هر وقت پروژه ام رو تموم میکنم و دیگه ایده ای برای ساختن ندارم، به پوچی میرسم، افسرده میشم و احساس میکنم به پایان رسیدم، ولی بعدش یه ایده جدید میاد و روحیه میگیرم و بازم به پوچی میرسم. نمیدونم چیکار کنم؟! ...
سلام به دوستان وگزیستیِ خوبم! امیدوارم حالتون خوب باشه و تونسته باشید توی این روزهای سخت مراقب خودتون بوده باشید. وگزیست در هفتهی اخیر امکانات جذابی بهش اضافه شد. که چندتا از مهمتریناش رو باهم مرور میکنیم و کمی در موردش حرف میزنیم. اطلاعرسانی از اونجایی که وگزیست یه اکسپلورر ساده نیست و قراره ج ...
حدودا 10 سال پیشتر به سرم زد که دکتر بشم !حالا من دبیرستان رشته ریاضی خونده بودم و دانشگاه هم یک رشته مربوط به مهندسی خونده بودم . حالا چی شد که به سرم زد که دکتر بشم ، دقیقا یادم نیست . فکر کنم برای جرم گیری دندان رفته بودم دانشکده دندانپزشکی شهرمون و اونجا دانشجوهای دندانپزشکی رو دیده بودم و کلا ا ...
دوست دارم یه رقیب برای بلاگیفای، ویرگول و این مدل سرویس بنویسم نظرتون رو حتما برام بنویسید ...
روز ۸۴ ام در حال سپری شدن است. ۸۴ روز از قطع اینترنت. این زمان، برای نابودی اقتصاد دیجیتال یک کشور کاملاً کافیست و انصافاً باید به این «اصرار» شما تبریک گفت. اصراری مثال زدنی برای از بین بردن هر چیزی که زنده است. باید ایستاد و ثانیه به ثانیه این قطعی را برایتان دست زد. این حجم از تخریب، وا ...
در این روزها که اینترنت قطعه یکی از مشکلات سایت کند شدن اون به خاطر تلاش برای ارتباط با خارج از کشور است. شما میتونید با اضافه کردن این تکه کد به سایت جلو ارتباط سایتتون بار خارج رو بگیرید و سرعت سایت رو بالا ببرید. <?php function wp_strict_local_only_assets() { $site_host = parse_url(home_url() ...
میگویند آدمها در سختی است که بزرگ میشوند اما کمتر گفتهاند که آدمها هم یک ظرفیتی دارند. وقتی سختی از حدی بیشتر شود همهی آدمها ظرفیت تحمل و تابآوری آن را نخواهند داشت. یا طغیان میکنند یا از غم و غصهی بیش از حد، از زندگی ناامید میشوند اما جالب اینجاست که کشور ما از ناامیدیهای طولانی و بلند ...
خیلی از وبلاگنویسهای فارسی قبل از نوشتن نمیپرسن «این پست برای کیه؟ چه مشکلی از کی حل میکنه؟» نتیجه میشه متنی که نه به درد این میخوره نه به درد اون. یه جوری شبیه دفترچه خاطرات شخصی، یه جوری شبیه پایاننامه، تهش هیچکس نمیدونه با این متن باید چیکار کنه. ...
والا من سر از کار بلاگیکس در نیاوردم .هنوزم میگم که من بیان رو دوست داشتم و کاشکی که بیان بسته نمی شد .همه چیز رو روال خودش بود . وقتی ستاره ای روشن می شد ، متوجه می شدی که اون فرد مورد نظرت ، یک مطلب جدید گذاشته .در پاسخ به نظراتت ، یک سربرگ بود که بلافاصله متوجه می شدی که در پاسخ به نظرت ، اون نوی ...
تو رفتی … نه اینکه ما از هم جدا بشیم، تو تصمیم گرفتی بری و منو گذاشتی وسط راهی که شروع ماجرا بود. من هنوز همون جاییام که بودم، با همون حسی که نسبت بهت داشتم. فقط فرقش اینه که تو دیگه نیستی، و من موندم و جای خالیت که هر روز بیشتر از قبل به چشم میاد. راستش رو بخوای، من هیچوقت آمادهی رفتنت نب ...