به اطلاع علاقهمندان به مباحث نقد ادبی و ادبیات داستانی میرساند، حسین پاینده از هفتهی سوم فروردین ۱۴۰۴ دو کارگاه در این موضوعات برگزار خواهد کرد. ش رح محتوای این دو کارگاه را میتوانید در ادامه بخوانید. ۱. اطلاعیهی «کارگاه آشنایی با فرمالیسم در نقد ادبی» فرمالیسم آمریکایی (موسوم به «نقد نو») از د ...
شجاعت، خصوصیتی که همیشه مورد تحسین بوده. اما شجاعت به معنای نترسیدنه؟ یا به معنای اینکه ترسهامون رو پنهان کنیم؟ یا اصلا معنای دیگهای داره؟من خودم رو آدم شجاعی میدونستم، اما این هفته بیشترین جملهای که گفتم «من میترسم» بود. همهمون یه سری ترسهای عجیب داریم. ترس از کبوتر، ترس از سوسک، ترس از دریا ...
پریروز بالاخره شالازیون رو دکتر دراورد. عملش واقعا چندشآور بود. از اون بیحسی که توی پلک تزریق میشد تا برگردوندن پلک، همهش حال بهم زن و دردناک بود. یه قسمتایی از درد زیاد دندونامو فشار میدادم بهم و دلم میخواست فقط تموم بشه این فرایند. تمام شد و این گلوله زشت هم از روی پلکم رفت. _ امسال هم سال پر ...
الان موقع رفتن تو نبود چرا مردا اینجورین؟ توقع دارن زنها همیشه خوشحال باشن بدون مشکل باشن نیازی نداشته باشن انگاری باید تو بهترین حالتشون تافت زده شن و تقدیم عاقا!!! شن!!! در غیر اینصورت باشه طرفشونو به حال خودشون رها میکنن میرن میگن هروقت اکی شدی بگو بیام!!! میخوام نیای وقتی تو درد و مشکلات من نیست ...
خدایا هیچوقت دنیارو انقدر خشن، نامهربون و زبر نمیدونستم، حقیقتا گاهی اوقات مثل الان روحم خراش میخوره، دلم محبت میخواد، مهربونی، اندازه سر سوزن حتی! نمیبینم، پیدا نمیکنم، پس کجاست؟! ایا اصلا هست؟! قلبم مچاله شده، مچاله مچاله، کاش یکی مثل اتو قلبمو صاف میکرد! کاش یه ذره محبت میدیدم! دلم میخواد خودخواه ...
معمولا ساعت کاریم که تموم میشه سعی میکنم تماس های کاری رو جواب ندم و مواظب باشم کار و زندگی شخصیم جدا بمونه. البته استرس و بعضی اعصاب خوردی ها میتونه تایم استراحتم رو نابود کنه. دیشب اما کاملا درگیر کار بودم. ۷۰ تماس با افراد متفاوت بعد از تایم کاری داشتم. حدود ۵ الی ۶ ساعت بعد از تموم شدن کارم همچن ...
یکی از نکته های جالب مجلس روضه، حجم خنده ای است که از بعد تمام شدن آن و روشن شدن لامپ ها روی لب ها می نشیند... همه با هم خوش و بش میکنند، حال همدیگر را می پرسند و رفاقت های تازه را طرح می ریزند... کجا می توان این همه صمیمیت و دوستی یافت، غیر از مسجد؟ غیر از هیئت؟ ...
ادامه مطلب ...
امروز بعد از جلسات روز یکشنبه با مسعود رفتیم ارگ قدم زدیم و در یکی از کافههای اونجا نشستیم و دربارهی کارهایی که قراره در آینده انجام بدیم و طرز فکر و بینشی که نسبت به اونها داریم کلی گپ زدیم. من این جلسات رو […] ...
خونه در تاریکی و من زیر پتو در تلاش برای خوابیدن صدای چک چک بارون میاد و من آهنگ بیکلام گذاشتم خواب ظهری که تا غروب ادامه پیدا کرد حالا بی خوابم کرده و فردا بیدار شدن سخت میشه امشب رو رفتم کافه و پیش دوستام گذروندم وقتیکه قطره های کوچیک بارون به شیشه های طبقه ی بالای کافه میخورد و تصویر ابرهایی که ه ...