این خندهها این خندهها کمی طول میکشه واهی نبودنش رو هضم کنم... ...
جنگ شد عزیزم، دقیقا زمانی که راننده اسنپ از مرگ پسر عمه ی مهندسش که دختر چهارساله داشت صحبت کرد. دقیقا وقتی گفت پسرم را دوستش که یگان ویژه بود نجات داد. به محضی که گفت مراقب خودت باش و به او گفتم صبوری کن، جنگ شد. موج اول و دوم انفجار را یادم است، از پله های دانشکده بالا میرفتم و مرد با سایتیشن بالا ...
در بامداد جنگ قبل، داشتم خواب میدیدم که الف از لبهی یک دره آویزان و در حال غرق شدن است! همهجا تاریک بود. بالای سرم و از دور صدای جنگنده میآمد؛ نه، صدای جنگندهها... گیج شده بودم که این صدا در خوابم چه میخواهد. از طرفی الف داشت غرق میشد. نفرت داشتم. نمیخواستم نجاتش بدهم. بارها در ذهن به او گفت ...
فعلا تایتل پست هام رو از A تا Z میذارم خودم اینطوری راحت ترم خوبین :) اینجا باز شلوغه، حتی شلوغ تر از وقتی که خبر توقف بیان پخش شد امیدوارم اینجا بمونه و وقتیم موند فراموشش نکنین سایز فونت ریزه و نمیتونم کاریش کنم فعلا امیدوارم تونسته باشین راحت بخونین ... ...
ارزش عاطفی به کارگردانیِ یوآکیم ترییر، فیلمی حیف شده دربارهی ارزشهای انسانی است که در مدارِ خاطرات گفتوگویی با اشیاء را انشاء میکند که نوستالژیهای آن همچنان زندهاند. نورا، رِنانه رینس وه، وقتی که میخواسته موضوعی برای یادداشت خود انتخاب کند، از زبانِ خانهاش آدمها، اتمسفر، اجناس و طبیعت را ت ...
فرق امروز با اون روز، اینه که اون روز تنها بودم و امروز نه. یک نفر که بغلش کنم، یک نفر که برام غذا درست کنه، یک نفر که دستم رو بگیره، یک نفر که لیوان چای به دستم بده، یک نفر که بهش زنگ بزنم، یک نفر که بهم زنگ بزنه، یک نفر که بهم بگه مراقب خودم باشم و یک نفر که ازش بپرسم: «If the world was ending y ...
کسخلین!؟ دی را فراموش نکنین گوه و فلان چیه ینی میگین جنگ بشه چون اختلاف داخلی بوده !؟ خیلی کس کشین. به خدا می شناختمون همتونو لو میدادم . تف به شرفتون. ...
دیگه فک میکنم با این وضعیت بیان نبنده. جنگ شد باز نت قطع شد . بعد میگن آرامش خودتونو حفظ کنید چجوری آخه مگه تو نگفتی پهباد داری فلان داری چرا پس این اومد زد . ...
باورم نمیشه یه عده از این وضعیت خوشحالن ! یه آدم چقدر میتونه پست و حقیر باشه که از حمله به کشورش اعلام خوشحالی کنه.. ...
سلام به شما، سلام به ایران، سلام به بهار و پیروزیهمین الان که مینویسم پر از شور و اشتیاق برای زندگی هستم، اما برای مرگ هم آماده ام. درمورد بهشت و جهنم مطمئن نیستم.فکر میکنم همهمان را از نزدیک دیده ایم، در آن بوده ایم و سالها تحملش کرده ایم، جهنم را میگویم.بهشت را هم دیده ام. همهاش در چشمان زیب ...