یچیز خیلی جالبی که تازگیا از فهمیدنش لذت بردم درمورد آنیما و آنیموس بودش.. توی کتاب قوانین سرشت انسان (خیلی کتاب جالبیه!) آنیما جنبه ی زنانه ی سرکوب شده ی مرد هستش و آنیموس جنبه ی مردانه ی سرکوب شده زن هستش؛ اینطوریه که این جنبه سرکوب شده موقعی مکانیسمش فعال میشه که جذب و شیفته جنس مخالف میشی اونم ...
نمیدانم چه مدت، همانجا پشت در، در هم آمیخته برجا ماندهایم. چرا باید بتوانیم زمان را حساب کنیم؟ چرا باید حساب دانست؟ زمان در ماست. ما در زمان هستیم. این شکوه را نباید با محاسبه آلود. [...] و سکون فقط با امواج بیصدای بوسهها و بوسهها و بوسههاست که میشکند. -شب یک شب دو، بهمن فرسی. ما بین کلمات ...
گفتم بذا بشینم یه سریال از تلوبیون نگا کنم جدیده ببینم چیه . علاوه بر اینکه اشغال بود از هر لحاظ وقتمم گرفت . اه . اینترنتم نیومده هنوز خاک تو سر این ممکلت کنن . ...
نقش خاتم، به انگشتر ئی داشت؛ ارزِمون، «قصهٔ رنگپریده». داشت چرکین، دو چشم سیاهی، همچنان جامه های دریده؛ کو به تن کرده بود هر زمستان. یاد آن روزگاران به شادی، کاو ز سرهای یاران سری داشت! ارزِمون، قصهٔ دیگری داشت. ...
۱- اولین روزی که حضوری شد و تونستم برم مدرسه سعی کردم که دانشاموزان رو رها از وضعیت فعلی بکنم. چون اضطراب و کلافگی کلاس های مجازی رو از چهرههاشون میتونستم تشخیص بدم و برای چند ساعت هم که شده منِ معلم بهشون استرس وارد نکنم. برای همین برای دانشآموزای کوچولوترم یک جور حالت مسابقه نقاشی گذاشتم و دان ...
بهش گفتم: پیرمرد، به چی فکر میکنی؟ گفت: ما هم فکر میکردیم اون روز، آخر دنیاست؛ ولی دنیا هنوزم ادامه داره. ضمناً پیرمرد هم خودتی. (راست میگفت) ...
امروز صبح هوا کمی گرم تر شده بود.خورشید کم رمق می تابید.آسمون نیمه ابری بود.خیابون ها شلوغ و آدم ها در تکاپو.انگار نه انگار سایه جنگ بالا سرمون جا خوش کرده! نهال نگران مسابقه عکاسی بود که فقط تا فردا مهلت داره.نبات امتحان ریاضی داشت و طبق معمول گذاشته بود دقیقه نود.دیشب هم کاری پیش اومد و رفتند جایی ...
هوهوی دردمند باد در غار گوشهایشم سوزش مبهمی در تونل گلویم جوشش بیوقفه مرداب دماغم از دست دادن کارآیی بینی در کنار دوباره از کار افتادن گوگل ترکیب محشری ساخته انتظاری برای آمدن دوبارۀ شوق تماشای فیلمها و خوانش کتابها در کنار امتحان کردن ۱۷۰ تا کانفیگ به هوش مصنوعی میگویم من در این کشور حقوق بشر ...
گاهبهگاه حواسم پرت میشود و تا به خودم میآیم، میبینم دقایق زیادیست که به منظرهی بیرون خیره شدهام. صبح به سالن مطالعهی بلوک خودمان رفتم، اینقدر شلوغ بود و سروصدای بچهها میآمد که نمیشد تمرکز کرد. معمولاً جمعهها وضعیت سالن مطالعه همین است، جمعهی قبل از اولین امتحان پایانترم که دیگر وضع بد ...
پیشنویس: انتخاب عنوان برام لذتبخشترین بخش پست نوشتنه، و آپشنی بود که توی تلگرام نداشتیم. خیلی جدی اگه دست خودم باشه واسه هر پست سه تا عنوان میذارم پر از punها و بازی با کلمات بامزه و لیریک آهنگ. عنوان برگرفته از آهنگ opalite-taylor swfit عنوان تکمیلی: life of a woe-girl ادامه مطلب ...