آدم وقتی بخواد ریسکای بزرگتری انجام بده باید از خطرات کوچکتر بگذره،این مضمون حرف امروزت بود و این یعنی خطر دیروز مقدمه ریسکای بزرگتره؟؟نمیدونم شاید من توهم زدم شاید صرفاااااااا دیروز حاصل یه خواستن بیش از حد بود ...
در این اوضاع و احوال خیط مملکت و در حالیکه اگر تا دیروز در سرشماری ها به عنوان رعیت در نظر گرفته می شدیم از دیروز تبدیل شده ایم به رعیت های حرامزاده و در حالیکه دعای کورش برعکس به آسمان رسیده و خشکسالی به مملکت شبیخون زده و ملت هر روز قبل از بیرون آمدن از خانه دروغ هایشان را مثل نقل و نبات در حیب ها ...
اگرچه میان افراد پرخاشگر نیز مانند همه طیف های جامعه تفاوت های فردی زیادی وجود دارد، نتایج پژوهش ها نشان داده است برخی از خصوصیتهای شخصیتی میان این افراد مشترکند.مهمترین این ویژگی ها عبارتست از:📐1:عزت نفس پایینیکی از دلایل اصلی پرخاشگری احساس ناکامی است. بیشتر افراد پرخاشگر تصویر مخدوشی از خود دارند ...
دیگر بس است . سالهاست صدایشان روی اعصابم قدم میزند . کفشهای بیادبشان را بر روح و روان ما میکوبند و خیال میکنند خانه فقط برای خودشان است . ساعتها سر و صدا، دویدن، کوبیدن، ریختن آب، خندههای بلند و بیفکر … انگار نه انگار زیر این سقف هم انسانی زندگی میکند که آرامش میخواهد، نه شکنجهی روزانه ...
تمام انسان ها فارغ از هر جنسیتی محترم و ارزشمند هستند نه نه نه درستش میکنم اغلب انسانها (با ارفاق) باز هم فارغ از هر جنسیتی ارزشمند و محترم هستند این پست دقیقا درباره بعضی هاشون صحبت میکنه بیشتر هم با جنسیت مرد طرز نگاه این افراد، طرز صحبت کردن این افراد، طرز رفتارشون اصلا طرز زندگی کردنشون پر از ...
داشتم فکر میکردم برای در امدن از این حال ناگوارم که تعریفی فعلن برایش ندارم ،یک:باید گریه کنم،دو:باید بنویسم.باید قطار کلمات را ردیف کنم روی کاغذ و ذهنم را خلاص کنم از این مه غلیظی که دورش را گرفته.گریه ام نمی اید.وقتی قرص میخورم اشک ها نابود می شوند.غم شدید و شادی عمیق را حس نمی کنم.اما بدیش این اس ...
نمیدونم چطوری قراره تو این جامعه زنده بمونم؟ حتی یک لحظه تنش حالمو بد میکنه. شاید چون همه زندگیم تنش تحمل کردم. ...
بدن ما تنها ماده نیست. هوشمند است. منزلگاه روح خداست. شاهد و مشهود است. جان دارد. اگر در سکون و سکوت خود بمانیم و خوب گوش کنیم با ما صحبت میکند و راه را نشان میدهد. پ.ن: این نوشته یادآوریای بود در روزی که طبق عادت از خانه خارج شدم برای انجام کاری و کاملا فراموش کرده بودم که آن روز نیازی به انجام ...
من عاشق سینمای دهه هشتادم. ...
خیلی وقت بود بردیا رو ندیده بودم، یک بار هم همین چند وقت پیش با هم قرار گذاشتیم و من نتونستم برم، اینبار دیگه نمیشد، باید میدیدمش، واقعا هم دوست داشتم ببینمش ولی خب، فرصتی که نیاز بود پیدا نمیشد. برام خیلی جالبه بعضی از […] ...