کاری روم کمتره. فقط میمونه درجا زدن... استوری ها رو میدیدم. یکی خوشکل بود، یکی دوستای ...