وقتی بین رتبههای برتر کنکور حتی یک نفر هم مدرسۀ عادی درس نخونده و بدون کلاس کنکورهای آنچنانی به نتیجه نرسیدهوقتی امنیت با ماشین خارجیِ چند ده میلیاردی تأمین میشه و حتی ماشینای داخلی چند میلیاردی هم فقط سایهای از امنیت بهت میدنوقتی بیماری پیش میاد اولین دغدغهات هزینۀ درمانه و دومین دغدغهات اینه ...
هرکس منو میبینه تعجب میکنه از اینکه چطور من میتونم این حال رو داشته باشم سنگینه و باورنکردنی ...
غرق خواب باشی و با صدای تندِ بارون بیدار شی پتو رو کنار بزنی و بری لب پنجره تا ریزش فطره هاشو زیر نور تو حیاط ببینی من جون میدم برای این لحظه و این هوا:))))))))) ...
«من مخالف سرسخت استراحتم. علاقهای هم به سینما و تئاتر ندارم. عمر ما آنقدر کوتاه است که فرصت استراحت در آن نیست.»از کتاب «سیدضیا: عامل کودتا»اپیزود جدید رادیو تراژدی، «موسولینی ایران؛ سیدضیاءالدین طباطبایی» را میتوانید در همین کانال بشنوید.@radiotragedy ...
بسم الله در وصف پسر باید بگم: انگار خدا یه تیکه از بهشت رو بهم داده و گفته این یه تکه مال تو واسه اینکه دنیا برات آسون تر شه...واسه اینکه تو این دنیا یه دلخوشی از جنس بهشت داشته باشی...بشه انگیزه ات برای جنگیدن ایستادن تلاش کردن.. نمیدونم پسر میوه ی بهشتی یا خود بهشته ولی هرچی هست مطمئنم از جنس بهشت ...
بالاخره این سریال رو تموم کردم، البته قرار بود آخر زمستون تموم بشه ولی دوست داشتم زودتر تمومش کنم. سریال واقعا فوقالعادهای بود به جز فصل ششم، به نظرم سریال رو در فصل پنج تموم میکردن خیلی بهتر از ساخت فصل ششم بود، خیلی بیمعنی […] ...
مربا اگر خوب ساخته شده باشد، یک سال بدون تغییر می ماند.سبزی سرخ شده هم.نیمه شب، بعد از پنج سال، تصمیم گرفتم ... روز بعدش دم غروب، شیشه بزرگ مربای به را خالی کردم. و چهار بسته باقی مانده سبزی سرخ شده قورمهسبزی و مرغ ترش.چهارسال هجرانی به کنار، یک سال خوشبخت قبلش که آمده بود با چمدانهای بزرگ و سخاوت ...
از دیشب تا الان اونقدر باروون اومد که سهمیه یه سال بارون رو خدا یه جا باهامون حساب کرد خدا رو شکر برای باران برای نعمت های بی پایاندادن مهربون الحمدولله خوب در مورد مادر تا اونجا نوشتم که بالاخره مشکل خواب مادر حل شد اما روز مادر که فرا رسید ما سالهاست که روز مادر رو مفصل برگزار میکردیم همه مون به ...
غذای امشب به شدت تند از آب درآمده بود، با اینکه همان مقدار فلفلی را توی غذا ریخته بودم که معمولا می ریزم.اول فکر کردم سییتم چشایی ام هم به فاک رفته است و دیگر تحمل طعم های تند را ندارد و بعد از این باید مثل بچه ها فقط غذاهای بی طعم و مزه بخورم.عرض شود این فکر بیشتر از تندی فلفل ها آتشم زد و تصمیم گر ...
بسم الله تقریبا میشه گفت دیگه نون تیموشی رو(نوعی نون محلی استان هرمزگان) رو خوب بلدم درست کنم.. نمیدونم پیش خودم فکر گردم اگر چیزی که همسرم دوست داره درست کنم یا بیشتر به علاقمندی هاش توجه کنم عشق بینمون بیشتر میشه +ناقصم نقص دارم اخلاقم طاهرم باطنم...میفهمم و براش متاسفم اما امیدوارم خدا بهم توان ا ...