می خوابم و بزور کسی مرا از خواب شیرین ام بدر می آورد. روی دفتر حساب شمارهٔ ۲۲ خط‌خط کاری شده بود، انگاری که روی آن شماره، برای کسی نقشه ای کشیده بودند و ناخوداگاهی شان با خودکار، به این ور و آن ور می رفته بوده و سیاه کاری کرده بوده. به ژرفائي‌ در خیال خود اش گفتم «خوش تان می آید؟!» «هان؟!.. از چی» ب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

شنبه روز عید میلاد حضرت عباس علیه السلام، مامانم مراسم گرفت خونه‌شون. آش پشت پای بابا رو هم درست کرده بود. ساعت یک ظهر زنگ زد کجایی؟ اینجا همه منتظرت هستند؟ با ناله گفتم: کجا همه منتظرم هستند آخه! و بعد نشستم سر جام. اون روز هم بچه‌ها آنلاین بودند. به قول زینب: آی‌لان. از قضا همسر هم خونه بود. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اگر قرار است تهییج‌کنندگان به اغتشاشات را مجازات کنید پس نفر اول وزیر اقتصاد، رئیس بانک مرکزی و مسؤولان دولتی را مجازات کنید که با طرح گران‌سازی و تورم‌شان علت اصلی تهییج مردم به اعتراضات بودند :) همین الآن هم با این وضعیت آشغال اینترنت دارید تهییج بیشتری می‌کنید همین الآن مردم تهییج‌شان حسابی آماده ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

حدوداً یه ماه پیش، مامان زنگ زد که دارم هویج و پیاز سرخ می‌کنم و روغنمون تموم شده. گفت اگه می‌تونی از اسنپ یا اُکالا بگیر. از این هویج‌های خردشدهٔ آماده گرفته بود و در سطح کلان! داشت سرخ می‌کرد برای من و عروس و خودشون. این چیزا رو آماده می‌گیره ولی چون نسبت به سالم بودن روغن حساسه خودش سرخ می‌کنه. ق ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

نمی‌دانم هنگامی که از خانه خارج می‌شوم باید کجا پیاده‌روی کنم اصلا آرامش کدام سمت است شرق غرب شمال جنوب امنیت برقرار است ظاهرا اما من احساس ناامنی می‌کنم هر آن منتظرم یک نفر از راه برسد و از ناف تا گلویم را بشکافد گوشی و ایرپادم را بقاپد و برنامۀ پیاده‌روی شبانه‌ام را به اولین خاطره که خفت‌گیر حسابم ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تا بوده چنین بوده همیشه جنگ بوده هرگز حیات بشر از جنگ خالی نشده به‌خصوص انسان ایرانی همیشه آدم‌هایی در جنگ کشته شده‌اند اما ما همیشه خیال می‌کنیم جنگ برای دیگری است و امنیت همیشه برای ماست و احساس متوهمی داریم که تا بی‌نهایت زندگی خواهیم کرد و مرگ غافل‌گیرمان نمی‌کند ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

به فیلم مادرِ آرونفسکی می‌اندیشد بازیگری که استعاره‌ای از زمین بود و پابرهنه در کف خانه راه می‌رفت شخصی متصل به زمین و انگاری خود خانه هم بود اگرچه فیلم بسیار تاریک و خالی از امید و منتهی به معدوم شدن می‌شد اما این مفهوم برایم جالب است چه می‌شد ما آدم‌ها مانند درخت و گل تعلقی به زمین داشتیم و بخشی ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

در میانۀ شب  تنها یک ساعت گذشته از زمان مجاز خواندن نماز شب این قند‌های هلی یزد طعمشان پخش می‌شود در کل سرم سپس داغی چای گس می‌آید و سینه و شکم را حسابی گرم می‌کند لحظه‌ای که دوست دارم هرگز به پایان نرسید و هی تکرار شود هی تکرار و تکرار  اشکالی ندارد اگر یک میلیون سال در این لحظه بمانم و دائم تکرار ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

هجده روزی می‌شود که اینترنت قطع است.  برنامه هوا شد؛ مثل زندگی‌مان که هواست. هیچ کس از بین آنهایی که به‌شان زنگ زدیم هیچ‌کدام‌شان، جز ابراهیم، حاضر نشدند که بنشینند جلوی دوربین و از تاریخ معاصر بگویند. آخرین امیدم سید بود که او هم گفت استخاره کرده و بد آمده‌... مجبور شدیم ببندیم. تهیه‌کننده گفت می‌خ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

    جوان‌تر که بودم برای دخترکی موسیقی می‌فرستادم، دخترکی که زیبایی اش زبان‌زد خاص و عام بود. دروغ چرا، من هم شیفته شده بودم، چند سالی می‌شد که شیفته‌ی چشمان و قداست نگاهش شده بودم! آن موقع ها جوان بودم و خام! حس می‌کردم موسیقی زبان بیان احساسات است. پیام دادم، تیری در سیاهی بود که باید دیر یا زود ا ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید