زهرای بابا سلام یک هجدهم دیگر هم آمد و رفت. ...
شب موقع خواب، همسر اصرار میکرد بگو چرا موقع برگشتن از خونه مادرتاینا انقدر ناراحت بودی؟ چی ناراحتت کرد؟ من خیلی مقاومت کردم که نگم. یه فیلم آمریکایی قدیمی هم اخیرا با هم دیده بودیم با این مضمون که یک مردی، توانایی خوندن فکر زنها رو پیدا میکنه. بعد به واسطه این توانایی، کمکم تبدیل به آدم بهتری م ...
ای گل داوودی، دلم برات جا داره با اینکه اینقدر تنگ شده که عطرش زده بیرون عطر دلم ...
روزگاریست که ما را نگران میداریمخلصان را نه به وضع دگران میداری گوشهٔ چشمِ رضایی به منت باز نشداین چنین عزت صاحبنظران میداری نه گل از دست غمت رست و نه بلبل در باغهمه را نعرهزنان جامهدران میداری چون تویی نرگس باغ نظر ای چشم و چراغسر چرا بر من دلخسته گران میداری؟ گوهر جامجم از کان ج ...
مغرور از خلق برهوتی که روزی یک باغ سبز بود... ...
داستان بلند نازنین از فئودور داستایوفسکی، چسبید. داستایوفسکی مزه داستایوفسکی می دهد. حتی نمی توانم بگویم این داستان دقیقا درباره چه جور شیفتگی ای بود و روح انسان در آن چطور کالبد شکافی شده بود. اینقدر می فهمم که خاص و پیچیده و بسیار زیبا بود. حالا می فهمم این که شمس گفته است، هر کسی به شیوه روح خودش ...
حس میکنم قلبم سفت شده یا مچاله شده یا منقبض شده... درد داره، اذیت کننده نیست، اما خوب دردِ قلبه...نفسم میگیره، سرفه میکنم، نمیتونم روز دست چپ بخوابم... سالها قلب نداشتم و الان یه قلب مچاله برام موند...با درد زیاد... خدایا من هیچی نمیخوام... حتی قلب سالم هم نمیخوام... من فقط خودت رو میخوام... ...
دلم میخواست یکی که هم من رو میشناخت، هم اون رو، از من در برابرش دفاع میکرد، باهاش دعوا میکرد، سرش داد میزد، مثل خودش تهدید میکرد و تهمت میزد، نه اینکه من نتونم یا نکردم، ولی دوست داشتم یکی که خیلی از من قوی تر هست، از من دفاع میکرد...سنگ منو به سینه میزد... اما من کسی رو نداشتم... اما من کسی رو ندار ...
بغض داره خفه ام میکنه، من اهل زود توی تخت رفتن نبودم، از شب بیدار بمون های خفن روزگارم، اما امشب اومدم رو تختم، خودم رو زیر پتو احاطه کردم، حتی اکسیژن کم میارم، اما نمیخوام بیرون رو ببینم،چی میشه که به هم فحش میدیم، چی میشه که به هم بی احترامی میکنیم، تهمت میزنیم، تهدید میکنیم، چی میشه که اینجوری می ...
کانگ چال ، ایموگیهه که بعد از هزارسال تهذیب بالاخره میخاسته تبدیل به اژدها بشه ولی چون یه انسان دیدتش اون سقوط میکنه ، به خاطر همین با انسان ها دشمن میشه و برای دهاتی که توش سقوط کرده بدشانسی و اینا میاره . یه شمن معروف و قدرتمند با نوه اش که اونم تو خونش دیدن روح و ایموگی و اینا ، تو اون دهاتن . ...