دیشب از غصه اشون خوابم نمیبرد زنگ زدم به دوستم حالم بهتر شه مشکلات خانوادگی اونو شنیدم غصم بیشتر شد تا صبح خدارو شکر کردم که برادر شوهرم سرکار نرفته بوده.. دیدم دارم از غصه دق میکنم تسبیح رو برداشتم صلوات خاصه خانم رو فرستادم تا خوابم برد +صبح با پسر طبق روال هر روز رفتیم آفتاب دم صبح بگیریم پسر صب ...
پدر و مادر و دو تا بچه هاشون... یه دختر هفت ساله، یه پسر پنج ساله... بچه ها در حد انفجار شیطون و بازیگوش... پدر و مادر بشدت ساکت و آروم و نجیب و سر به زیر... مادر غم دنیا توی صورتش بود... پدر از شیمی درمانی برگشته بود، موهاش ریخته بود، ابروهاش هم... دختر شاد و شنگول اینور و اونور میپرید... پسر هم.. ...
یه وقتایی پنجره بازه صدای بال پرنده مباد ولی پرنده نیست. شبها بیشترین حجم شماتت به خودم اختصاص میدم. مثلا الان همش دارم فکر میکنم هیچ روتینی تیک نزدم حتی زبان های لغت. خب هرروز بدتر میشم. از خودم بیزارم. ...
سلام! این متن رو در حالی مینویسم که گرفتگی رو عمیقا حس کردم، با وجود اطرافیان دلم تنهاست! من دلم تنگ شده! حتی برای پسرم که پیشمه! دلم میگیره وقتی فکر میکنم روزی میخواد عمیقا سرد و گرم روزگار رو بچشه، دلم میگیره برای روزایی که میخواد تلخی و حقایق دلخراش دنیا رو ببینه! دلم میخواست همیشه براش اغوش گرم ...
ادم موجود عجیبیه! یهو به خودت میای میبینی دردی که دو ساله باهاش کنار اومدی، اشکت رو در میاره و دلت به حال خودت میسوزه. یهو دلت برا کسی تنگ میشه که چیزی جز دروغ تحویلت نداده بود. کسی که تموم زندگیت رو تو دستاش گرفت و به راحتی نابود کرد. اینارو میدونی و دل ساده ات باز براش تنگ میشه ولی به خودت اجازه ن ...
سوده همکار ساختمان قبلی ساعت سه بعدازظهر به من زنگ زد و بعد از سلام و احوالپرسی پرسید: - رسیدی خونه؟ - تو رو خدا بیا من رو هم ببر توی اون دخمه! - چی شده؟ - این تازه به دوران رسیده در دستشویی خانم ها رو قفل کرده و گفته هیچ کسی حق استفاده ازش رو نداره غیر از خودش! - نه - باور کن.امروز نتونستم برم دستش ...
وقتی بچه بودم فکرمیکردم سرماخوردگی میتونه ادمو بکشه فکرمیکردم خیلی چیزای دیگه هم میتونه ادمو بکشه. یه روز از مادربزرگم پرسیدم سرماخوردگی میتونه ادمو بکشه؟راشتش خیلی اصرار داشتم اونم گفت یه خانومه بالای کوچمون یه بار از سرماخوردگی مرد. وقتی بزرگتر شدم دیدم همه چیز نمیتونه ادمو بکشه. امروز ناراحت ...
امروز صبح زود رفتم بلکه سریع نوبتم بشه و این مدیکال لعنتی رو بگیرم، ولی وقتی رسیدم فهمیدم همه از من زرنگتر بودن و زودتر رسیدن و من آخرین نفر شدم و باید دو، سه ساعت بیخودی بشینم. وقتی نوبتم شد جواب آزمایشات رو گرفتم […] ...
این روزا خیلی از خودم میترسم. میترسم کاری کنم افسردگیام بیشتر بشه، میترسم حرفی بزنم و نه بشنوم، میترسم کاری بکنم و شکست بخورم، میترسم فلان تصمیم رو بگیرم اشتباه باشه، میترسم رفتاری داشته باشم که حس میکنم طرف مقابلم منو اونطوری ببینه ولی نبینه، میترسم از خودم این روزا چون فهمیدم اصلی ترین دلیل حال بد ...
۵ کشته ۶ تا مفقودی... ۶ تا مفقودی... بگردم برای قلب خانواده هاشون...الان در چه حالن؟ اصن نمیتونم شاد باشم نمیتونم بگم بیخیال دنیا همینه.. نمیتونم..... + میدونم شهید رئیسی نفر دوم مملکت بود اما وقتی مفقود شد کل ایران تکون خورد...کاش واسه این عزیزانی که مفقود شدن هم کمتر از جناب رئیسی نزارن...بخدا همو ...