بارها توی خیال کشتمت. روز بعد زنده دیدمت. عجیب است؛ چرا نمی‌میری؟ شنیده بودم که پیمانه به ۶۰ برسد باید بمیرید. " اما " این را هم شنیده بودم، تو و هم‌جنسانت عمر طولانی می‌کنید. "شاید" آن روز نادانی کردم که رو نشان دادمت ! واِلّا مرا چه کار هر روز صورت زشت و بدقواره ات را ببینم. غصه فردا را بخورم که ب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

خاکستری عزیزم، شاید بیشتر بیماری ها تلقینی باشند. تا وقتی که ما اونها رو باور نکنیم اتفاق نمی افتند. برای اولین بار وقتی که فهمیدن چشم راستم از چشم چپم ضعیف تر شده کلاس نهم بودم. یه جور ضعف ژنتیکی هست و خانواده بابام نزدیک بینی دارند. دیروز وقتی توی کلاس بودم، از بچه ها پرسیدم "یعنی چطور از این فاصل ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

اصل ۹۰-۱۰: زندگی فقط ۱۰٪ از آنچه برایمان اتفاق می‌افتد است و ۹۰٪ باقی، نحوه واکنش ما به آن اتفاقات است. - مثال: ریختن چای برروی لباستان (۱۰٪ غیرقابل کنترل)، اما فریاد زدن بر سر فرزندتان (۹۰٪ تحت کنترل شما) می‌تواند کل روزتان را خراب کند. - واکنش مثبت می‌تواند حتی بدترین موقعیت‌ها را به فرصتی برای به ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

سوال این است که این دنیا چرا تصمیم گرفته است پوست من را بکند؟ پوست من به چه درد این دنیا می خورد؟ حالا اگر ببری،پلنگی،یوز پلنگی،نیم پلنگی چیزی بودم، به هر حال کندن پوستم توجیه داشت.هر چند احمقانه.اما توجیه داشت به هر حال.ولی با هر ماشین حساب و چرتکه و تراز و میزانی حساب می کنم این کار دنیا حماقت محض ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

من نیاز دارم از این قالب انرژی مثبت دهنده بیام بیرون نیاز دارم تلخی هامو آشکار کنم تا براشون فکری بشه... ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

امروز که باعجله رفتم بسته رو تحویل گرفتم از کنار پونصد تا داروخونه رد شدم ولی یادم نبود یه بسته ژلوفن بخرم یه بسته ویتامین E بگیرم. حافظه جان یاری بنما خب 😌 نمی دونستم مصرف نکردن قند وشکر برای اینم خوبه من ناخواسته تو مسبری پا گذاشتم که به سمت سلامتی بود واسه این مورد از خودم راضی بودم 😎 فکر کنم حدو ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

کلاس پر سر و صدا بود. پسرک یه دفتر انشا سیاه از توی کیفش درآورد و گذاشت روی نیمکت سبز چوبی کلاس سوم ب. از اون طرف شنید که یکی نوشته میخواد شغل پدرش رو دنبال کنه چون باباش الگو و قهرمانشه. موضوع انشای اون زنگ "دوست دارید در آینده چه کاره شوید؟" بود. پسرک یه نفس عمیق کشید. هیولا پرسید مطمئنی میخوای او ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

وقتی سو نوشت من تو هرچیزی که شروع کردم عالی بودم شایدم مجبور بودم عالی باشم باد این افتادم که من بر عکس بودم و دلم سوخت. من خودم بینی شدید گرفتم در اثر اشتباه بودن تصمیم و مکان و زمان و این پست خودم نبوده حتیساید تقصیر آدمای دیگه بوده. ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

من اخیرأ اگر البته برنامه سناریو نباشه، فکرمیکنم شاهین هیچ جوره با طناز اوکی نیست فقط با طناز تو حاشیه امنه مثل اینکه تو یه جمع بگم هرکی پارتنر داره اوکیه. سودا یا فکر موندن تو برنامه هست یا واقعا با خودش فکر می‌کنه کسی جز امیرحسین میل به پارتنر شدن باهاش نداره گرچه تایپ سن بالاطوری هم وجود نداره. ب ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید

وطنم ای شکوه پابرجا، امروز رئیس شماره یک سه بار احضارم کرد و نرفتم و هر بار فحشی نثار کردم(،با عرض  شرمندگی،) آخرش به رئیس شماره سه متوسل شدند و صدایم زدند و با اکراه رفتم، دیدم به قول ادبا "بدا کارمندا که من بودم و صبورا رییسا که وی" بزرگان نشسته بودند و از منِ علمضغه * سوال کوچکی داشتند و "غلطا قض ...

تعداد لایک‌ها
لطفا وارد شوید
دنبال کردن
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید
لطفا وارد شوید