روی دور تند می‌گفتم مبادا قطع شود. می گفتم فکر نکن من یادم نیست. فکر نکنی حواسم آنجا نیست یا تماس نگرفتم. اصلا هیچ خطی به هیچ خطی وصل نمیشد روز و شب تلاش می‌کردم....داد میزد لابد چون صدا ضعیف بود یا که گوش خودش خوب نمی شنید و فکر میکرد من هم نمی شنوم. داد میزد: مگر میشود من اصلا اینجور فکر کنم؟ مطمئ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

داشتم با یه دوستم حرف میزدم و ازم پرسید چی شد که تونستی با این کنار بیای که قرار نیست زندگی رویاییت رو داشته باشی. بهش گفتم واقع‌گرایی مفرط. من آدم منعطفیم، علایقم قراره در آینده تغییر کنه، ولی چیزی که تغییر نمی کنه وضعیت زندگیم و خانواده‌مه، و یه روز میرسه که حتی اینها رو هم ندارم و فقط من میمونم و ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اطلاعی از مردمان دیگر کشورها را ندارم، نمی‌دانم زندگی در کشور دیگری چگونه است اما نفس کشیدن‌های بیهوده در این کشور به‌من فهماند گاهی می‌شود فقط یک زندگی ساده سالم با حداقل چیزها برای آدمی آرزو شود. اینکه بدون رنجش و درد مدام، بدون اضطراب و دلهره و غم دائم، بدون بیماری و افسردگی، فارغ از میله‌های سرد ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نمی‌دونم وبلاگ و بیان انقدری به زندگی برگشته که صفحه چت سوم رو افتتاح کنم یا نه. چت؟ آزاد!=)  و مروری برا چت های گذشتگان و بازماندگان: صفحه چت یک صفحه چت دو  ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

برای یک سوداوی مزاج، خیال خیلی قوت دارد، آنگاه که سودا از مزاج به سوء مزاج می‌رسد و مرا در بستر می‌اندازد، خیال قوتی عمیق می‌گیرد، تصاویر می‌سازد و خیالاتی می‌آورد. بعد خواب‌ها از قالب اکشن تبدیل به قالب ادونچر ماجراجویی می‌شوند. گاهی در بیداری هم ادامه می‌یابد و گرچه این حال برای شاعران و ادیبان مم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

این تئاتر رو چند هفته پیش با لیلی رفتیم، خیلی هم اتفاقی بلیتش رو گرفتیم، یعنی صبح چک کردم جا نداشت، عصر دنبال یه تئاتر دیگه بودم دیدم سانس فوق‌العاده داره سریع بلیتش رو خریدم و با رفتیم دیدیم. بامزه بود، بهترین تئاتر عروسکی که […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

صرفا درسایی که یاد گرفتم!«باب یک»توی زندگی یاد گرفتم که آدما تحت تأثیر احساسات و هیجانات شدید حرفایی میزنن که قشنگه اما کافیه یه مدت زمان بگذره تا ثابت کنن که چقدر از اون حرفا فاصله دارن.روی حرف آدما خیلی حساب باز نکنید،کاری رو انجام بدید که قلب و مغزتون بهتون میگه.از تجربه‌هایی که داشتید درس بگیرید ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

توی این مدت بدون اینترنت حتی گوگل، قشنگ شناختم خودم رو که باید فکر اینکه *یکماه برم تو یه کلبه وسط جنگل بدون امکانات ارتباطی* رو باید بذارم دم کوزه آبشو بخورم! زندگی ما تو این قرن هم اینجوریه دیگه خلاصه... الان که اومدم بیان، باز مثل همون قدیما اول رفتم سراغ قالب وبلاگ. یکم بالا پایین کردم کد رنگارو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دلم می‌خواهد شکل یک دایره بزرگ را از وسط مقوای یاسی دربیاورم؛ بعد با قیچی گلدان سبزی ببُرم و تویش چند شاخه پتوس بگذارم، برای وسط میز ناهارخوری؛ چسبش میزنم کنار آن گوشه. بعد در خانه را می‌بُرم؛ باز می‌گذارمش. کاش می‌شد عطر غذا را بکشم؛ سبز و گرم، مثل قلبم، مثل دامنم، مثل خنده‌های واقعی؛ با چشم و صورت ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سلام. تقریبا تو این یکماه دیوونه شدم. نمیدونم چی باید بنویسم! خوبید؟ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید