Forwarded From بشکن Beshkanچگونه با قابلیت کاندوئیت در فلیترشکن سایفون به اتصال ایرانیان به اینترنت بدون فیلتر کمک کنیمکاندوئیت (Conduit) یک قابلیت داوطلبانه در برنامه سایفون است که به کاربران خارج از مناطق فیلتر شده اجازه میدهد با استفاده از دستگاه خود به عنوان یک گره (Node) موقت، به کاربران داخل ...
((این قسمت برای افراد حساس مناسب نمیباشد🚨)) دختر بچه ای در حال گریستن مقابلش ایستاده , چند ثانیه طول می کشد به خودش بیاید , «چه شده ؟ چیه ؟» , «مامانمو میخوام » نادر به سوی او میرود , زانو میزند و دستان دخترک را از مقابل چشمانش میرباید , لباس سرمه ای , دامنی چین چینی قرمز و کفش های مشکی و موی لخت بل ...
این فیلم رو قبل از تمام این اتفاقات دیدم، یعنی وقتی یک رو دیدم اونقدر جذاب بود که دو رو هم دیدم. بعد از مدتها یک انیمیشن باحال دیدم. من که دوستش داشتم. به نظرم شخصیتپردازیها عالی بودن، دفعهی قبلی هم گفتم یاد «دوازده یار […] ...
نمیدانم چه مدت، همانجا پشت در، در هم آمیخته برجا ماندهایم. چرا باید بتوانیم زمان را حساب کنیم؟ چرا باید حساب دانست؟ زمان در ماست. ما در زمان هستیم. این شکوه را نباید با محاسبه آلود. [...] و سکون فقط با امواج بیصدای بوسهها و بوسهها و بوسههاست که میشکند. -شب یک شب دو، بهمن فرسی. ما بین کلمات ...
گفتم بذا بشینم یه سریال از تلوبیون نگا کنم جدیده ببینم چیه . علاوه بر اینکه اشغال بود از هر لحاظ وقتمم گرفت . اه . اینترنتم نیومده هنوز خاک تو سر این ممکلت کنن . ...
نقش خاتم، به انگشتر ئی داشت؛ ارزِمون، «قصهٔ رنگپریده». داشت چرکین، دو چشم سیاهی، همچنان جامه های دریده؛ کو به تن کرده بود هر زمستان. یاد آن روزگاران به شادی، کاو ز سرهای یاران سری داشت! ارزِمون، قصهٔ دیگری داشت. ...
۱- اولین روزی که حضوری شد و تونستم برم مدرسه سعی کردم که دانشاموزان رو رها از وضعیت فعلی بکنم. چون اضطراب و کلافگی کلاس های مجازی رو از چهرههاشون میتونستم تشخیص بدم و برای چند ساعت هم که شده منِ معلم بهشون استرس وارد نکنم. برای همین برای دانشآموزای کوچولوترم یک جور حالت مسابقه نقاشی گذاشتم و دان ...
بهش گفتم: پیرمرد، به چی فکر میکنی؟ گفت: ما هم فکر میکردیم اون روز، آخر دنیاست؛ ولی دنیا هنوزم ادامه داره. ضمناً پیرمرد هم خودتی. (راست میگفت) ...
امروز صبح هوا کمی گرم تر شده بود.خورشید کم رمق می تابید.آسمون نیمه ابری بود.خیابون ها شلوغ و آدم ها در تکاپو.انگار نه انگار سایه جنگ بالا سرمون جا خوش کرده! نهال نگران مسابقه عکاسی بود که فقط تا فردا مهلت داره.نبات امتحان ریاضی داشت و طبق معمول گذاشته بود دقیقه نود.دیشب هم کاری پیش اومد و رفتند جایی ...
هوهوی دردمند باد در غار گوشهایشم سوزش مبهمی در تونل گلویم جوشش بیوقفه مرداب دماغم از دست دادن کارآیی بینی در کنار دوباره از کار افتادن گوگل ترکیب محشری ساخته انتظاری برای آمدن دوبارۀ شوق تماشای فیلمها و خوانش کتابها در کنار امتحان کردن ۱۷۰ تا کانفیگ به هوش مصنوعی میگویم من در این کشور حقوق بشر ...