هر یک ساعت مازاد ساعات کاری من ۱۲۰ تومان میارزد. صبحها که ماشین میگیرم دارم حساب میکنم مابهالتفاوت با همسفر تاکسی اینترنتی گرفتن و دیرتر رسیدن، میارزد یا نه؟ اگر بعد از هفت صبح برسم ماجرا پیچیدهتر هم میشود. وسوسه میشوم برای نشستن در کافهای بسیار نزدیک به محل کار که هفت صبح کرکرهاش را با ...
دلم به نوشتن نمیرفت اما معجزه صدای آرام بخش دریا ،کنار ساحل شنی همه جا آرووم و صدای خدای مهربان که بنده من همه چیز را برای تو خلق کردم و تو چقدر ناسپاسی. چشم هایم رو میبندم و فقط به صدای موج های آرووم گوش میسپارم خورشید بسیار زیبا پرتقالی پرتقالی خوشمزه و خوشرنگ کم کم میاد بالا،و این معجزه خدای مه ...
اینجا قراره قصه بشنوید…https://castbox.fm/app/castbox/player/id5357106/id861414007 ...
رادیو تراژدی: یک پادکست تازه از تیم تراژدی🤔 لطفا نظر بدید👇 @radiotragedy_admin پادکست کتاب تراژدی قصهی اول: تولهخرس باغ پردیسان«کتاب تراژدی» پادکست تازهی ...
این هفته تئاتر تو تئاتر شد. دوشنبه من و دلبر رفتیم تئاتر، امروز سهتایی اومدیم. اولین اجرای تئاتر همه چی وردار هم بود. موضوع و داستان نمایش واقعا خیلی کاربردی بود برای لیلی، متاسفانه این چند وقت تو مدرسه با یه همکلاسی مواجه شده که […] ...
از قدیم تو گوشمون خوندن «به دعای گربه سیاه بارون نمیاد» ولی به عنوان کسی که یه گربهٔ سیاه، واسطهٔ حالِ خوبش شده، با اطمینان میگم به دعای دو پای بدذاته که بارون نمیاد و نه یکی از زیباترین و مهربونترین همسیارهایهای ما.#سلطان #نجاتدهنده #عشق(@mahdiyartian) ...
بسم الله میخوام پاییز رو دوست داشته باشم اما این آنفولانزا های لعنتیش نمیزاره... سرم خیلی درد میکنه ...چند هفته اس پشت سرهم سرما میخورم... سرما خوردگی خودم هیچ اینکه پشت من پسر مریض میشه ناراحتم میکنه..هنوز داروهاش واسه دوره قبلی سرماخوردگیش تمام نشده باز اول.. هرچقد میخوام ملاحضه کاری کنم نمیشه... ...
تولد خواهرزاده بود و نشد بیان اینجا😔 استوری گذاشتم و تبریک گفتم یه فیلم کوتاه از بچگی هایش داشتم زمانی که تازه یاد گرفته بود بهتر راه بره توحیاط دست همو گرفتیم باهم قدم می زنیم اینو فرستادم برای خواهرم یادم نیست اینوبه خواهرم نشون داده بودم یانه ولی الان فرستادم حس خوبی داشت ^_^ تماس گرفتیم بچه ها خ ...
رادیو تراژدی: یک پادکست تازه از تیم تراژدی🤔 لطفا نظر بدید👇 @radiotragedy_admin #پادکست ...
امروز فصل اول تموم شد . حالا شب بیدار میمونم یکم فصل ۲ رو هم پیش میبرم خیلی اضطراب دارم . چند تا جوش عمیق هورمونی زدم . امروز سرخود بازم راکوتان خوردم . دو تا ورق دارم . حالا شاید یکشنبه دوشنبه برم دکتر که تحت نظر اون تا پایان این کار راکوتان بخورم خیلی خستم . بازم به انصراف فکر کردم ...