مرده ایم هرروز و بیدار ایم و خاموش ایم و در خواب ایم بدست کپه ئی از کشت کاران در گل ایم. لا بلائي در میان ریشه های استخوان خوار درختان ایم. خزه شاید پوشیده مان باشد، کاندر آن آبِ لجنِ مرداب گندیده، خرید آریم شاید، می فروش ایم یا که فلس ماهیِ دریائي بازار را، چون میّت پوسیده یا چون اشک شوریده از چشما ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From چپ‌کوک (Atoosa Afshinnavid)چسبیده‌ام کنج بالایی اتاقم و از آن بالا به میز تحریرم نگاه می‌کنم. به یادداشت‌ها، نسخه بیست و چند کتابی که قرار است حرفی تازه از دلشان در بیاید، به ارکیده که بعد از دو سال دوباره غنچه بسته، به لیوان قهوه که پر و خالی می‌شود و به کالبدی که در این اتاق زندانی‌ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

شنبه روز عید میلاد حضرت عباس علیه السلام، مامانم مراسم گرفت خونه‌شون. آش پشت پای بابا رو هم درست کرده بود. ساعت یک ظهر زنگ زد کجایی؟ اینجا همه منتظرت هستند؟ با ناله گفتم: کجا همه منتظرم هستند آخه! و بعد نشستم سر جام. اون روز هم بچه‌ها آنلاین بودند. به قول زینب: آی‌لان. از قضا همسر هم خونه بود. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اگر قرار است تهییج‌کنندگان به اغتشاشات را مجازات کنید پس نفر اول وزیر اقتصاد، رئیس بانک مرکزی و مسؤولان دولتی را مجازات کنید که با طرح گران‌سازی و تورم‌شان علت اصلی تهییج مردم به اعتراضات بودند :) همین الآن هم با این وضعیت آشغال اینترنت دارید تهییج بیشتری می‌کنید همین الآن مردم تهییج‌شان حسابی آماده ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

روزهای عجیب، احمقانه و سرشار از استرس و اضطراب رو تجربه می‌کنیم. در چنین شرایطی به نظرم مدیریت استرس و اضطراب زیاد جواب نمیده، به خصوص که با کنجکاوی آدم در تضاد باشه. آوردن اینهمه ناو جنگی به خلیج فارس خیلی برای من تازگی نداره، […] ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

حدوداً یه ماه پیش، مامان زنگ زد که دارم هویج و پیاز سرخ می‌کنم و روغنمون تموم شده. گفت اگه می‌تونی از اسنپ یا اُکالا بگیر. از این هویج‌های خردشدهٔ آماده گرفته بود و در سطح کلان! داشت سرخ می‌کرد برای من و عروس و خودشون. این چیزا رو آماده می‌گیره ولی چون نسبت به سالم بودن روغن حساسه خودش سرخ می‌کنه. ق ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نمی‌دانم هنگامی که از خانه خارج می‌شوم باید کجا پیاده‌روی کنم اصلا آرامش کدام سمت است شرق غرب شمال جنوب امنیت برقرار است ظاهرا اما من احساس ناامنی می‌کنم هر آن منتظرم یک نفر از راه برسد و از ناف تا گلویم را بشکافد گوشی و ایرپادم را بقاپد و برنامۀ پیاده‌روی شبانه‌ام را به اولین خاطره که خفت‌گیر حسابم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تا بوده چنین بوده همیشه جنگ بوده هرگز حیات بشر از جنگ خالی نشده به‌خصوص انسان ایرانی همیشه آدم‌هایی در جنگ کشته شده‌اند اما ما همیشه خیال می‌کنیم جنگ برای دیگری است و امنیت همیشه برای ماست و احساس متوهمی داریم که تا بی‌نهایت زندگی خواهیم کرد و مرگ غافل‌گیرمان نمی‌کند ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

به فیلم مادرِ آرونفسکی می‌اندیشد بازیگری که استعاره‌ای از زمین بود و پابرهنه در کف خانه راه می‌رفت شخصی متصل به زمین و انگاری خود خانه هم بود اگرچه فیلم بسیار تاریک و خالی از امید و منتهی به معدوم شدن می‌شد اما این مفهوم برایم جالب است چه می‌شد ما آدم‌ها مانند درخت و گل تعلقی به زمین داشتیم و بخشی ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

در میانۀ شب  تنها یک ساعت گذشته از زمان مجاز خواندن نماز شب این قند‌های هلی یزد طعمشان پخش می‌شود در کل سرم سپس داغی چای گس می‌آید و سینه و شکم را حسابی گرم می‌کند لحظه‌ای که دوست دارم هرگز به پایان نرسید و هی تکرار شود هی تکرار و تکرار  اشکالی ندارد اگر یک میلیون سال در این لحظه بمانم و دائم تکرار ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید