از لحاظ روحی نیاز دارم یه کوسهٔ کلهچکشیِ نجاتیافته از خطر انقراض باشم که داره تو آبهای دریای مکران پرسه میزنه و خوشحاله که دیگه کسی چراغِ حیاتی برای خونه رو به پای دیگری نمیریزه!(#ژانر زیردریایی)(@mahdyartian) ...
از لحاظ روحی نیاز دارم یه کوسهٔ کلهچکشیِ نجاتیافته از خطر انقراض باشم که داره تو آبهای دریای مکران پرسه میزنه و خوشحاله که دیگه کسی چراغِ حیاتی برای خونه رو به پای دیگری نمیریزه!(چالش زیردریایی)(@mahdiyartian) ...
دخترخالهم رو دیدم و داشتیم صحبت میکردیم. به درس و بودن و نبودن رسیدیم. گفتم :شاید نخوام ادامهی زندگیم اینجا باشم. شهر دیگه یا حتی مهاجرت! نمیدونم دقیق ولی حس میکنم راهم اینجا نیست. گفت: یعنی ممکنه دور بشی؟ گفتم: تا زمانش تصمیم میگیرم ولی احتمالش هست. و خیلی جدی ناراحت شد. ناراحت که نباید بری و ا ...
شهرستان فریدونشهر یکی از شهرستانهای غرب استان اصفهان است. که در زاگرس مرکزی واقع شده است. منطقه ای کوهستانی و دارای آب و هوایی سرد و برف گیر است. این شهرستان، درمیان استانهای لرستان و چهارمحال و بختیاری واقع شده است. يکي از نام هاي قديمي فريدونشهر آخوره است. که در شمال شرق این شهر نیز کوهستانی با ...
امروز داشتم به ملیکا ؛ همکار قشنگ محل کارم میگفتم من انسان قانعی ام ؛ من زندگی ایده آلم اینه که مثلا ملکی مغازه ای چیزی داشتم هر ماه یه مبلغ اجاره میگرفتم و خودم بیکار بودم به زندگیم می رسیدم ، به همین راحتی . کار کردن خیلی کار مزخرفیه . ...
پنجرهی آشپزخانهی من پرده ندارد، بعد از اینکه کارگرها پلاک روبرویی را کوبیدند و ساختند و تقریبن همزمان با میانهی کرونا، گذاشتند رفتند. ساکن جدیدی نیامده. رومیزی را که به قاب پنجره میخ کرده بودم، برداشتم و باز من ماندم و پنجره بیپرده. گمانم یک اتفاقی، اختلاف نظری، چیزی مانع واگذاری واحدهای نوس ...
میرزا کوچک خانناصر مسعودیزنده باد نام و یاد قهرمانان جرأتمند و مقاومِ وطنم. ...
گوشی موبایلم را برده بودم تعمیرات موبایل تا یک خاکی برسرش بریزند که البته نریختند و فقط وقتم تلف شد.در همان دقایقی که وقت من در حال تلف شدن بود یک پسر جوان وارد موبایل فروشی شد و به دو پسر جوان تعمیرکار سلام داد و آنها هم گفتند: - سلام ماموستا من اول ماموستا را ندیدم و فکر کردم پیرمردی باید باشد و و ...
اجارهنشینی یعنی اینکه هرازچندگاهی همه وسایل خانه را میچپانی در یک عالمه کارتن و کامیون اسبابکشی را بار میزنی و به یک آپارتمان جدید منتقل میشوی. یک سری خوبیهایی دارد. مثلا اینکه آدم را از یکنواختی کشدار دیوارهای همیشگی و از سنگینی سایه اجسام روی دیوار که زاویه و اندازهشان را در تک تک ساعتهای ...
بعد از نم بارونی که زد، این کوچه و این خونه و اون درختای خرمالوی داخلش توجهمو جلب کردن.رطوبتی که مثل فرش روی زمین نشسته و تکوتوک برگایی که دلبرانه دراز کشیدن و مثل ما با ذوق، به سقفِ آبیِ بالای سر نگاه میکنن و درختایی که انگار منتظرن دیوار دست بزنه تا رقصکنان برای هوای بالاخره پاییزیشده، خوشحالی ...