بیشتر از چهل سال از عمر انقلاب اسلامی گذشته و به همین تعداد جشنواره فیلم فجر هم برگزار شده. با این همه، دریغ از فیلم ساده ای که توضیح دهد چرا مردم در دهه پنجاه به خیابان ها ریختند و نظام سه هزارساله شاهنشاهی را برچیدند! شما چنین فیلمی سراغ دارید؟ اصلاً چرا انقلاب شد؟ ...
پرسیدم: به "زخم چشم" اعتقاد داری؟ جواب داد: نه! ما آدم ها، خیلی دوست داریم اتفاقات تحت کنترل ما باشد و اگر خودمان نتوانستیم، یک عامل بیرونی پیدا میکنیم که اتفاقات را به آن چیز نسبت بدهیم. اینگونه ذهنمان آرام می شود که حداقل نظمی بر جهان حاکم است. ادامه داد: جهان اهمیت نمیدهد که ما چه کسی هستیم. ما ...
تهیه شده توسط گروه تحقیقاتی شادی جدید🔑 راز واقعی انگیزه: اول حرکت کن، بعد انگیزه پیدا کن!خیلیها فکر میکنن که باید انگیزه داشته باشن تا بتونن کاری رو شروع کنن، اما واقعیت چیز دیگهایه! تحقیقات نشون داده که انگیزه از پیشرفت به وجود میاد، نه برعکس. هر قدمی که برمیداری، حتی اگه کوچیک باشه، باعث میشه ...
بعضی مواقع توی زندگی شرایط فکری خیلی سخت میشه، عذاب آور میشه و به یک سری شرایطی میرسم که واقعا از زندگی خسته میشم. مثلا با خودم میگم باز هم همون اشتباه رو کردم، باز هم اعتماد کردم و باز هم همون شد، باز هم سفره دلم رو باز کردم و آخرش این شد و هی گذشته، گذشته و فکر و فکر و فکر. واقعا انقدر عذاب کشیدن ...
سلام و بله من یهو ساعت ۴ صبح به سرم زده بیام بنویسم اول اینکه یه هفته ایه ذوق دارم چون دست قشنگه رو به افتخار این بازیکن بزنید که بالاخره طرحش تموم شد خداروشکر خداروشکر خداروشکر محیط کار واقعا ادمو بزرگ میکنه چه nicu که بودم و همکارای نایس و مریضای گوگولی داشتم و چه بخش سگ اعصاب عفونی تو این دو سال ...
همین یه ربع پیش داشتم فکر میکردم کاش هیچ وقت، اون شب برنامه بادو رو نصب نمیکردم، کاش فردا شبش که نصب کردم با تو حرف نمیزدم و کاش فردا عصرش تو باکارا تو اون هوای سرد و عجیب زمستون نمیشستم جلوت و پشمام نمیریخت از تقدیر که چجوری تو رو سر راهم قرار داده که این جوری دو سال بگذره و دچارت بشم کاش اون بادو ...
جدی جدی میخوان اینجارو بفروشن یا چی؟! واییییی خیلی ناراحت میشم اگه اینجا دیگه نباشه با اینکه خیلی فعال نیستم ولی اینجا یکی از دلخوشیامه، غمم گینه.. ...
از وقتی این مطلب رو خوندم، ذهنم خیلی درگیر شده. روز اول، چقدر گریه کردم باهاش. تصوراتم در مورد بهشت رو کلا تغییر داد. چرا؟ قبلا هم در مورد این خوابم نوشتم... این خواب رو سال های اول ازدواجمون، یه بار که من و مصطفی با هم قهر کرده بودیم، دیدم. خواب دیدم که در یکی از اتاقهای یکی از قصرهای بهشتمون هست ...
به عکس زیر نگاه کنید.اون بچه کوچولو که یکی دوسالشه منم.ضعیف، ناتوان،رنجور و به شدت نیازمند یک آغوش حمایتگر و پر از عشق.اون آقایی هم که مثل فرشته نجات منو در آغوش گرفته و با چشمایی پر از مهربونی و عشق داره به دوربین نگاه میکنه پدرمه:)21 آذرماه سال 1403 ساعت 16:30 درحالی که در سالن آمفی تئاتر دانشگاه ...
یه ادمی حدود سه سال پیش قبل این که وارد رابطه با میم بشم هم صحبت بودیم، اوج خودخواهی و من درون این ادم دیدم! واقعا مردای مردادی عجیب مودین، این جوریه دنبال کارای خودشه اون وسط مسطا شد به تو هم یه سلامی میکنه نشد که هیچی قشنگ از اینا بود یه روز امیدوارت میکنن یه روز ناامید یه روز تا ته عشق میبرنت یه ...