به این عکس که نگاه میکنم، یاد فعلِ 《grab》 در زبان انگلیسی میفتم. شاید نشود این فعل را در یک کلمه به فارسی برگرداند؛ یا شاید من نمیتوانم. به هر روی، برای من چیزی در مایههای "گرفتن"، "چنگ زدن"، "تصرف کردن"، "برداشتن" و اینجور مفاهیم است. هیچ کدام به تنهایی احساس درونی من نسبت به عکس را ارضا نمیکند ...
ساعت نزدیک ۱ شبه، همه خوابن و فکر کردن به آینده نمیذاره بخوابم. هفتهی پر از تعلیقی پیش رو دارم و امیدوارم همهچی همون شنبه مشخص شه. چقدر عجیبه که یه ایمیل ساده میتونه باعث برنامهریزیهایی بشه که شکل زندگی آدم رو بهکلی تغییر بده. خوبیش اینه که برای هر دو حالتش برنامه دارم و تهش به مقصد میرسم. ...
"راحتی"، موجودی خنگ و خرفت، تنبل، ژولیده و ژندهپوش است؛ که در هر شهری به حکومت رسد، فاتحه آن شهر را باید خواند!راحتی که سر کار بیاید، خیلی زود از گیروگورهای "وجدان" زله میشود و او را تبعید میکند. اگرچه وجدان، پلیسِ نیکوسرشتِ شهر است و آگاه، اما در تبعید و انزوا به خواب میرود. وقتی نتواند به وظیف ...
«دارند نگاهت میکنن» «نباشی، سراغتو میگیرن» «اضافی هستی» و شبیه اینا فقط تو ذهن ما هستن! مثل داد زدن توی یه اتاقک شیشهای دوجداره است، بدون اینکه کسی از بیرون صدامونو بشنوه. بیرون بیا و بزن به دل ترسات. سلام:) ...
همیشه دغدغم این بود که تقریبا تمام تکنولوژی و ایده هایی که نیاز های معمولی آدمارو رفع کنه قبلا ساخته شده . شبکه احتماعی ، تاکسی آنلاین ، سرویس های آنلاین و پیامکی و ... و دیگه راهی برای بهتر شدن وجود نداره . اما از وقتی که جمله دیوید گاگینز رو شنیدم دیگه خوابیدن و وقت تلفنی واقعا برام حروم شده . ا ...
قسمت زیادی از بیمارانی که در درمانگاه و بیمارستان میبینم، اهل افغانستان هستند. بخشی از دردها و رنجهای آنها را عمیقاً و از نزدیک دیدهام. قسمت زیادی از دانش اندک پزشکیام را هم مدیون آنها هستم. متأسفانه علامتهای خاص بیماریها را که امروزه – به خاطر پیشرفت علم و دسترسی به امکانات پزشکی – باید [… ...
حالا که غول بی شاخ و دم وقت تلفنی رو شکست دادم ، وقت شروعه :))) برای بار چندم .. همیشه هم یه تکنیک ساده دارم و یه پکیج از اقدامات ساده آماده کردم که من بهش میگم وعده استارتر. این وعده استارتز عین هندل میمونه و منو راه میندازه این وعده برای من شامل : نظافت اتاق و میز و... کتاب خوندن زبان خوندن ورزش ...
عیار دوست داشتنیک زوج را با وضع مالی بسیار خوب تصور کنید. مرد صاحب یک کسب و کار میلیاردی باشد. شغل او به شدت درگیرش کرده است و برای مدیریت آن حسابی باید وقت و انرژی بگذارد. برای همسرش هدیههای گرانقیمت میخرد. درحالی که هزینهی آنها برای او با اوضاع مالی خوبی که دارد اصلا به چشم نمیآید.در مقابل ز ...
من از وقتی که کامپیوتر اومد وسط هال خونهمون دنبال این بودم که راهحلی برا بیرون اومدن از اون اتمسفری که توش گیر بودم پیدا کنم. یه راهحل پیشرو. اینطور نباشه که با ضایعات چوب نجاری هلیکوپتر یا سوخوی اسباببازی درست کنم که نشه بهش دل بست. همون دورهای که نصف بیشتر روز رو تو انباری با اشیاء و ساختنی ...
راستش بعد این همه غر زدن و زجر کشیدن، لازم میدونم یه چیزی تو مایه های آسونی پس از سختی(که به خدا دروغه، سخت تر هم شده🥴✌🏼) تحت عنوان قبولی دانشگاه پس از گذر از هفت خوان رستم، یه پست داشته باشم. بعد از ۱۲ سال محصل بودن با اعمال شاقه که ۶ سال آخر به صورت بُلد طور در سمپاد گذشت و اللخصوص ۳ سال آخر زجر ...