خداوندِ دلشکستهها: فرزندم، شنیدم صدای قلبت رو… حتی وقتی که هیچکس نشنید. تو فکر کردی تنها شدی، ولی من اون شب که اشکت بیصدا روی بالش افتاد، دستم رو روی سرت گذاشتم. تو ندیدی، اما من اونجا بودم. هنوز هم هستم. برگرد به آغوشم، همون جایی که همیشه برای تو خالیه. اینستا از این پست ها بود یکی از نامه ها ا ...
1. لیلا یکی از دوستان صمیمی سارا بود که چند سال پیش دوستی شان بهم خورد و سارا از همه جا بلاکش کرد.بعد امروز من لیلا را اتفاقی دیدم و سلام و احوالپرسی کردم و اینا.لیلا احوال سارا را پرسید و من گفتم که خوب است و او گفت: - به سارا بگو خر نباشه و من رو از بلاکی دربیاره.دنیا ارزش نداره. امشب به سارا زنگ ...
شادی یک مهارت قابل یادگیریخودآگاهی یکی از اون مهارتهای خفن زندگیه که هرکی بتونه یادش بگیره، یه قدم جلوتره!نه تنها میتونه جلوی فرسودگی شغلی رو بگیره، بلکه حال دل آدم رو بهتر میکنه و حتی به سلامت جسم هم کلی کمک میکنه.ولی خب، واقعیت اینه که کمتر کسی دقیقاً بهمون یاد داده چطوری باید خودآگاهتر زندگی ...
من فکر میکنم کلا سالی ۳ یا ۴ بار کلا میرم آرایشگاه، اونم اصولا یه مشکلی پیش اومده، یا ایام امتحانات دانشگاه هست و موهام خیلی بلند شده و نمیتونم درست درس بخونم و رفته روی مخم، یا به خاطر پرواز بهم گیر دادن که […] ...
از دیروز تاحالا نگاه محمد حسین میکنم غصه ام میگیره.. غصه ی مادرای که داغ دار شدن.. لاپنبه بزاریش..حواست باشه گرمش نشه سردش نشه..حواست باشه بالشت زیر سرش نرم باشه...لباس مدرسه اش رو اتو کنی بچه ات کثیف نره مدرسه...سربازی بفرستیش...جوون بشه کیف کنی از جوون بودنش..نگاه قد و بالاش کنی جیگرت حال بیاد ، ...
فکر کردن به آینده میتونه دردناک باشه. به اینکه نمیدونی در آینده چطور بدون پدر و مادرت زندگی کنی؟ چطور وقتی ازدواج نکردی زندگیت رو بکنی و جامعه بهت زور نگه؟ اینکه جز خدا هیچ کس رو تو این دنیا نداری که بتونی بهش پناه ببری. بعضی وقتا میگم خدا کافیه که محتاج کسی نباشی. بعضی وقتا هم میترسم. نمیدونم تا چه ...
ديشب پس از يك وقفهء بسيار بلندبالا، توانستم پس از مدتها بنشينم پای تلويزيون و بدون دغدغه دربارهء اينکه صبح روز بعد چهكاری دارم كه بايد بابتش زود بلند شوم، جفت چشمهايم را بدوزم به تماشای الكلاسيكو.آخرينباری كه اينقدر بیخیال نشسته بودم و اصلا آخرينباری كه موفق شدم يك فوتبال را كامل تماشا كنم، ...
خاکستری عزیزم، از اون سالی که کنکور اولم رو خراب کردم رفته رفته اعتماد به نفسم اونقدر کم شد تا اینکه دیگه نسبت به همه چیز بی حس شدم. قبلا به ظاهرم اهمیت می دادم که حتما زیبا باشم، ماشین خراب رو نبینند و فکر نکنن ما مشکل مالی داریم، لباس خوب و اتو شده بپوشم و توی کلاس بحث کنم تا دیگران به هوش و علم م ...
۴۵ دقیقه زودتر خروج زدم، تاکسی گرفتم ساندویچم و بلعیدم و خودپو رسوندم به سالن. صدای آهنگ خوب بود اما نشون از این بود که نرسیدم به اجرا. خستگیم رو تنم افتاد. یکم گوش دادم و دلم طاقت نیاورد. برگشتم سمت خونه. یه چیزی رو دلم سنگینه. خودمو دلداری دادم که آخرهفته میبرمت یه جا دلت باز بشه...چرا انقد کلافه ...
انتشارات نیلوفر چاپ جدید کتاب نقد ادبی و دموکراسی را منتشر کرد. این کتاب (با عنوان فرعی « جستارهایی در نظریه و نقد ادبی جدید ») مجموعهای از نوشتههای حسین پاینده دربارهی نظریه و نقد ادبی جدید است که با هدف دامن زدن به تکثر آراء و نیز به منظور تأکید بر شالودهی دموکراتیک این حوزه از علوم انسانی منت ...