یکی از روتینهای زهرا اینه که با پادکستِ شاهنامهخوانیِ امیر خادم، شاهنامه رو بخونه. روزای اول جنگ که نت قطع بود و هیچگونه دسترسی نداشتیم، زهرا چند روز بیپادکست موند و خیلی اذیت شد. اون موقع هنوز فیلترنت رو به این کثافتی که الان هست نکشیده بودن و کانفیگها گیگی یه میلیون رو به خودشون […] ...
برای آپدیت یک اپلیکیشن، باید از هفتخوان عبور کنی. سطح سختی؟ کمی قبل از «غیرممکن». برای همین کار ساده، بعد از کلی مکافات مجبور شدم وارد گوگلپلی شوم و بالاخره دکمهی آپدیت را زدم. و همانجا، یک شاهکار ثبت شد اسکرینشاتی که بد نیست جناب وزیر پست و تلگراف، آقای ستار هاشمی، روی دیوار اتاقشان نصب ...
این سری عنوان نداره؟ چرا این رو نوشتم؟ این بار قرار نیست فقط حول یه موضوع خاص بنویسم، این بار میخوام یه روزمره نویسی کامل داشته باشم و کل ذهنم رو توی یه پست خالی کنم. ...
بعد ۸۰ روز بدون اینترنت بودن، تونستم برای چند ساعت وصل بشم و تازه فهمیدم چقدر از دنیا عقب افتادم، چقدر هوش مصنوعی خفن اومده و من هیچی ازش بلد نیستم. تازه فهمیدم دیگه اینترنت تبدیل شده به یه شهر که فقط تو توش زندگی میکنی. تازه فهمیدم توی این سه ماه به اندازه ۳ سال تکنولوژی پیشرفت کرده و من اصلا خب ...
در عرض یک هفته، یکی گفت: وصل اینترنت باعث از دست رفتن «افتخارات» ما میشود. دیگری گفت: اگر اینترنت میخواهید، بروید افغانستان و کشورهای دیگر. و یکی دیگر، با همان اعتماد به نفس همیشگی، گفت: باز بودن شبکههای اجتماعی خارجی نتیجهی خیانت برخی سیاسیون است. همهی اینها را کسانی گفتند که تریبون دارن ...
پر از بغضم؛ یه بغضی که انگار فقط با دیدن و زل زدن توی چشمهای تو قراره آروم بگیره. بعضی کارها دست خودم نیست، مثل چک کردن پروفایل اینستاگرامت، یا زوم کردن روی صورت قشنگت، یا حتی همون نوتی که روی پروفایل تلگرامت گذاشتم... همهی اینها فقط برای اینه که یه کورسوی امید توی دلم زنده بمونه، برای اینکه شا ...
فکر کنم آخرین بار اواخر اسفند بود که از رستوران غذا گرفتم. امروز که برنامهی ناهارمون بهم ریخت و دوست هم نداشتیم فلافل یا کتلت بخوریم، قرار بر غذای رستورانی شد. ما توی شهری زندگی میکنیم که قیمتها نسبتا پایین محسوب میشه، تازه از جایی هم غذا میگیریم که به نسبتِ کیفیت عالییی که داره، […] ...
من همیشه با اینکه کجا میتونم قالب هایم رو بزارم مشکل داشتم، یعنی هیچ وقت جایی رو پیدا نکردم که بتونم قالب هایما رو به نمایش بزارم، البته که گیت هاب و... هست ولی توی نت ملی نمیاد. البته این پروژه فقط برای رفع این مشکل نیست، این پروژه قراره یک جامعه طراحان وب رو تشکیل بده. ...
می نویسند برای اتصال به اینترنت با فلان متد باید n دقیقه صبر کنی. n دقیقه؟ اسمش را گذاشتهاید زمان اتصال، اما برای ما، اینها تکههای عمر است که دارد میرود. هر بار صبر میکنیم، هر بار چند دقیقه از زندگیمان را میگذاریم پای چیزی که باید «بدیهی» باشد. ۷۸ روز گذشته. حالا این n دقیقهها ر ...
گرند راند چهارشنبهها بود و آقایی شصت و خردهای ساله را توضیح میدادند. چند وقتی بود که ضایعات پوستی پیدا کرده و تنگی نفس داشت. دوباره یک معمای تشخیصی دیگر. یک تشخیص از بین حدود دوازده هزار بیماری. اصلاً اینگونه نبود که یک بیمار با صدها مشکل باشد و تعدد مشکلات و آزمایشهای مختل، آدم […] ...