موقعیت رییس قدیم خیلی درب و داغان است.فک کن سالهای رییس بوده باشی بعد یهو پرت شده باشی به یک مخروبه بدون هیچ کار تعریف شده ای.بعد نه تنها اتاق و سیستم و امکانات نداشته باشی،بلکه پناه برده باشی به کارمندی که از روز اول خدمتش رییسش بوده ای و تراژیک ترین قسمت ماجرا آن است که راضی هم باشی! 💎 از نظر ریی ...
یک کتابی رو دارم تموم میکنم به اسم «ویتگشنتاین، پوپر و ماجرای سیخ بخاری». سال ۱۹۴۶ تو یکی از جلسات هفتگی کمبریج بین ویتگشنتاین و پوپر یه بحثی درگرفته و میگن ویتگنشتاین سیخ بخاری رو به تهدید تو روی پوپر تکون داده (البته روایتهای مختلف هست). با محوریت این ماجرا، کتاب اومده زندگی این دو تا فیلسوف و ا ...
عمدا در امروز مشارکت نمی کنم. امروز که یکی از روزهای خاص ملت رنج کشیده ی منه. معمولا براشون دل نمی سوزونم. اما خدایی از لحظه ای که خواستن مستقل باشن و آلت دست زورگوهای جهان نباشن، چیا که به روزشون نیومد. پارسال بعد از اون فرود سخت که گردن ابرها انداخته شد، و قبل از اینکه نشانه ها و اشاره ها، کم کم ...
خب..صاف واستا. اونوری نه، این سمت. درست رو به روی در حقیقت ها. خب... آماده ای؟ میخوام در رو باز کنم. چشماتو بپا چون ممکنه اذیت بشن. تو خیلی وقته تو تاریکی بودی و برای خودت نورهای قشنگ قشنگ خیال میکردی ولی نور حقیقت ها ممکنه چیزی نباشه که تو میخوای. حقیقت خودخواهه، براش اصلا مهم نیست تو چی میخوای، چی ...
خونه جایی نیست که مدتها توش زندگی کردی اما الان با آدمهاش هم غریبهای. خونه جایی و کسیه که از نزدیک شدن بهش هم شوق و ذوق داری. ...
دلم فقط می خواد این میزان ناراحتی دیگه تموم بشه... اینقدر با خودم کلنجار رفتم که گاهی میگم خدا چرا گفته کمکتون می کنه پس کجاس کمکش؟ نکنه خدا هم مثل بنده هاش تفاوت می ذاره میگه خب من فقط برای یه درصدی هستم بقیه برن کنار.. گاهی یه چیزی سخت می گذره هرکار می کنی راه باز نمیشه.. واقعا میگما، هرچی میکنی ر ...
گاهی با خودم فکر می کنم... کیا این گوشه ی خلوتِ دنج رو می خونن؟ شاید یکی توی اتوبوس، گوشی به دست، وسط شلوغیِ شهر، شایدم کسی شب قبل خواب شایدم یه دوست قدیمی که هنوز چیزی نمی گه، فقط می خونه... نمیدونم کجایینتو تهران شلوغ؟ یه شهر بارونی؟ یا یه اتاق که نور لپ تاپ تنها چراغشه؟شاید بعضیاتون یه ق ...
چرا این اهنگ انقدر خوبه اخهههه باید اول میشد تو یوروویژن قبول نیست😂 ...
دیروز رفتم پیش مامان تا رسیدم برق رفت قرار بود اینحا برق نره آخه دمای هوا معمولا بالاتر از ۴۰هست امروز که به ۵۰هم رسید. آبجی بزرگه شیفتش تموم بود ولی موند بعد پیشنهاد داد بریم خونه آبجی کوچیکه که خودش و همسرش مسافرت بودن و دخترشون پیش آبجی بزرگه هست این آبجی بزرگه حکم مادر رو برای ماها و بچه هامون د ...
امروز ساعت 6 دوش روگرفتم مثلا خواستم از همون اول صبح روز خوبی رو بشروعم سه چهارتا طبق برنامه ✅ خورد چون ناشنا دارو می خورم و ممنوعیت دارم در لبنیات هوس سیب زمینی سرخ شده کردم چشمتون روز بد نبینه همین الان سوخته سیب زمینی هارو کردم تو کیسه انداختم دور یه پیاز نگون بخت هم قربانی این سوختگی گشت درو پنج ...