تهرانو زدن. نمیدونم دقیقاً کجاها رو، کیا رو. فعلاً حالم خوبه. مدرسه بودم؛ وسط کلاس، حین تدریس. مدرسه تعطیل شد. همه رفتن خونه. سمت خونهمونم زدهن مثل اینکه. دارم میرم فرهنگستان لپتاپمو بردارم. احتمالاً جلسه نداشته باشیم. ...
۱. تاریخ دقیق تعطیلی بیان کجا اعلام شده؟ من به زمان بیشتری نیاز دارم برای آرشیو کردن. وبلاگ خودم با دوهزار پست و دههاهزار نظر یه طرف، وبلاگهای دیگه که خاطرات مشترک داشتم باهاشون و نمیخوام از دستشون بدم هم یه طرف. اونا رو هم میخوام آرشیو کنم. و تعدادشون کم نیست. یکیش وبلاگ برادرمه که هر چند الان ...
امروز از گوشه کنار خبر جدید رو شنیدم و اومدم اینجا و دیدم بله، انگار واقعیت داره و غصه دار شدم اینجا گوشه امن و دنج من بود برای سالهای طولانی از عمرم.ده سال عدد کمی نیست.همسایه های خوبی پیدا کردم و دنیایی برای خودمون ساختیم.دنیایی که هیچ کس از نزدیکانمون اون بیرون تو دنیای واقعی ازش خبر نداشت. اما، ...
این دنیای کوچیک هنوز باورم نشده قراره دیگه نباشه سالای کنکورم، شکستام، موفقیتام، مسابقات ورزشیم، تولدام، روزهایی به یاد موندنی، حال و احوال پرسیام، احساساتم، سفرهام، گربم، واچ لیستم همش توی این دنیا جایی گرفت دوستانی که اینجا باهاشون آشنا شدم واقعا ارزشمندن:) خیلیهاشون خیلی وقته نیستن و فکر کنم خب ...
Forwarded From November 25th (November 25th)جانم را تکه تکه از روی زمین برداشتم (واقعا) و رفتم ورزش. آنقدر نرفته بودم همه چیز ناآشنا بود. مسئول دستگاهها با شک مرا نگاه میکرد که از هوا نازل شده ام.بعدتر که اولین قطره آب داغ افتاده بود روی سرم، تازه بالاخره از بغض آن روز خلاص شده بودم. که پیرمرد با ز ...
جانم را تکه تکه از روی زمین برداشتم (واقعا) و رفتم ورزش. آنقدر نرفته بودم همه چیز ناآشنا بود. مسئول دستگاهها با شک مرا نگاه میکرد که از هوا نازل شده ام.بعدتر که اولین قطره آب داغ افتاده بود روی سرم، تازه بالاخره از بغض آن روز خلاص شده بودم. که پیرمرد با زانوهای خاکی داد میزد به من پیرمرد رحم کن باب ...
وبلاگهای زیادی بودند که دلم میخواست یک روز بنشینم و آرشیوشان را بخوانم. انسانهای زیادی در بیان بودند که دلم میخواست نظری در وبلاگشان بگذارم تا شاید با آنها ذرهای ارتباط بگیرم، اما هیچوقت فرصت نشد. خیلی از بیانیها را میشناسم و سالها وبلاگشان را میخواندم، بدون اینکه آنها ذرهای از من چیزی ب ...
دست و دلم به نوشتن نمیرفت تا اینکه رسیدیم به پست عجیب و غریب بیان. همیشه تصورم این بود که وبلاگها تا ابد باقی میمونن و صد سال دیگه وقتی که قراره روی انسانهای این سالها تحقیق کنن، با استفاده از وبلاگها به کشف و بررسی وقایع و اتفاقات و البته کلمات زبانی که استفاده میشه بپردازن. ولی خب این تصور ...
«ما یه مشت مردم جهان سومی بی سوادیم که نه فرهنگ داریم نه علم داریم نه میتونیم اصلا درست حرف بزنیم , پس باید سرمونو بندازیم پایین و زندگیمونو کنیم ما که نمیتونیم برای کشورمون و آیدندمون تصمیم بگیریم» :امروز میخوام راجب این باور مرسوم بین ایرانیا حرف بزنم .تو این پست خیلی دوست دارم نظراتتو بشنوم پس حت ...
به این فکر کردهاید که چرا اسرائیل برای مردم فارسی زبان کار رسانهای میکند؟ آنهم با خود نام اسرائیل؛ یعنی بماند اینکه بسیاری از رسانهها و خبررسانیهایی که بدون نام و نشان در خدمت اسرائیل هستند؛ ولی با این وجود «اسرائیل فارسی» هم مشغول است. گمان نمیکنم این کار برای زبان دیگری هم رقم بخورد یا خورد ...