عشق کتاب عزیزم، احساس میکنم راحتی ما توی فضای وبلاگ از زمانی شروع شد که شروع کردیم به نوشتن نامهها. اونجا بود که واقعا تونستم ببینمت. تونستم ببینم چقدر پاکی و چقدر شفافی و چجوری یه پسر ۱۴ ساله رو در آغوش گرفتی و نجاتش دادی. ما بزرگ شدیم، درخشش آدمها و خاموش شدنشون رو دیدیم، عاشق شدیم و خیالپرد ...
ماجرای من و بیان از زنگ انشا در کلاس دوازدهم شروع شد... معلم جوان ما با مهربانی پرسید: بچه ها کدومتون وبلاگ داره؟ و من به کلمه آشنای وبلاگ فکر می کردم... و در روزهای خوشی و ناخوشی به این کلبه پناه آوردم... دوستانی پیدا کردم بهتر از برگ درخت... و حالا وقت عزیمته. گاهی چقدر زود دیر میشود! به امید پ ...
یعنی فردا شبش میخوان پاک کنن یا امشب بعد دوازده؟ ببین اصلا منطقی نمیاد برام تو این وضعیت اینطوری حذف شدن بیان.. 1. یا از آب گل آلود میخواد ماهی بگیره که فععععععک نکنم یعنی هیچجوره نمیخوره از هر جهتی که مینگرم 2. یا خودشون قربانین دارن دستو پا میزنن که این تا حدودی میخوره بهش، با توجه به محتوا و ...
ممنونم که در این شش سال و نیم خاطراتم، احساساتم و زندگیم رو درون خودت جا دادی. ممنون که خونهی فن گرلیهام، فلسفهبافیهام، فریادهای اعتراضم، کودکیم، بزرگ شدنم، موفقیتهام و گریههام بودی. ممنون که خاطرات عشقی که تجربه کردم و قلب شکستهم رو در امنیت تمام درون خودت نگه داشتی. ممنون که من رو به آدمهای ...
ساعت دقیق مرگ بیان تا شروع روز ۱۵اسفند یا پایان روز۱۵ اسفند ؟ ...
امیدوارم اینطور نباشه و بتونم بعدا اسمشو عوض کنم یادگاری برای خونه اولمون بیان ؛ ...
Mamacita I can see devil in your eyes... خیلی وقت بود اینجا از لریک موزیکای مورد علاقم نذاشته بودم :') ...
امروز روز آخره؟هر چیزی پایانی داره اینم پایان اینحاست؟ ...
یه زمانی یه چالشی راه افتاده بود به نام صاحب این وبلاگ فوت کرده و مینوشتیم که دیگه نیستیم و بعدش چی میشه و و وصیت نامه مینوشتیم انگار و امروز واقعا باید بنویسیم این وبلاگ فوت کرده است از تموم کسایی که اینجا بودن و همراهی کردن و خوندن تشکر میکنم. بابت وقتی که اینجا گذروندین و کنارم بودین بسیار قدرد ...
teachernjt.rzb.ir چقدر رزبلاگ سخته . حیح "---" بخش کامنتهاش رو درست کردم. میتونید اونجا کامنت بذارید. دیگه اینجا کامنتها رو جواب نمیدم. ...