بسه دیگه بَدَن! اقلاً یه دو روز کار کن بعد خراب شو لامصب. ای روزگار، ای جسم ناقص، ای روان متلاشی، ای روح بی‌روحیه، مستهلک شدیم رفت. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

به نظرم یاد گرفتن این جملات و جرأت استفادشون تو زندگی خیلی باارزشه : 1. بلد نیستم 2. اطلاع ندارم 3. به من ارتباطی نداره 4. نه! ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

به دنیایِ تاریکِ سفر خوش آمدید. اینجا جایی است که گردشگری، رنگ و بویی متفاوت پیدا می‌کند. دارک توریسم فرصتی است برای سفر به جاهایی که کمتر کسی جرات قدم گذاشتن در آن‌ها را دارد. اگر عاشق کشف مکان‌های ناشناخته و تجربه‌ی سفرهای متفاوت هستید، اینجا برای شماست. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تا الآن فکر میکردم کسی سمتم نمیاد. منظورم جنس مخالفه. اما الان دارم میفهمم شدیدا بداعصابم. یه آدم مضخرف دمدمی مثل ب برام مناسبه فعلا. که بدونم ادم گردن گیر و اوکی ای نیس ولی گاهی باعث هیجانم بشه. اصلا و ابدا حوصله یه رابطه صمیمانه، محترمانه و برپایه آشنایی رو ندارم. اصلا حال شناخت کسی و ندارم. الف ع ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خاکستری عزیزم، حتی اگر سعی کنم پنهانش کنم ولی من واقعا به عارضه "اضطراب اجتماعی" مبتلا هستم. می دونی چطور متوجه شدم؟ وقتی که می خوام توی جمع صحبت کنم، به طرز ناخودآگاهانه ضربان قلبم میره بالا و پاهام می لرزند و اون لحظه احساس می کنم که قلبم برای یه لحظه متوقف میشه. خیلی عجیبه نه؟ من قبلا اصلا اینطور ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

وضعیت روحیم طوریه که نور خورشید هم میتونه به گریه بندازتم. امروز یه روز کاری خیلی بد رو سپری کردم‌. رییسم بخاطر اینکه روزه میگیره، مزاحمتی برام ایجاد نمیکنه اما به شدت بی حوصله اس. به مسائلی مدت نسبتا طولانی دست و پنجه نرم کردم و هربار فکر کزدم حل شدن، اتفاق جدیدی پیش اومد. اینها مسائل کوچیک اما به ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

برگشتن از مدرسه رفتم آزمایشم رو گرفتم، مغازه پدرم سر راهم بود و داشت صحبت می‌کرد با صاحب‌های مغازه‌ کناری. من رو ندید رفتم کنارش و دستمو انداختم دور دستش، تا من رو دید لپم رو بوسید. توی خونه من خیلی مثل بچه گربه‌ها دور و بر بابام میچرخم ولی انتظار نداشتم توی اون جمع هم منو ببوسه. بابای من مرد مذهبی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خاکستری عزیزم، حرف های زیادی برای گفتن دارم‌ ولی دریغ از فرصت نوشتن! دانشگاه روح و انرژی من را در خود می بلعد!! دنیای مجازی من با واقعیت مختل شده، دیگه حتی توی مجازی هم امنیت و حریم خصوصی ندارم. می پرسی چرا؟ چون لینک دیلی من بدست همکلاسی هام رسیده و بهم ناشناس میدن و نمی دونن من آیدی هاشون رو میبینم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

قطرات باران با ناز و کرشمه فراوان به شیشه ماشین می خورد و هوای خنک بیرون به صورتم.باران و هوای خنک انقدر حالم را خوب کرده بود که هیچ چراغ قرمزی نمی توانست کلافه ام کند.داشتم حظ می بردم که یهو پخش ماشین اهنگ"ماوی ش" ابراهیم تاتلیس را پلی کرد و ناگهان حظ و خوشی تبدیل شد به مستی و سرخوشی . ◇ برگشتنی هم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

به خواهرم میگم اگر عمل کنم چشمم رو پایان سال واقعا جالبی میشه میگه این جور نگاه کن که ۱۴۰۳ رو تموم میکنی و حداقل ۱۴۰۴ رو خوب شروع میکنی _ برای چهارشنبه مرخصی گرفتم و فردا نوبت چشم پزشک دارم. احتمالاً عمل تخلیه رو انجام بدن برام. استرس زیادی دارم بابتش و میترسم. با این که هنوز صد در صد نیست و دلم نمی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید