امیدوارم بهترین سالِ زندگی چشمبهراهتون باشه و امسال فقط تندرستی، شادی و پیروزی، سر راه خودتون و عزیزانتون قرار بگیره.💚 بهارتون به سبزیِ آرامش،🤍 روزگارتون به سپیدیِ طلوع آفتاب،❤️ و دلهاتون به سرخیِ عشق به میهن... .(با من بشنوید: «نوروز آمد» از هایده) ...
زمانی که بچه بودم، نوروز برایم در کوچههای خاکی روستا، خانهٔ خشتی مادربزرگ و هیاهوی تمامنشدنیِ قوم و خویش معنا میگرفت. بزرگتر که شدم، نوروزِ من گره خورد به تماشای کلاهقرمزی و ایرج طهماسب و پسرعمهزااااا و انتظار برای بازگشت برادر بزرگترم از تهران.اما نوروز امسال، شبیه ماهیِ قرمزی است که میان دس ...
یک دردی داریم در میان این مردم بنام عادی شدن. در نگاه اول عادی شدن خوب است. بالأخره اگر ترومای کودکی من یک روز برایم عادی نشود چگونه به زیستن خود ادامه دهم؟اما خب سویههای بدی دارد این عادی شدن. تصور کنید عشق عادی شود.اما من درباره هیچکدام نمیخواهم صحبت کنم. مسئله من عادی شدن یک سری مسئله است. یک س ...
در بحثی که اخیرا منباب مفهوم ارتداد و احکام بارشده بر آن در قسمت کامنتها شد، تأکید کردم ارتداد مسئلهای نیست که هر محکمهای سریع و صریح آنرا بپذیرد. در کل راه-در-رو در آن بسیار است و هیچ قاضی معتبری نمیتواند وجدان خودش را به ندانمکاری یک شهروند معذب کند. خوشبختانه هم، امروز در این مملکت، فرآیند ...
من با کاوه از طریق کتاب نه شرقی نه غربی جناب متین آشنا شدم. کتاب بسیار خوبی است و روشنگر بمعنای واقعی کلمه.علیایحال، چون با بحث پیشینم نامرتبط نیست، این مقاله از کاوه را در اختیارتان میگذارم. ببینیم چه میشود. ...
مدتی پیش در همین وبسایت کامنتی نهادم که مورد توجه نویسنده سطور اصلی آن قرار نگرفت. امشب نیت کردم تلاشی کنم در توضیح عرائض پیشینم و خب چارچوبی مشخص کردم برایش. اما نهایتا عطایش را - برای الان - به لقایش بخشیدم. در نتیجه به انتشار متن کامنت اکتفا میکنم تا ببینم میتوان ژن شیرازی را کمی سرگرم کرد تا ش ...
پیامبران از همان سرآغاز و زودتر از آنچه انتظار میرفت، از تاریخ غرب محو شدهاند. اگر حقیقت داشته باشد که دین یهود بدون شخصیت نبی قابل فهم نیست، و اگر اقوال و آثار پیامبرانه، به هر معنا، جایگاهی اساسی را در کتاب مقدس به خود اختصاص داده باشند، مسلماً این نیز حقیقت دارد که از همان آغاز و همواره، در یه ...
این شب و روزهای جنگ یک عادت قدیمی را در من زنده کرده است. برگشتهام به ده دوازده سال قبل؛ زمانی که شبها مینشستم و وبلاگهایی را که دنبال میکردم شخم میزدم. آرشیوشان را زیر و رو میکردم و روایتهایشان را مثل تکههای پازل کنار هم میچیدم تا گوشهای از شخصیت نویسندهٔ پشت واژهها برایم نمایان شود.می ...
چهارشنبهسوریامشب آتیشهای مهارشده و امن، برپا کنید؛ و از روی آتیش با دقت و مراقبت، بپرید و شعر بخونید و بخندید.موسیقیِ شاد بشنوید، تا خودِ صبح برقصید و شادی کنید.آجیل بخورید، قاشقزنی کنید، با همسایهها و خانواده و دوستاتون معاشرت کنید و بگو بخند کنید.فیلمِ دورهمیهاتون رو پخش کنید و شادی رو گسترش ...
عشق بماهو عشق زمینهٔ اصلی غزل است. / سیدمحمد تولیت ...