دیشب که خوابیدم هیچیم نبود صبح با گلودرد بیدار شدم.. تب، سرفه و.. هیچی ندارم ولی کلا بیحالم، اینقدر گرسنمه ولی میل به غذا ندارم. دارو خوردم دلم می خواد فقط بخوابم تا صبح.. نه الان وقت آنفولانزا نیس.. کلی کار ریخته سرم... ...
گرد می گیرم آنقدر که طبقه طبقه فراموشی به سراغت بیاید وقتی قطار می رود برفهای را پراکنده کند و پرندگان توده ای ابر باشند که آسمان را جابجا می کنند هنوز خداحافظی به هیچ وجه از سلام شروع نمی شود آنها که به تنهایی می روند از جهانی بزرگ به کوچک پناه برده اند بی ایستگاه و وقفه ای بلند آنقدر کوتاه که در ...
Ey IRANGholam Hossein Banan (@mahdyartian)آنجا که زبان از سخن و قلم از نوشتن، باز میماند #موسیقی آغاز میشود.#با_من_بشنوید(@mahdyartian) ...
کاری ندارم وضعیت اقتصادی فعلی تقصیر کیست نباید دنبال مقصر باشیم ملت و دولت کنار هم اند دولتی که برنامه نداشت و ملتی که دیدند طرف چه شخصیتی دارد و رفتند و به او رای دادند در این یکسال و خورده ای به جای حل مشکلات یه مشت اراجیف تحویل مردم و بازار پرنوسان و پرتب و التهاب کشور داد و قیمت ها را بالا برد ع ...
سلام به تو که اینو میخونی نمیدونم کی هستی کجایی و چه داستانی داری این هم واسم خیلی جالبه به بازدید وبلاگ نگاه میکنم و میگم این عدد ها هر کدومشون یه داستانن یه جایی الان نشستن و دارن اینا رو میخونن نمیدونم الان داری با چی میجنگی اما دلم خواست الان اینا رو بهت بگم بهت بگم که اگه شرایط خیلی سخته، اگه د ...
عاشقت میشم دوباره عاشق اونی که نیست آدم وقتی یک نفر دوست داره و بهش نمی گه، اون یک نفر تو همه چیز و همه کس می بینه و این دردآورده ...چون باید همه را دوست داشته باشی. با همه مهربون باشی و ... شاید چند جمله بالا را تو تجربه کرده باشی ...پس مخاطبم تویی. بله تو... این حسی که توصیف می کنی، یکی از عمیق تر ...
دیانای عزیزم، صمیمیترین دوستِ روحِ من؛ نمیدانی چقدر مشتاق بودم که در این عصرِ سردِ ژانویه کنارم بودی. اکنون که برایت مینویسم، خورشید مانند یک اخگرِ کوچک و لرزان، میان دو تاریکیِ ژرف آویخته است؛ گویی روز به قدری کوتاه شده که تنها مجالی برای یک رویای شیرین باقی میماند. از پنجرهی اتاقم به بیرون می ...
یعنی زندگی من اینطوریه که با شروع کردن یه سریال، pause میخوره و تا وقتی تموم نشه به روال عادی برنمیگرده الانم ۱۵ روزه تو این وضعیتم و باید بگم زندگی در فاز pause هرچند دلچسبه ولی داره گند میزنه به همچی و حالاحالاها قرار نیست تموم بشه چون فعلا از ۱۶ قسمت دو ساعته، ۵ قسمتش مونده... ...
روزی که نوشتن این موضوع را شروع کردم، فکر نمیکردم که ممکن است در ادامه داستانی از خودم را بیان کنم. فکر میکردم قرار است یک مطلب کاملا روانشناسی را بنویسم. حرفهای انگیزشی بزنم و احساسات قشنگ و پاپیون زدهای را ارائه بدهم! ولی اینجور نبود. مغز من پر بود از حرف. پر بود از درد. و سرشار از تجربه. احسا ...
یه جلسه با ۲تا مرد و یه جلسه با یه مرد رفتم، مردها همکارم هستن و میشناسیم همو. جلسهی با ۲مرد آخر وقت بود و یکیشون همش داشت خمیازه میکشید جلسه با یه مرد، پاهاش رو قریب به ۱۸۰ باز کرده بود از هر ۳ مرد حس بد گرفتم و درحین جلسه اصلا حس خوب نداشتم ...