تو همیشه توی این بازیهای دنیا گم میمونی. همه دنبال پول و شهرتن، اما هیچکس از تو نمیپرسه که چطور روزتو میگذرونی. همه درگیر خودشون هستن و تو انگار جزئی از این شلوغی. همیشه به خودت میگی: «من چه جایی تو این بازی دارم؟» اما در نهایت میبینی که هیچکس به فکر تو نیست. مانا/1404 ...
این دنیا مثل یه بازیه. یکی بالا میره، یکی پایین میاد. من خودم رو همیشه وسط این بازی میبینم و گاهی به خودم میگم: «نکنه منم بخشی از این بازی هستم؟» آدمها همیشه دنبال چیزهایی هستن که مال خودشون باشه، حتی اگه از رو پا گذاشتن روی دیگران به دستش بیارن. توی این بازی خیلی وقتا خودم رو فراموش میکنم. مانا ...
گاهی فکر میکنم این دنیا خیلی عجیب است. همه دنبال خواستههاشون میدوند، اما هیچکس به فکر دیگری نیست. تو که میخواهی به کسی کمک کنی، شاید اون اصلاً متوجه نشه یا اصلاً بهش نیازی نداشته باشه. همینطور میگذره، تا جایی که میبینی کسی به فکر تو نیست. روز به روز میگذره و تو هم درگیر خودت میمونی. مانا/1 ...
نمیدونم از خوبیها شروع کنم یا چیزی که باعث شد بخوام بنویسم. بذار خوبیها رو بگم. اخر اردیبهشت مسافرت میرم و احتمال زیاد آقای ح رو میبینم. اولین دیدار. نمیدونم چی بگم. کمی برام عجیبه و ناشناخته همچین حسی. دیدن آدمی که حس داری بهش. امیدوارم همه چی خوب پیش بره. این روزها مدرسه تعطیلی زیاد خورد و خدارو ...
دنیا دو روزه است. امروز هستی، فردا نیستی. همه در حال دویدناند، در پی آرزوها و خواستههایی که شاید هیچگاه به آنها نرسند. در این مسیر، خیلیها از کنار هم عبور میکنند، اما هیچکدام به فکر دیگری نیستند. تو شاید گاهی دست در دست کسی حرکت کنی، اما در دل میدانی که هیچکدام از اینها واقعی نیست. همه درگ ...
الان که مینویسم تو حرم آقام و پسر تو بغلم خوابه خادما تا پسر رو می بینند لپی ازش میکشن یا فیش غذا رو بهمون میدن. من فکر میکنم اینا از خوش برکتی پسره بیشتر تایم سفر چه زمانی که توئه حرمم چه بازار و چه موقع غذا خوردن و کلا هرجایی من درحال بچه داریم و اتفاقا از این بچه داری بسی راضیم و اصن زیبایی این س ...
روز جمعه که میخواستم برم خونه بابا پیش مامانم مسواک رو گذاشتم که با خودم ببرم اما هر چی گشتم پیداش نمیکردم یعنی توی چند دقیقه یادم رفت کجا گذاشتمش بعد داشت دیر میشد بی خیالش شدم ده دقیقه دیرتر رسیدم زن داداش کوچیکه که بنده خدا هنوز یک هفته از بیماریش نگذشته بود ولی حاضر نشده بود شیفتش،رو جایگزین کنه ...
ماموریت زندگی کردن را با تمام وجود انجام میدم و خوشحالم که همیشه انسان بودم!و سعی کردم قلبمو به غبار بدی کسی آلوده نکنم... خوشحالم که همیشه همین بودم،هستم و خواهم بود امیدوارم امسال سال قشنگی باشه تو زندگیم با تشکر ویژه از خدا که همیشه با انرژی خوبش مراقبمه :) تولدم مبارک ۱۳۷۷/۲/۱۵ ...
چه سال سنگینه امسال مدام سایه غم می ندازه رو دلمون یه جوون از فامیل های دورمون امروز فوت شد 🖤 یه ماه بود بستری بود بیمارستان.. صبح ما نمی دونستیم دیدم بابا با چشم گریون از سرکار برگشت خونه گفت بچه اکبر آقا فوت شده.. مامان، بابا،داداشم و.. همه رفتن فقط من تنها خونه بودم الان که بابا اومد گفتم عصری خا ...
امروز قرص نخوردم و صبح هم زود بیدار شدم. حالم بده. حس میکنم آنقدر نشستم اینور اونور قوز درآوردم الان قشنگ دارم میمیرم انگار. بی گوسفند میدونه چیه? چرا هرکسی که واقعا دوست دارند عوضیه و بعد میفهمم. چرا ما دوستای بدی شدیم برا هم؟؟؟ ...