محکوم سیامک مردانه یک هژمونیِ مدیایی در بسترِ پلتفُرم‌های نمایشِ خانگی است و همانطور که در نقدِ ابتدای این سریال گفتم، در وانفسای دِماگوژی و قضاوت، و احساس می‌کنم حقِّ من است که تا پایان این سریال را دنبال کرده‌ام که ببینم چه میزان شعورِ مخاطب به بازی گرفته شده، درامْ خیالِ سبکی است در تعلیق‌های بی‌ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

«ناامیدی» قدیمی‌ترین تاکتیکِ روانی جهانه؛ این روزا (بیشتر از همیشه) همه‌مون باید مراقبِ «امید»ـمون باشیم.#امید_نمی‌میره(@mahdyartian) ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

حرف‌های زیادی نمانده که در این اوضاع معنی داشته باشد. بخش زیادی از ایده‌ها، امید‌ها، حرف‌ها و تحلیل‌ها رنگ باخته. از وضعیت دیگر-نه پریدیم به دیگر-نیست. آنچه که تا پیش از این زندگی می‌نامیدمش، دیگر نیست. باید از نو خلقش کرد.فقط راهی پیدا کنید که به زندگی برگردید؛ آدمی، کتابی، فیلمی، جمله‌ای چیزی. من ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

این روزها بلاگ برام باز نمیشد. با خودم میگفتم این بار که بتونم بازم بیام، میام و بک آپ میگیرم. این روزا که به هیچ چیز و هیچ کس دسترسی نداشتم، کلی گذشته م رو شخم زدم و دونه دونه نگران همه ی ادم های ی شدم که یه روزی میشناختمشون. روزهای بدی رو پشت سر گذاشتم. هر بار که اتفاقی داخل کشور میفته، ما بدبخت ه ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نشستم پشت میز، به واسطه یک فنجان قهوه که بعد از شام خوردم مثل جغد نشستم پای درس و کتاب ..ذهنم وسط اطلاعات بانکی این طرف و آن طرف میپره، هرازگاهی صدای تیک تیک قطره های آب از بیرون شنیده میشه، و بعد از مدتی قطع میشه، بار اول که صدا رو شنیدم از پشت پرده های زبرا که حالا دیگه به بسته بودن و قطع ارتباط ب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From انگار درختی رو پر از سار کشیدن🕊هفده‌‌سال پیش جلوی پنجره‌ای نشسته بودم و داشتم فیلمی را می‌دیدم که درباره‌ی او بود، اما خود او دیگر نبود.پنجره‌ای که بارها برای تولد و یک بار برای عروسی و یک بار برای به دنیا آمدن نوزادی تزیین شده بود و او هم در همه‌شان بود؛ این بار من جلویش نشسته بودم و ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

Forwarded From یادداشت‌ها | فاطمه بهروزفخر*دکتر می‌پرسد دقیقا کجا؟ با دست نشون بده. دست می‌گذارم روی قلبم. اینجا. می‌گوید گفتی معده‌ت که! گفته بودم معده‌ام و اشتباهی دست گذاشته بودم روی قلبم. شاید هم اشتباه نبود، قلبم بود که داشت این‌طور عذابم می‌داد. دکتر گفت بین قفسه سینه‌ت؟ سر تکان دادم. گنجشک کو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بیا از لحظه و جغرافیا رها شویم، بیا به دنیای دیگری سفر کنیم، بیا یادمان برود قبل از این کجا بودیم و چه می‌کردیم، بیا فراموشی بگیریم و خاطرات و ناخاطرات‌مان را از یاد ببریم، بیا از ظرف زمان بیرون بیاییم، چشم‌های‌مان را بشوییم و در جهانی دیگر همه چیز را زیباتر ببینیم. می‌پرسی «مگر می‌شود فراموش کرد، م ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نجنگ،استراتژی‌داشته‌باش  یعنی آدم باید دم‌به‌دقیقه حتی پیش عزیز ترین کسان‌ش هم که باید خودش بشه با سیاست رفتار کنه که نکنه اتفاقی بیفته اون ناراحت بشه و دلخوری پیش بیاد و ناراحت بشه، یعنی آدم هیچ‌وقت نباید خودش باشِ همیشه باید دروغ بگه نقش‌بازی و ریاکارانه رفتار کن ِ. این رفتار متاسفانه ب‌واسطه‌ی دل ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

(پست پایین با ناراحتی نوشته شده است)   از درد دندونم توی مورد سوم این پست گفته بودم، بالاخره دل رو زدم به دریا و رفتم یک دندونپزشکی. دندون رو داشت برای عصب‌کشی آماده می‌کرد و تا یک جایی هم پیش رفت. هر چند که با وجود دو بار بی‌حسی که زد اما انجام دادن کار توی کانال‌ به شدت دردناک بود اما خب دردش رو ب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید