نمیدونمدلم میخواد هرچیز که ته قلبم هست رو بنویسم اما انگار نمیتونم...فقط خودت درک میکنی چی میگم مگه نه؟چیزی درونم میخوام که با هیچ چی سیراب نمیشه! حس خواستن کسی!نیاز داشتن به کسی!در انتها همشون به تو میرسه!من تورو میخوام!من خیلی جاها تورو انتخاب نکردم،پَسِت زدم و ازت فاصله گرفتم اما تو همیشه بودی... ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

در میان شلوغی شهر، نگاه‌هایی هستند که هیچ‌گاه کامل نمی‌شوند. نگاه‌هایی که از دل عشق، امید یا درد برخاسته‌اند، اما کسی آن‌ها را نمی‌بیند. این نگاه‌ها، داستان‌های ناتمام زندگی‌اند؛ حکایت دل‌های تنها، تلاش‌های بی‌پاسخ و امیدهای خاک‌شده. گاهی انسان‌ها در میان هیاهو، فرصت دیدن دیگری را از دست می‌دهند و ن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چیزهای زیادی وجود دارد که آدم، تاریخِ دقیق شروع‌شان را نمی‌داند. مثلا نمی‌داند کِی و کجا بود که یکهو به خودش آمد و دید رنجورتر و منزوی‌تر و آرام‌تر شده است. آدمی طوری‌ست که گاهی چشم باز می‌کند می‌بیند که «طوری» شده؛ بی‌آن‌که متوجه مسیرِ این‌طوری شدن یا نقطه شروعش باشد. من اما نقطه‌ی شروعِ معمولی‌بود ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

  متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. بله ، بهشتی می‌خواست بگوید ایران با محاس ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چه جوری تو این هوا این قدر خوش‌تیپ و خوشگل تو خیابون می‌گردین؟ من یه خرس قطبی رو تنم کردم بازم سردمه و می‌لرزم!(@mahdyartian) ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

باز امشب احساس فلاکت در درس خوندن کردم. چقدر احساسات ناپایدارن. توی درس خوندن چرا این قدر به خودم سخت میگیرم؟ نفس بکش دختر. زندگی دو روزه‌ ___ چند وقته از اینور اونور توی کانالم عضو میشن و توی دایرکت بهم میگن چقدر خوب می‌نویسم. شنیدش برام دور از انتظاره و هر بار خوشحال میشم. چون حقیقتاً زمان زیادی ب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یک همکار بازنشسته که در دوران شاغلی و ریاستش گرگ های بیابان هم از دستش آسایش نداشتند برای کاری پیش من آمده بود.حوصله اش را نداشتم و راستش احترام چندانی هم نگذاشتم و گفتم برود پیش کیوان که رییس است.اما مگر می رفت؟ اصرار داشت که کارش را من انجام بدهم که به هر حال می شناسمش.کارش را انجام دادم اما هر بر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بچه که بودم، توی کارت بازی ماهر بودم! کلی کارت برنده شده بودم. از این کارت‌های هواپیما و بازیکن و ماشین و اینا... معنی ثروت برام اون موقع اون کارت‌ها بود. وقتی تونستم با کار کردن (کارگری و...) برای خودم کفش بخرم و دیدم حالا میتونم راحت زیر بارون قدم بزنم و نگران خیس شدن جورابام و یخ زدن پاهام نباشم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

یک هته دیگرم بدون تو گذروندم یک هفته دیگه هم تصویرامون تو میت کنار هم قرار نگرفت یک هفته دیگه هم هیچ اپراتوری صداهامونو در حال مکالمه نشنید یک هفته دیگه هم به هفته هایی که ندارمت اضافه شد یک هفته دیگه هم خنده رو لبام نیومد اگر هم اومد خنده از سر ذوق و عشق نبود یک هفته دیگه هم گوشام نشنید ترانه: منو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

قلم شیطان را شکستم و بیرون رفتم. اما شیطان این وسط چه کاره است آخر آدمیزاد؟! نمی‌دانم، بیا بگذر و وارد معقولات نشو. مریضی انگار اسباب پهن کرده و ماندگار شده، هر روز هم به جایی سرک می‌کشد. از دیروز چشم‌هایم هم چرک کرده‌اند. سرفه‌ هم یک لحظه امان نمی‌دهد. اما امروز هوا بهشتی بود. آسمانِ آبی، خورشیدِ ن ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید