شرلوک هلمز کاراکتری است که بر کمتر کسی ناآشناست. کارآگاهی که کمتر از ۱۴۰ سال پیش توسط آرتور کانن دویل خلق شد و با منش و ماجراهایش استانداردهای داستانهای کارآگاهی پس از خود را بنیان نهاد. طبیعتاً مثل هر اثر محبوب و اثرگذاری، نویسندگان زیادی پس از کانن دویل دست به خلق کردن کارآگاههای مشابه […] ...
دیگی که برای من نجوشه سر سگ توش بجوشه... پاسخ به کامنت خصوصی دوستی که در مورد رابطه مشکل دارش با من صحبت کردن: اولویت رو خودت بذار، منفعت خودت رو در نظر بگیر، نه به معنای بی تفاوتی نسبت به دیگران، بلکه به معنای حس ارزشمندی نسبت به خودت... وقتی چیزی کاملا برای تو نیست، نصفه و نیمه اش رو بنداز تو سطل ...
مامانم جایی کارداشت رفت بیرون قبلش خمیر آماده کرد و گفت تو، زهرا خودتون بپزید من تاعصر نمی یام.. هروقت مامان می خواست نون بپزه منم پیش قدم می شد با اینکه نون های خوبی از آب در نمی یومد ولی اعتماد به سقفم همچنان بالا بود😂 مامان می گفت نونی که تو بپزی هرکه بخوره دوقلو می زاد 😂 کسانی که دوقلو دوس دارن ...
باز هم تلاش کردم حذفش کنم و باز هم نذاشت! از اونجا که خودش رو برتر میدونست، نمیتونه بپذیره که از سمت من رد بشه. هر کاری میکنه که این اتفاق نیوفته. بار اول ابراز علاقه کرد که میدونستم واقعی نیس اما دلم تنگ شده بود برا دوست داشته شدن. اینبار اما کار بهتری کرد. دست گذاشت رو نقطه ضعفم، کار و درآمد! سعی ...
۱. یعنی تو همینقدر کریمی که من من ِ نماز صبح قضا شده ی هزار جرم دیگر مرتکب شده را به بارگاه قشنگت می طلبی؟ کریمهی اهلبیت دلربای من؟... . . ۲. دخترک همسفر خوبی بود.. ماشاءالله و خدا حفظش کنه ۳. تایم سفر با وجود بچه باید ببشتر باشه چون ناخواسته زمان بیشتری برای تهیه غذاش، سرویس بردنش و جمع و جور کرد ...
آدم وقتی به این عکسهای تبدیل شده نگاه میکنه، اول یک کمی جذاب هستن ولی به عمق ماجرا که فکر میکنی میبینی چقدر برای اونی که سالها برای ساخت یک همچین تصویری وقت میذاشته و ذوق و هنری داشته دردناکه اما چه میشه کرد آیا؟! پیشرفت نکنیم و غصهی مشکلات گذشتگان رو بخوریم؟ به نظرم از یک منظر که چقدر این عل ...
که بسیار به خاطراتم شبیه است! ...
توی محله ما، مثل خیلی از محلههای دیگه این شهر و به تحقیق شهرهای دیگه، زن های همسایه، معمولاً سه شنبه هر هفته، جمع میشن خونه یکی و برای ظهور امام زمان نماز میخونن. اسم نماز هم نماز امام زمان هست. من وقتی که کوچیک بودم، چندباری توی همین مراسم خونده بودم و چند باری هم وقتی که رفته بودیم جمکران. اما ح ...
امشب یجوریه حالم، دلتنگم!حس های عجیب و غریب دارم! مجید خونه نیست، رفته پیش باباش بیمارستان، خدا میدونه چققققدر ناراحتم برای باباش، سرطان روده گرفته، کاش خوب بشه فقط! دلم برای مجید میسوزه، خیلی ناراحته، خب حق هم داره پدرشه! خونه رو بدون اون دوست ندارم اصلا صفا نداره یچیش کمه، اصلا خوابم نمیبره، باورم ...
گاهی از داشتن یکسری دغدغه ها خسته میشم،مثل پله ها! دنیای بدون پله قطعا خیلی زیباتر بود،یا یه دنیا با رمپ های کم شیب و فراوون! یا شاید هم دنیایی که ماشین هاش جاهای نامناسب پارک نشدن که سد راه باشن!حرف زیاده دغدغه زیاده غر زدن زیاده و فراوون،ولی واقعا این موضوع خیلی مهمیه،دغدغه چند روزه من شده فکر به ...