The scars of your love remind me of us They keep me thinking that we almost had it all The scars of your love they leave me breathless I can't help feeling We could've had it all (you're gonna wish you) (Never had met me) Rolling in the deep (tears are gonna fall) You had my heart inside Of your h ...
هر قدر هم سعی کنی روز خوبی رو شروع کنی و کمتر فکر و خیال به سرت بزنه ، در آخر به شب میرسی، زمانی که از آدمها ، نورها،رنگهاو صداها دوری...فقط خودتی و خودت ، اون وقت تلاشت بی فایده است من فکر میکنم شب هیچ وقت شب رو نمیشه انکار کرد ...افکار تو ذهن رو توی شب نمیشه انکار کرد .. عزیزِ قلبم، شب و روزی ن ...
۱۹ مهر: من باید انجامش میدادم.حالا هر طوری که می خواست بشه. کادوی سبز رنگ با گل های ریز سفیدی که روش چسبونده بودم رو برداشتم،طوسی های کمدم رو به تن کردم و زدم بیرون.هوا تاریک شده بود.مسیر ترسناکی بود ولی مقصدش تو بودی!. هرچی بیشتر نزدیک میشدم می تونستم بیشتر و بهتر از قبل لرزش پاهام که ناشی از هیج ...
این روزا هیچ کلمه ای برای توصیف حالم فکر نکنم وجود داشته باشه من خیلی کم پیش میاد تلویزیون نگاه کنم. فقط زمانی که با خانواده داریم شام میخوریم و تلویزیون روشنه. از زمان اعتراضات مدام دارن چرت و پرت تحویل میدن. هر سری خودمو مدام کنترل میکنم که چیزی پرت نکنم سمت تلویزیون. اون اوایل داشت میگفت که بخ ...
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> ز ...
با نام تو میخوانم و میگویم تو ای یار و پناه که دلم شد تهی از عشق و پر از درد و گناه میکشم از دوری یار عجب درد و عذاب شرح دردم نشود جا در این شعر و کتاب ادامه مطلب ...
به تاریخ پستهام که دقت کردم؛ دیدم دقیقا قبل هر شیمیدرمانی و بعد از اینکه مطمئن شدم تمام عوارض از بدنم رفتن بیرون و دیگه قرار نیست بخاطر یهویی افتادن هموگلوبینم چهارده روز بستری شم اومدم اینجا و یه پست گذاشتم. امروز بلاخره تونستم از تخت بلند شم و با دیدن ریشهی موهام مطمئن شدم که باید بگم خداحافظ ...
سلام دوستان! بالاخره بعد مدتها باز آموزشهای وب رو از سر گرفتیم :) توی این پست قراره در مورد یکی از امکانات قدرتمند بلاگ بیان حرف بزنیم: نشانهها. نشانهها توی بلاگ بیان واقعا ارزششون گم شده و حتی توی راهنمای بیان نمیتونین اطلاعات زیادی در موردش به دست بیارین. بخاطر همین توی این پست یاد میگیریم که ...
سلام رفقا! حالتون چطوره؟ :) اوضاع روزگار به خوبی و خوشی میگذره؟ دیدین وقتی یک جایی بیش از حد گرد و غبار میگیره و یا بیش از حد کثیف میشه ممکنه دیگه کسی بهش دست نزنه چون تمیز کردنش مصیبت هفت عالمه و کلی وقت میخواد؟ بعله... حکایت من و وبلاگمه. همیشه میام و میگم که فلان چیزها رو مینویسم و دست و رویی به ...
عصرِ دوزادهم مرداد ماه است .. نشسته ام کنارِ مادر تا تنها نباشد و ببیند که کسی هست ، هواپیمای شهر به سمت تهران می پرد و صدایش از پنجره اتاق می آید ، در ساکت ترین جای اتاق روبه روی هم نشسته ایم و او چیزهایی می گوید که معلوم نیست ، گاهی ساکت میشود و هیچ چیز نمی گوید مادر ، زل میزند به نقطه ای از اتاق ...