چماق دست دیگران نباشیم... اصولاً انسان بودن ارزشمند تر است... بدون توضیح اضافه ... ...
لپهاش دقیقن از زیر پلک پایینش شروع میشد تا زیر گلوش و پیوسته به غبغبش... دو تا دایره ی صورتی رو لپهاش بود... حس کردم خدا واسش رژ گونه زده... رنگ چشماش ترکیبی از سبز و طوسی بود... دو ماهش بود و خدا بعد از نه سال اون رو به پدر و مادرش هدیه کرده بود... اسمش رو گذاشته بودن رحمه... از بغل کردن بچه ها میت ...
مادر گفته بود نذری دارد و باید مرغی را قربانی کند. نه خیلی بزرگ، نه خیلی کوچک. بعد از ظهر، بعد از اینکه از نانوایی برگشتم، به مغازهی مرغفروشی رفتم. از پیرمرد صاحبمغازه خواستم مرغی را برایم سر ببرد، نه خیلی بزرگ، نه خیلی کوچک. بوی زهم مرغها به مشامم خورد. ته مغازه، آن طرف یک ردیف آجرچین توی هم می ...
وارد کلاس که شدم، استاد یه گوشه از کلاس نشسته بود و بی صدا گریه میکرد، جلوم بلند شد، اشکاش رو پاک کرد ، رو بوسی و بغل و شادباش سال نو گفتیم، پرسیدم استاد چیزی شده، انگار یهو فرو ریخت، با صدای بلند شروع کرد به گریه کردن... گفت دیگه خسته شدم، کم آوردم، باز پرسیدم چی شده استاد؟ گفت صاحب ملک اومده گفته ...
بین من و شخص دیگه ای سردرگم شدی منو انتخاب نکن. ...
مصطفی جان خیلی دوست داره من صبحها مفصل استراحت کنم. یعنی اصولا دلش میخواد من تا لنگ ظهر خواب باشم. شاید اگر صبحها بیدار باشم و بدرقهاش کنم خوشحال بشه اما بیشتر نگران هست من به خودم خیلی فشار بیارم. که اگر بیدار باشم، فشار میارم، بیحرف پس و پیش. پارسال نوشته بودم یه بار رفتیم پیش یه آقای عط ...
خیلی وقته ننوشتم. اول اینکه سال نو مبارک...ایشالا سال خیلی خوبی برای همه باشه... ماه گذشته برام ماه سختی بود. احتمالا اگه وجود پژمان نبود خیلی خیلی سخت تر برام میگذشت. قضیه اینه که به دلیل سیاست های رییس جمهور جدید fun.ding c.ut روی گرنت های ni.h زده شد، و در واقع استادا موندن و حوضشون. خیلی از است ...
روز آخر تعطیلات آمدم یک پست نوشتم و تقریبا تمام شده بود و فقط ویرایش آن مانده بود که دیدم نازآفرین در فاصله ای که من داشتم تایپ می کردم رفته سراغ یکی از کابینت های آشپزخانه و محتویاتش را ریخته وسط آشپزخانه آخه بچم علاقه زیادی به باز کردن در کمد و کابینت داره ... بغلش کردم تا سرش را با چیز دیگه گرم ...
- سلام، دفتر هواپیمایی دُم قلبی (آوا ایر) ، در خدمتم...❤️ -سلام، خسته نباشید، ببخشید برای مبدا من به تهران پرواز دارید؟ -خیر، پروازها رو در سایت چک کنید. -سپاس... -سپاس ، خدا نگهدار... و اینجوری شد که من ناچار شدم بلیط رفت و برگشتم رو به ترتیب از هواپیمایی آسمان و زاگرس اوکی کنم... آخه هواپیمایی که ...
وقتی پست پنج آوریل...روز جهانی وجدان رو ارسال کردم، تصمیم گرفتم کامنت ها باز باشه، نمیدونم حس اونموقع من چی بود که این تصمیم رو گرفتم، ولی چند دقیقه از پست کردنش نگذشته بود که شخصی با اسم کوروش برام کامنت داد و از گفتمان رکیک برای مادرم و من استفاده کرد، آی دی ایشون برای من افتاد، ولی برام آشنا نبود ...