سکانس های آخری اپیزود آخرین مسئله رو یادتونه؟ یه تخته سیاه که روی اون یه سری آدمک نقاشی شده بود. و این جاست شرلوک و جان که با ماجرای مردان رقصان (Dancing Men)مواجهه میشن و از قضا این ماجرا از پرونده هاییه که شرلوک نمی تونه جون موکلشو نجات بده. بله! شرلوک هم گاهی شکست میخوره و شکست اصلا چیز بدی ن ...
زهرا جان خوشحالم که در این عمر کوتاهت نشانه رحمت خدا بر من بودی ...
زندهام. دوستان مهربانی که جویای احوالم بودند من یک دنیا ممنونم و قدردان. امیدوارم بتوانم زودتر باز هم سرم را روی سفیدی این صفحه بگذارم و بیاسایم. مهرناز عزیزم ببخشید دستم خورد کامنتت پاک شد. ارادتمند یاسیترین ...
امروز فیلم the intouchables 2011 رو دیدم ....چند تا کامنت خوب گذاشته بودن که خیلی فیلم قشنگیه ولی اصلا فیلم قشنگی نبود ..چقدر سلیقه ها واقعا متفاوته از نظر یکی فیلم چرتی ه ولی از نظر یکی دیگه انقدر قشنگ !! راستش اصلا حوصله ی ادم های مغرور یا ادم هایکه فکر میکنن یه سر و گردن از بقیه بالاترن رو ند ...
ساعت از 11 شب گذشته... مکالمه ذهنی که با خودم دارم: J : خب بگو ببینم فکر میکردی آخر و عاقبتت به این جا بکشه؟ - به کجا، جان؟ ادامه مطلب ...
از دومین ماهی که اومدیم سر خونه زندگی خودمون، سلام! تجربه ام از این دو ماه رو مینویسم ... اولین چالشمون، همون روز اول خودش رو نشون داد. مشکل بزرگ «خواب». شب، خسته از چیدمان وسایل و کارهای بیشمار خونه که نمیدونستم کدوم رو باید اول انجام بدیم، بیهوش شدم. صبح بیدار شدم و دیدم یار چشماش رو به زور باز م ...
واقعا مدیریت کادر، خیلی سخته! ...
~هوالنور مدت زیادی میشه اینجا پست نذاشتم. دلم تنگ شده بود برای نوشتن. در اولین قدم برای بازگشت، کیبورد کامپیوترم رو تمیز کردم و برچسب جدید براش گرفتم. الان هم یهویی شد اومدنم. توی اینیستاگرام یه کلیپ دیدم که خیلی جالب بود برام. درباره ورودی های ذهنی بود. اینکه به مرور حفره مغزت دچار آلودگی میشه و خ ...
امروز رفتیم پیش وکیل ....نمیدونم ولی دلم روشنه یعنی می تونیم این همه پولی که ازمون خوردن رو بگیریم ...راستش بعضی موقع ها که بهش فکر میکنم مثل یه رویا می مونه برام ...یه رویایی خیلی قشنگ که دوست دارم محو بشم درونش تو درس خوندن اصلا تمرکز ندارم نمیدونم واقعا با این موضوع باید چیکار کنم باز میش ...
شاید با کمی نوشتن ذهنم اروم بشه. پیپر ریویوی سرطان رو، استادم بدون اینکه من بهش بگم یا ناله کنم، دید چقدر اون چیزی که برنامه ریزی کرده سنگینه؛ بنابراین کمش کردیم به فقط سرطان های بافتی. کمی خیالم جمع شد بابتش. پروژه م رو خودم برنامه ریختم که تست هاش رو تا دو هفته دیگه تموم کنم. ماه های زیادی ه که در ...