پسر نوجوان، چندبار، طوری که من نشنوم به پدرش آن جمله را گفت؛ ولی من شنیدم. پدر و پسر از شهرِ دوری خودشان را رسانده بودند به تهران تا به مطب دکتری بروند. پدر زیادی بدخلق و عصبی بود. شاید بهخاطر تهران و شلوغیِ زیاد خیابانهایش که به آن عادت نداشت. احتمالا برای همین به راننده گفت میتواند سیگار روشن ک ...
قطعا نمیتوان مسخ را علیرغم ظاهر آن به چشم یک رمان صرفا فانتزی و تخیلی سرگرمکننده نگاه کرد. کافکا در این اثر سعی کرده با استفاده از نمادها واقعیت نهفته در داستان را شرح بدهد. برای مثال در ابتدای داستان با بدنی به طرز غیرعادی سنگین و بزرگ مواجهایم که میبینیم پاها علیرغم زیادشدن، توان حمل آن را ن ...
یاد قدیم طاق رودی من بزرگتره شب یلدای ما لاکچری تره گم شدیم مسابقات سراسری چشم هم چشمی در یلدای جان یلدا موبارک ...
هنری جانسون به نویسندگی و کارگردانیِ دیوید مَمِت فیلمِ مورد انتظارِ من بود تا ببینم این نمایشنامهنویسِ قدرتمند مِدیوماش در سینما همچنان تئاتری است یا خیر؟. ممت نویسندگیِ شعاریِ مثبتی دارد. اینکه وُکَلا به هرراهی برای اثبات بیگناهی موکل خود میروند امّا همین که خودشان گرفتار میشوند دست به دامان ق ...
من عاشق لحظههای خستگی تو فیلما هستم. اونجایی که قهرمان نا نداره کاری کنه. نا نداره فکر کنه به اینکه کار درست چیه. قهرمانهای وسترن خیلی اینجوریان. وسط بیابون دور یه آتیش شبونه کنار یکی دو نفر اعتراف میکنند که نمیدونند باید چیکار کنند. اونجا که عقل آدم قد نمیده که باید چیکار کنه خیلی لحظهی واقعی ...
توی تاریخ شخصی هر ادمی بعضی شب ها تاثیرگذارتر است.مثل یلدا برای من..مثلن میتوانم بگویم یلدای هزار سال پیش در نهایت عاشقی بودم.یا وقتی میخواهم از جداییم حرف بزنم میگویم همه چیز از یلدای سه سال پیش شروع شد..اما یلدای امسال…با بچه ها امده ام کیش.تصمیم گرفته ام دنیا را سخت و جدی نگیرم.قلبم خالیست.دنیا خ ...
امسال مامان یک میز کرسی خریده از دیجی کالا،دور تا دورش را تشک انداخته و پر متکا و کوسن های نرم کرده،رویش هم لحاف دو نفره ی آبی تاچ انداخته به جای لحاف کرسی مخمل قرمز با توردوزی های سفید ،اما همین کرسی اسباب شادی همه مان می شود.هرکه پایش را میگذارد توی خانه خودش را سر میدهد زیر میز و گرما انقدر مایه ...
https://www.instagram.com/p/CF1yd19BJKT/?igsh=YXI0emc5MWx2aDdiInstagram@arefehhajhoseiniزمستان باید سرد باشد اما برای من فرار کرده از تهران پر از دود و آلودگی،زمستان گرم است،خواستنی ست ،با نسیمی خنک و بی وزن ،اینجا جزیره کیش است .به شب یلدا فکر نکردم و قبل از اینکه تلفن را قطع کنم گفتم :بیای خونه ،ن ...
دلارامم رفت رسما دیگه هیشکی و تو این خراب شده ندارم شاید درکش سخت باشه ولی این مساله انقد برام سخته ک از وقتی شنیدم اول براش کلی ذوق کردم بعدش گریه برای خودم و تنها موندنم ...
در اینجا شاهد الگویی تکراری هستم تنفر و تنفر و تنفر اندکی بهبودی تنفر و تنفر و تنفر همین مسئله هم منزجر کننده است و این حقیقت که خود این بلا بر سر خود آورده ام حتی به عمق درد موضوع بیشتر اضافه میکند ...