سلام از طبقه بالای تخت تو کوپه، درحالی که سر رو زانوهاش گزاشتم و موهام رو پاش ولوعه و داره نوازش میکنه، نفساش و تو صورتم حس میکنم و آهنگ بی کلام پلی میشه، یه نور کم از سالن اینجارو روشن کرده :) شاید بغلش حس قبل رو بهم نده، شاید بودنش دیگه هیچ وقت مثل قبل نشه، شاید معلوم نباشه چند وقت دیگه کنارمه، ول ...
در حال رو که واکردم یه پروانه از بالا اومدم جلو پام از کنار رد شدم تا نترس اما بعد متوجه شدم آسیب دیده گرفتمش تو دستم.. آرووم بالهای قشنگش باز و بسته می کرد آوردم جلوتر دیدم پا کوچولوش زخمی شده انگار وقتی در رو باز کردم اینجوری شده بود 😭 خیلی ناراحت شدم، نمی دونستم چیکارش کنم بش گفتم ببخشید ندیدمت.. ...
گاهی باید به خود سرکوفتزنندهم یادآوری کنم که بیستوخردهای سال توی اون خرابشده با اون فرهنگ مسخره بزرگ شدم ولی شکلشون نشدم، در عوض تبدیل شدم به اینی که الان هستم. خـــــیلی هنر کردم به خدا. چقد زور زدم اون همه زنجیر رو بریدم و فرار کردم. ...
من همیشه گفتم درد مال کسیه که میخواد تغییر کنه. پس تا وقتی که درد حس میکنم یعنی هنوز زندم چون هنوز میخوام تغییر کنم. اگر از وضعیت فعلیم راضی بودم که دیگه مشکلی نبود! نه تراپی میرفتم، نه به تو فکر میکردم، نه درس میخوندم، نه کار میکردم. اگر همه این کارها رو میکنم پس یعنی شاه سیاه هنوز میتونه با اون یک ...
بعضی وقتا بعضی چیزا تو زندگی هست که هیچ وقت تموم نمیشه. مثل یه عشق کهنه. مثل دردی که هر روز زخمش باز میشه و اخر شب بسته میشه. قبلنا که بچه بودم فکر میکردم زندگی اینقدرا سخت نیست. فکر میکردم زخم ها یه روزی خوب میشن. یه روزی یادت میره که چقدر روحت زخم برداشته. فکر میکردم ادما اغراق میکنن که زندگی سخته ...
دختر کوچیکه که نفس خونمونه کنارم نشسته بود گفت :مامان چرا بعضی ها خیلی خوشبخت و خوش شانس هستند هر کاری دلشون بخواد میتونند انجام بدن احتمالا شاید منظورش این بود که از نظر مالی خیلی توانمند هستند . گفتم :زمانی میتونیم بگیم یکی خیلی خوش شانس و خوشبخت هست که کل سرگذشتش رو از تولد تا مرگش رو بدونیم خوب ...
شهرستان "فریدونشهر" در ۱۸۷ کیلومتری اصفهان واقع شده و هم مرز با استانهای لرستان و چهارمحال و بختیاری قرار گرفته است. منطقه فریدونشهر حدود ۶۰ الی ۷۰ درصد مساحت آن را کوهستان تشکیل داده که این موضوع به دلیل قرار گیری این منطقه در وسیع ترین چین خوردگی رشته کوه زاگرس و فاز کوهزایی آن است. یکی از ارتف ...
بردار زاده ام اومد گوشی منو گرفت گفت برای مامانم می خوادیم یه دقیقه لازم داره. منم رمز باز کردم دادم برد بعد نیم ساعت وقتی آورد متوجه شدم توی اینستا من سرک کشیده 😒 گفته بود فقط روبیکا لازم دارم. رفتارش خیلی زشت ینی اگه رودر رو میگفت ناراحت نمی شدم من چیزی اینستا ندارم رمز اینستا ام رو به داداش دادم ...
بعد از رفتن پیش اون دکتر به قول خودم رفرنس که فکر نمیکردم اینطور ویزیت کنه و ذهنیت بهتری داشتم مثلا فکر میکردم الان با دقت عکس ها رو نگاه میکنه و واقعا بررسی میکنه البته شاید هم من یه طوری حرف زدم که باعث شد دکتر سرسری و بی توجه جواب سربالا بده و... خوب تصمیم گرفتم برای اینکه خودم رو محک بزنم و بتون ...
خاکستری عزیزم، می دونی به این نتیجه رسیدم که لذت بردن از زندکی به این معنی نیست که تو منتظر رسیدن یه لحظه خیلی خاص و شاد بمونی. بلکه لذت بردن از زندکی به این معنی هست که تو از مسیری که داری طی می کنی لذت ببری. می دونم حرفهام خیلی کلیشه ای به نظر میاد ولی "باور داشتن" به حرفی که می زنی نسبت به صرفا ش ...