بعضی احساسات هیچ جوره با عقل جور درنمیان. یکی از همکارهام گاهی سعی میکرد بهم نزدیک شه. من با تمام قدرت از خودم دورش میکردم. که اولین دلیلش الف بود، که باعث میشد ابدا به خودم اجازه ندم گزینه دیگه ای وارد زندگیم بشه و همینطور که الف هم مدام میگفت بهشون رو نده! دومین دلیل این بود که زیاد ازش خوشم نمیوم ...
اسلایدهای کلاس امروزم را مرتب میکردم. برخی را حذف میکردم. تعدادی نیز اضافه کردم. اسلاید ساختن برای من، مرتب کردن ذهنم است. هیچوقت به یاد ندارم یک سخنرانی را صفر تا صد تمرین کرده باشم؛ اما شده که ده پانزده اسلاید را چند ساعت عقب جلو کرده باشم و تغییرات جزئی داده باشم. در این […] نوشته شاید از بلند ...
خاکستری عزیزم، در مورد کلاس ورزش برات نگفته بودم که این ترم دیگه دراز نشست، دوی سرعت و... نداریم؟ (دست و جیغ و هورااا) جدا خیلی خوشحالم که دیگه لازم سر این موضوع استرس داشته باشم که ای وای نه من نمی تونم دراز و نشست انجام بدم و سختی بکشم ولی خب بازم چالش هست! کلاس ورزش 16 جلسه هست که یعنی تا اخر ترم ...
تجربه ۶ ماهه من از کار با آیپد!زمانی که بخواید یه آیپد بخرید، زیاد این جمله رو میشنوید که همین پول رو بده و مکبوک بخر! بهخصوص که اگه انتخاب شما آیپد پرو باشه که قیمتی بسیار بالاتر نسبت به مدل ایر داره.خب پس چرا من آیپد رو به مکبوک ترجیح دادم؟اول اینکه من یک سیستم all in one به عنوان سیستم اصلی ...
هنوز گواهینامه رو تمدید نکردم. از صبحی شبکهام قطع بوده و الان وصل شد. فال دوشنبه: پیشرفت در حرفه را پیش بینی میکند. شعار امروز: مسیر شما هماهنگ میشود: تعادل و پیشرفت. داشتم گوشیمو مرتب میکرد یک پی دی اف در مورد تدریس موثر بود. نوشته بود: In God we trust... Every one else should bring data دیروز هم ...
تا حالا شده بخوره تو ذوقتون؟! وقتی روی یه چیزی حساب باز میکنید و امید دارین، ولی نمیشه.. الان من تو اون حالتم الکی خوشحال بودم اعصابم امروز به قدری خرد بود که دلم میخواست یکیو بگیرم بزنم رفتم نشستم تو کمد، زانوهام بغل گرفتم و گریه کردم:/ بعدم تو گوشی چرخیدم که حواسم پرت بشه ساعت نزدیک به یک بعد از ظ ...
اومدم چند تا اپدیت بنویسم برم؛ -ما هیچ وقت ولنتاین برامون مهم نبود. پارسال همینطوری چون بانمک بود برای پژمان یه کارت پستال پست کرده بودم و خیلی خوشحال شده بود. امسال هم اصلا تو فکرش نبودم. غروبش خسته کوفته رسیدم خونه دیدم پژمان گل و خرس و یه ماگ قلبی و شکلات خریده. خیییلی خوشحال شدم و واقعا سورپرایز ...
خاکستری عزیزم، متاسفانه بخش زیادی از قلب من نسبت به محبت کردن و محبت دیدن بی احساس هست و تحت تاثیر این کلمات قرار نمی گیره، چرا؟ چون برای دفعات زیادی (تقریبا همه دفعات) دقیقا عکس چیزی که فکر می کرد و یا انتظار داشت براش اتفاق افتاد. تصور کن که صد در صد خود و محبتت رو برای کسی قرار بدی و بعد میبینی ک ...
بابام دوشنبه شب راهی لبنان شدند. از بابا خواهش کردم به جای ما هم توی مراسم باشه... واقعا هرکس تونست بره؛ نماینده ایران بود. به جای همهی ایرانیهایی بود که دلشون ضاحیه جنوبی پر میزد. من تا امشب که برای سید نماز لیله الدفن خوندم حس اینکه ایشون شهید شدند رو نداشتم. فکر میکردم هستند. حتی پررنگتر و ح ...
چند دقیقه ی پیش داشتم با یکی از دوستای دوران کارشناسیم چت میکردم که یاد یه خاطره ای افتادم .. از اونجایی که میدونین من اون قسمت از مغزم که مربوط ب به خاطر سپردن خاطراته کلا خرابه و خیلی از خاطراتم از یادم میره اما این لحظه ای که الان میخوام راجع بش بنویسم از اون لحظه هاس که در کمال ناباوری فراموشم ن ...