گفتی که هواخواه منی، چنگ نبودی با قلب منِ خسته هماهنگ نبودی گفتی که مرا مدّعیِ عشق شناسند امّا چه گران، تشنه‌ی این جنگ نبودی دل باختم و قصه‌ی دل ریختمت پیش هر بار که از شیشه شدم، سنگ نبودی هر بار امیدم به خیالت که گره خورد دیدم که در این حلقه تو یک‌رنگ نبودی گفتی که بمان و ز غمِ عاشقی آموز ماند ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

در این مطلب، مهتاب جان توصیه عرفانی خودش رو نوشت و من هرچقدر فکر کردم، دیدم چیزی به ذهنم نمی‌رسه که بخوام بگم... از اتصال به آقا امام زمان علیه السلام برای رشد انسان چیزی بالاتر نیست. لیلا و برادرزاده‌ام، با فاصله کمتر از ۲۴ ساعت به دنیا اومدند :) اما دیشب فهمیدم که برادرزاده‌ام از پوشک گرفته شده. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خاک رَهِ آن یار سفر کرده بیارید... تا چشم جهان بین کُنَمَش جای اقامت... . . . بدون شرح...   ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

ملت از امروز چله ی موسویه شروع می کنن. که نمی دونم چیه ولی تا عید قربان هست... ما چی؟ ما خیره سری ما گناه ما شرم ما امید به عفو تو  به حرمت  خودت و بزرگیت  الاهی العفو خیلی بزرگی خدا که تو دل بدترین گناهکارها هم شعله امید برپا می کنی . هر چند شرمشون میخاد تو زمین فرو ببردشون. من گواهی میدم که در کل ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

"به تنهایی و بیکسی کشنده ای که آرام آرام فرسوده و فرسوده ترم می کند..." این جمله رو فانی بانو توی پست جدیدش گذاشت، بی آنکه راهی بذاره که براش کامنت بذاریم،قربون صدقه اش بریم، بگیم تو که تنها نیستی، ما هستیم، بگیم به خدا ما هم خیلی تنها و بی کس و کاریم و تا بهش ثابت نکنیم که چقدر ازش تنهاتریم، دست از ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

دوشنبه روز آفرینش زمینه. دوشنبه ها یه جوریم. از نوجوونی یه جوری بودم. انگار یه نسیمی میاد، شکوفا می کنه یه چیزی رو تو درون آدم. گم شده ام، گم کرده ام، گیجم امیدواری خیلی چیز بدیه به اندازه وفاداری بد و غیر انسانیه کاش از هر دو محروم بودم.  کاش حداقل فراموشکار بودم .یا مغرور ، خصوصا حالا که چموش و لج ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

با اینکه دل کندم از بیان و گفتم عیبی نداره اگر هرچی نوشتم پریده باشه و حتما سرآغازی بر یک شروع نو هست... اما ناگهان یادم اومد برای یک جلسه در دو سه روز آینده، یک سری یادداشت اینجا گذاشته بودم :') و کی حوصله داشت از حافظه‌اش کار بکشه... نیت داشتم اگر بیان دوباره حالش خوب نشد، از هرررررر جایی که می‌ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

پدر و مادر و دو تا بچه هاشون... یه دختر هفت ساله، یه پسر پنج ساله... بچه ها در حد انفجار شیطون و بازیگوش... پدر و مادر بشدت ساکت و آروم و نجیب و سر به زیر... مادر غم دنیا توی صورتش بود... پدر از شیمی درمانی برگشته بود، موهاش ریخته بود، ابروهاش هم... دختر شاد و شنگول اینور و اونور می‌پرید... پسر هم.. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تو مترو داشتم میدوییدم به کارام برسم یهو یه خانوم چادری همسنای مامانم صدام کرد تو دلم گفتم یا خدا الان میخواد بخاطر شال افتادم، روزمو خراب کنه که ؛ با مهربونی پرسید خانوم کجا موهاتو لایت کردی؟ انقد شوکه شدم از سوالش که با مکث گفتم نمیدونم شمارشو میدم بهت گفت فویلی بود گفتم بله - فویلی چقد میگیره؟ ک ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خوابم نمی‌بره. ذهنم به هرچیزی چنگ می‌زنه تا خالی نمونه. از داستان‌هایی که ننوشتم، تا حرف‌هایی که نزدم. از بوسه‌ای که نگرفتم، تا آدمی که دیگه هرگز نمی‌بینم. از نفس راحتی که بیش از هفته‌ای یکبار نمی‌کشم، تا شعرهایی که برای کسی نمی‌خونم.  به پشیمونی و بخشش و فراموشی فکر می‌کنم. به رنجی که می‌کشیم و رنج ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید