اگه میتونی اگه میشه اینجا باهام حرف بزن چیزی بگو در این روزگارِ مرگ ...
خاموشی داره بیشتر و بیشتر میشه، ولی ما ایرانی هستیم و هر طور شده راه خودمون رو پیدا میکنیم :)از دیروز بخش «جدیدترین ها» توی ویرگول دچار اختلال شدهاز چند ساعت قبل هم کامنت ها دیده نمیشه و نمیشه هم کامنت جدیدی گذاشتراهکارهر پستی که مینویسید تگ «جدید» رو بهش اضافه کنید تا همه مون به پست های جدید دسترس ...
درود مجدد دوستان این یه پست یحتمل موقتی برای این روزهاست :خواستم یه پیشنهاد بدم ، حالا که کامنتا بستس و حالمون هم شدیدا بده به خاطر تمام اتفاقات حال حاضر ایران ، گفتم بیاییم عکسایی رو که قبلا گرفتیم و برامون ارزشمنده (داخل گالری) اینجا پست کنیم و از عکسای هم که حالا میتونه از درخت باشه از خیابون باش ...
درود مجدد دوستان این یه پست یحتمل موقتی برای این روزهاست :خواستم یه پیشنهاد بدم ، حالا که کامنتا بستس و حالمون هم شدیدا بده به خاطر تمام اتفاقات حال حاضر ایران ، گفتم بیاییم عکسایی رو که قبلا گرفتیم و برامون ارزشمنده (داخل گالری) اینجا پست کنیم و از عکسای هم که حالا میتونه از درخت باشه از خیابون باش ...
خب دوستان عزیز همونجور که احتمالا متوجه شدید ویرگول هم پرید , تنها رسانه ای که میشد داخلش بدون سانسور توی این وضعیت چیزی نوشت و بازخورد هاش رو دید هم پروندن , دلیل اینکارا خیلی عجیبه و من میسپارمش به تاریخ و آیندگان, الان که دیگه نمیشه داخل کامنتا ازتون خبر بگیرم اما امیدوارم حالتون خوب باشه و زنده ...
خب دوستان عزیز همونجور که احتمالا متوجه شدید اینه که ویرگول هم پرید , تنها رسانه ای که میشد داخلش توی این وضعیت چیزی نوشت و بازخورد هاش رو دید هم پروندن , دلیل اینکارا خیلی عجیبه و من میسپارمش به تاریخ و آیندگان, الان که دیگه نمیشه داخل کامنتا ازتون خبر بگیرم اما امیدوارم حالتون خوب باشه و زنده بمون ...
طی یه تصمیم یهویی ساعت ۷ صبح راهی شمال شدیم برای عوض شدن حال و هوا الان نمک آبرودیم و میخوایم بریم ناهار بخوریم هوا سرده، خیلی سرد ولی خیلی خوبه برف و بارونم دیدم:> کمی بچرخیم برمیگردیم تهران با گوشی دارم مینویسم ببخشید اگه فونت کوچیکه نمیتونم تغییرش بدم عکس هم زوم شده و نمیدونم کیفیتش چطوره د ...
بیا برگردیم ، به روزگاری که پا برهنه تا در حیاط تلو تلو خوران میرفتی و خودآی تو ، یعنی مادر ، جلویت را میگرفت که از حریم امن خانه بیرون نروی. یادت هست؟ آن روزها که در آغوش خدا صبح را به شب و شب را به صبح می رساندی. یادت هست؟ بزرگتر که شدی ، حرف زدن و نطق کردن را که آموختی خدای قبلی به تو نهیبزد که ...
صبح پاشدم وبلاگو باز کردم و پریده بود =)))) ببنید روزمو چقدرررررر عالی شروع کردم... ...
سلاممماینجا برف بارییییییییده🥹فک کن شب بخوابی و صبح با چنین صحنهای روبرو بشی❄️حس اینو دارم که یه طلسم بزرگ بعد مدتها شکسته شده!این روزا دیگه واقعاً حال و حوصله حرفزدنِ بیشتر نیست:)فقط زیبایی ببینیم،یخرده حالمون خوب بشه✨🌱چنین صحنهای💫سطل زباله کاکلبرفی👀:)برای قرار عاشقانه دونفره توی یه روز برفی م ...