کاش اینستاگرامم باز نمیشد؛ جملهی تکراریِ خیلیهامون، که منم دو روزه با خودم تکرارش میکنم. درسته که اطلاع داشتیم اوضاع خیلی فاجعهآمیز بوده اما دونستن تا دیدن کجا؟ من چند روزه هر بار بازش کردم دهها اسم و عکس جدید دیدم، هی رفتم ویدیو بعدی و هیچ کدوم تکراری نبودن. تازه مگه من چند تا خانواده رو تا ال ...
چقدر این آهنگ عجیبه... انسانی رو برام تداعی میکنه که هرچی رفته نرسیده. دائم به در بسته خورده...و الان جایی بین زمین و آسمان، معلق، راه گم کرده، بی هویت، داره فریاد میکشه. فریاااااااد. التماس. عصیان. انسانی که علیه همه چیز شورش کرده. همه چیز حتی خودش. و حالا دنبال خودش میگرده. تنها اتفاقی که ...
هرچقدر که صفحات وب را بالا و پایین میکنم جز اخبار جنگ چیزی به چشم نمیخورد، این وسط موج گرانی ها هم از یک طرف دستش را برگلویمان گذاشته. با قطعی حدود ۲۰ روزهی اینترنت برنامه های من به طور کامل سه ماه عقب تر افتاد. پدر میگوید اینهمه بحث و جدل سیاسی را کنار بگذار. هربار که با کسی درمورد شرایط کشور بح ...
شهر را نمی توانم تحمل کنم،خودم را بیشتر از شهردلم میخواهد فرار کنم.به یک جای امن،به یک ذره شادی در روزها.نت که قطع بود علی که همیشه مخالف این است که من «عشق ابدی»ببینم میگفت دلم میخواهد صدای اهنگ دوزاری اش را بشنوم.انگار یکم شادی تویش بود.بچه ام توی تاریکی و قطع ارتباط با دنیا دنبال همان یک ذره نور ...
هیچکس منتظر پیامم نیست. هیچکس نمیپرسه امروز چطوری بودی. هیچکس قرار نیست دلخور بشه، قهر کنه، سکوت کنه یا نگاه سنگین بندازه. هیچکس قرار نیست از دستم برنجد، چون اصلاً کسی نزدیکم نیست که بفهمه چی تو دلم میگذره. و این سکوت، گاهی نفس راحت میکشه. نیازی نیست کلمهها رو وزن کنم، لبخند زورکی بزنم، یا خ ...
از قوی بودن حسابی خستم.من که فکر میکردم آدم نازک نارنجی و زود رنجیام، الان اما میفهمم هرچقدر که روحیه لطف و بالاتر از گل بش نگید قویای دارم، دو برابرش پنهوون کارم. من تو اون لحظه گریه نکردم اما اگه ازم بپرسی «خوبی؟» اشکام زودتر از زبونم جوابتو میدن. واقعاً خستم از اینکه بهم میگن تو چقدر بیاحساسی! ...
جلوی پیشخوان مطب پزشک، خانم منشی با لبخند گشاده و صورت گل انداخته؛ در تضاد آشکار با روز برفی و سرد بیرون، از من تاریخ تولدم را پرسید که پرونده ام را در سیستمش پیدا کند. من چند ثانیه، طولانی؛ صبر کردم که تاریخ تولدم یادم بیاید. او بلندتر خندید چون به نظرش بامزه بود.من لبخند تلخی زدم چون میدانستم حبا ...
طراحی کانالهای هوا با خودم بود، البته از نظر معماری، از نظر فنی رو واگذار کردم به یک آدم نادان، متاسفانه فکر میکردم یه چیزهایی بلده، کار برای شرکتهای بزرگی هم کرده بود ولی پارسال زمستون که کار رو تحویل داد، در گرما و سرما […] ...
«ناامیدی» قدیمیترین تاکتیکِ روانی جهانه؛ این روزا (بیشتر از همیشه) همهمون باید مراقبِ «امید»ـمون باشیم. (امید نمیمیره) ...
روز اولی که کارتهای بازی را وارد خانه کردم، نمیدانستم هیزم میشود برای آتش دعواهای خواهر برادری بچههام. آتشی که از لحاظ همیشه شعلهور بودن، تنه به آتشکدههای باستانی زرتشت میزند. الان دارند با تأنی کارتها را میچینند و دستهایشان را مثل قماربازهای حرفهای به هم میمالند و گوشه دندانشان مثل روب ...