مامانم میگفت به دو دلیل برو دکتر یکی اینکه کنجکاوی نداری دوم اینکه بی انگیزه ای توی کارات خدا رحمتش کنه اگه میشنید یه ساعت حرف زدن با دکتر یک میلیون خرجشه خودش دست به کار تراپی میشد برام یه یادداشتی از میم مهاجر دیدم و پرسشهاش درباره نسبت میراث فرهنگی و معنوی ما با تراپی و سپس چیزهایی که هوش مصنوعی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دلم یه کم درهم برهم نویسی خواست... ۱-یه بنده خدایی رفته آمریکا پیش خانواده اش و یه وکالت محدود توی یه سری کارها، به من داده، براش انجام بدم، واسه همین بیشتر از معمول تهران میرم و میام، اولش فکر میکردم چه خوب... اما واقعا الان خسته شدم ...(آیکون یه دختر تنوع طلب که مدام از این شاخه به اون شاخه میپره ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

فشاری که در حال حاضر دارم تحمل میکنم قابل وصف نیست نمیدونم چطور هنوز لهم نکرده! بر میگردم  12 اردیبهشت  جمعه عصر اون موقع یا از شدت خوشحالی نمیدونم چی بگم یا با گریه در حال نوشتنم تا خودمو خالی کنم  ولی نه! من میدونم قرار نیست گریه کنم... قراره بیامو با حال خوب حرفامو بزنم :)  12 ام میبینمتون :)  ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

بعد از مدتها یه سریال چینی دیدم .   سریال چینی افتخار ، شکوه  the glory 2025  داستان راجبه دختری به اسم هان ین هه که از بدو تولد بهش انگ نحسی زدن و به یه شهر دور پیش دوست دوران تحصیل باباش فرستادنش . اون خانواده هم با دختره بدرفتاری میکنن و وقتیم جوون میشه مرده بهش چش داره ، یه شب که میخاسته عمل شنی ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خوابم نمیبره حال عجیبی دارم یه چیزی حالت دلشوره، غم، هیجان، عشق، نفرت، سستی و رخوت، انگیزه کوچیک! همش باهمه ... انگار میخوام برم سفر هم خوشحالو هیجانزدم و امیدوار ... هم غم غربت دارم هم دلم شور میزنه اونجا چی در انتظاره هم با خودم میگم سفر چی بود این موقع صبح ولش کن بخواب!!! همش تقصیر مرواریده انقد ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خیلی دوس دارم بنویسم اما انگاری خجالتی شدم رفتم تو خودم شایدم حس بی اعتمادی و ناامنیم اومده بالا مث قبلا نیستم که راحت بنویسمو حس خوب بگیرم حس میکنم یکی منتظره یه چیزی بنویسم بیاد علیهم شورش کنه!!! حسم خنده داره اما حسمه حس اینکه همه برام بد میخوان من تنها موندم همش مشکل ایجاد میشه و همه باهام جنگ د ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

استادی داشتیم بزرگوار و بزرگ منش و بزرگ زاده... از آنهایی خدا می دانند و عشق و عرفان...  از آنها که پل می‌زدند به آن سوی آسمانها...  گفتنی ها از ایشان زیاد است، اما یک موردش این بود، میگفت می‌خواهید کاری در شما نهادینه شود، برای آن کار نیت چهل روزه کنید... و چهل روز مرتب آن کار را تکرار کنید...با آگ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

احتمالا نباید در مورد این چیزا اینجا بنویسم اما با یک تهور مخصوص به دوران بیست و اندی سالگی دارم مینویسم:جمعه گذشته، اولین جلسه درمانی رو با روانشناس جدیدم داشتم. برای اولین بار، طعم مواجهه با یک روانشناس حرفه ای رو چشیدم و این خیلی خوب بود.  دکتر یک سری جملات گفت و گفت دوست داره من ده ها ساعت در م ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

توصیه شده برای جنین‌های سقط شده‌ هم اسم انتخاب کنید که روز قیامت بی‌نام نباشند. امشب این رو جایی خوندم و با اینکه می‌دونستم از قبل اما تلنگر خوردم.  برای فرزند ارشدم اسم "مهر" رو انتخاب کردم. به نشانه رحمت پروردگار‌. برای چهارمین فرزند، "نور" رو انتخاب کردم. به یاد ایام کرونا که تاریک بود اما پروردگ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

همه خوبند. سلام می‌رسانند. بهار است و تماشای صحرا. از حال ما اگر می‌خواهی، همین یک بیت امیرخسرو دهلوی کفایت می‌کند که گر به آغوش بریزند گُل اندر برِ من آن همه خار بُوَد، چون تو در آغوش نه‌ای از اینجا: https://t.me/be_har_hal/17166 ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید