انگار از بین تاریکی یه صدایی می شنوم یه صدایی مثل شروع یه نسیم ملایم مردم در برابر شنیدنش مقاومت میکنن ولی دیگه مشخصه ... که یه طوفان در راهه.~ سریال چینی ظهور ققنوس ها ...
ولی خیلی فکر خوبی بود که همهٔ این سالها فیلترنت برقرار بود و حالا همون اینترنت نیمبند به کل قطع شده. وگرنه جنگ میشد، مقامات کشته میشدن، رسانههای رسمی ساعتها بعد از تلویزیونهای برون مرزی، خبرا رو تایید میکردن و معلوم نبود دیگه در ادامه چه اتفاقاتی رخ میداد. (خدا رحم کرد بهمون) ...
میگم قلبم شکسته، من میرم گریه کنم. اول میخنده و بعد میپرسه واقعا؟ جواب میدم واقعا. میگه ببخشید. میگم اوکیه، بریم سر کارمون. میگه نه واقعا ببخشید، نمیخواستم دلت رو بشکنم. اینها حالم رو بدتر میکنه. یاد آهنگ بیلی میافتم که میگفت I'm sad again, don't tell my boyfriend. It's not what he's ma ...
وسایل رو جمع کرده بودیم.. اون شب رو با جزئیات خوب یادمه من و نینا گوشه ای ایستاده بودیم قطرات بارون اروم روی صورتم میخورد و کمی سرد بود توی کوهستان آنتن نداشتیم ولی کلی تلاش میکردم برای پیدا کردن نقطه ای که بتونم انلاین شم تلاشم نتیجه داد ولی نمیتونستم به صفحه گوشی نگاه کنم نینا ازم گوشی رو گرفت و ...
برین مصاحبه آقای صالحی رو بخونین. اب پاکی رو ریخته رو دستمون. با نفهم بازی و شوخی شوخی جنگو انداختن به جون مردم عادی که همینجوریشم هشتشون گرو نهشون بود یه عده آواره شدن یه عده هم از ترس آوارگی هزارتا درد و مرض مزمن گرفتن . نه حرف زدن بلدن نه راه اومدن بلدن نه سیاست بلدن فقط چوب اسلامو گرفتن تو دستشو ...
چهارشنبهسوری امشب آتیشهای مهارشده و امن، برپا کنید؛ و از روی آتیش با دقت و مراقبت، بپرید و شعر بخونید و بخندید. موسیقیِ شاد بشنوید، تا خودِ صبح برقصید و شادی کنید. آجیل بخورید، قاشقزنی کنید، با همسایهها و خانواده و دوستاتون معاشرت کنید و بگو بخند کنید. فیلمِ دورهمیهاتون رو پخش کنید و شادی رو گ ...
امروز از صبح تا الان تو جلسه بودیم بلاخره بیزنس پلن وب ها تموم شد اما بیاید تا فیچر های اولیه رو براتون بازگو کنم. اول بگم که این پروژه نهایتا تا 2 نیم ماه دیگه بالا میاد، سیستم وبلاگ دهی وب ها به صورت invite_only فعالیت میکنه... و قصدش ساخت فضایی حرفه ای برای وبلاگ نویسان هست. این یعنی افراد دعوت م ...
ما یک رفیقی داشتیم علیرغم ثروتمند بودنش از ماشین خود استفاده نمیکرد؛ همه چکش قضاوت به دست گرفته بودند که فلانی چقدر خسیس است. اما فلانی روز به روز ثروتمندتر میشد و دوباره همان همهی حسود شروع میکردند به یاوه گویی که با خساست این همه ثروت را جمع کرده. از من بپرسید، برخلاف همهی گفته ها و شنیده ها ...
۳ سال هست که از افسردگی شدید و حملات پانیک رنج میبرم... به طور گسترده اعلام میکنم که حال خوبی دارم با انرژی شروع به صحبت کردن میکنم هر که میپرسد خوبی؟ میگویم عالیییییییییییییم. اما حالا که این نوشته نیز با بیان حذف میگردد بگذارید بگویم.... شکست های پی در پی در زندگی، موجب شد تا به بیان بیایم... امرو ...
«فرار از کتابخانه آقای لمونچلو»؛ جایی که یادگیری در بازی معنا مییابد. اگر کتابخانهای را تصور کنیم که خودش یک بازی بزرگ است، جایی میان خیال و واقعیت، درست شبیه دنیایی که کودکان در آن هم میآموزند و هم بازی میکنند. چنین جایی همان کتابخانهی عجیبی است که کریس گرابنستاین در رمان محبوب خود، فرار از ...