من ترجیح میدادم مهربون باشم، لبخند بزنم، شیطنت کنم، مثل یه کودک شاد و شفاف زندگی کنم، اما میدونید ته اش چی شد؟ هر ننه قمری از راه رسید خواست یه ضربه ای به من بزنه و بره، یه انگ و بر چسبی به من بزنه و بره... بابا جان بد بودن، بی ادب بودن، گستاخ بودن، زبون دراز بودن، حرمت نگه نداشتن، دل شکستن، توهین ک ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خیلی غمگینم اما از خودم پرسیدم: غزال اولین بارته؟ -خیر قراره چندبار از یه مدل موضوع اذیت شی؟ -درست میگی پس یاد بگیر زندگی همینه -با جریان همراه میشم اما تکلیف دل شکستم چی؟ همه دلشون میشکنه بیخیالش -باشه، دست چپم درد میکنه☹️ طبیعیه بگیر بخواب صبح خوب میشی -شب بخیر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

تاحالا به این فکر کردی اگه آدمی که ازت راهنمایی میخواد با مقداری امیدواری اگه افکار خودکشی داشته باشه چقدر موضوع ترسناکه؟ ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

وقتی داشت زندگی نامه بوکوفسکی مبخوند رسید به اونجا که گفت ناشر بوکوفسکی گفت دوهفته وقت داری یه داستان بنویسی بوکوفسکی زنگ زد و گفت نوشتم. گفت از ترس بود که تمومش کردم. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اولا فکر میکردم مشکل بچه بودنه. فکر میکردم وقتی مدرسه تموم بشه نوزده ساله میشم و هرروز میرم کافه یا مسافرت‌. فکر می‌کردم انگشتام توی باد میبرم و راحت میخندم. برای همین توی مدرسه ای که ازش خیلی بدم می اومد مدام فکر میکردم وقتی بزرگ بشم میتونم راحتتر زندگی کنم. کلاس ها بهم فشار می آورد رفت و آمد و درس ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

چرا مردا انقدر تنبلن؟! به مجید گفتم مهمونا اومدن و رفتند ۴ تا بشقاب و استکان کثیفه بشور! دراز کشید خودشو زد به خواب! از حرصم ۴ تا بشقاب رو گذاشتم ماشین ظرفشویی و اومدم که بخوابم...! ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز : صبح ب کارای خونه و گری و توربو رسیدگی کردم ، ناهار درست کردم ، ساز زدم و همه چی تو پرفکت ترین حالت ممکن بود که با حرف یه نفر که برام خیلی خیلی مهم بود از هم پاشیدم ! به معنای واقعی کلمه پاشیدم .. سیگار کشیدم و چند قطره اشک ریختم ، ولی بعدش خودمو جم و جور کردم مهناز اومد ناهار خوردیم رفتیم بر ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

از آخرین باری که یکی رو رفیق خودم دونستم خیلی ساله میگذره. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

هر چقدر که زمستون بارون نداشتیم، دیروز و امروز چنان بارون شدید و البته دلچسبی اومد، که آدم حس میکرد توی بهشت هستش، هوا مطبوع و تمیز شده، خدا کنه حداقل تا آخر اردیبهشت ماه اینجوری بمونه، من بر عکس این عاشق های همیشه شکست عشقی خورده که فاز عشق و عاشقی برای پاییز و زمستون برمیدارن، دلبسته ی بهار و تابس ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

- آقا، به امام حسین چیزی ندارم. یک چیزی برام می‌خری؟ + نه نمی‌تونم.  - به امام حسین پول ندارم. وگرنه به تو رو نمی‌نداختم. +(در حال رفتن و ترک محل) نمی‌تونم.  - الهی امام حسین بزنه به کمرت!   پ.ن: کاملا واقعی! ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید