انگار بین من و جامایع روی دیوار، یه گفتوگوی عاشقانه برقراره. ...
همه درگیر برگزاری اولین مراسم سال پدر هستند و من همچنان بهت زده چند روزیست روزه سکوت گرفته ام و فقط،در حد لزوم با بقیه حرف میزنم البته در خانه خودم نه همه چیز طبق روال سابق هست دلم میخواهد بهترین دوستان دخترانم خودشان باشند پناه همدیگر باشند اولویت زندگی هم باشند و هیچ غریبه ای را بیشتر از خودشان دو ...
به خودم یه ببخشید بدهکارم.... ...
تا به امروز ۲ پست در مورد دنیای آردا و داستانهای ارباب حلقهها و پیرامون اون نوشتم که شامل ابتدا معرفی سری پستهای آردانامه و دیگری یاوانای من بود و بر اساس بازخوردهایی که گرفتم متوجه شدم که خیلی این موضوع برای شما جدید بوده و تازگی داره برای همین احساس میکنم که نیاز به مقدمات و معرفی بسیاری دار ...
برای صبحونه کوکو با برگ مو درست کردم برخلاف تصور واقعااا ازش خوشم اومد 🫠 فکر نمی کردم راستی راستی خوب بشه ولی شد زیاد به فیلم های اینستا نمیشه اعتماد کرد ولی این مورد جواب دادهی و خوشمزه شدهی اونم برای منی که زیاد رابطه خوبی با یومورتا ندارم مجبورررر بشم بتونم ونهایتا یه دونه هیچ تصوری از اونایی می ...
دیشب یه بنده خدایی مهمون بود خونمون.. دوبچه شروشیطون هم داشت از همون اول رفتن با بچه های داداشم قایم باشک بازی کردن.. مدام تو حیاط می دویدن من نگران بودم بیفته زمین یه چیزیش بشه.. بچه رفته پشت ماشین باباش که می خواست بپیچه واستاده من بدو رفتم آوردم عقب، مادره بیخیال سرگرم صحبت! بوته نعناع مون دیده م ...
نوشتن این مطلب خیلی ساده بود، اما انتشارش سخت بود. زیباترین خودافشاگریم رو نوشتم و دوست ندارم نامحرمان نامهربان بخوننش... اما به پاس حمایت کسی که بارها بهم گفت بنویس؛ منتشرش میکنم و قدردان حضور همهی مهربانانی هستم که به حرمتشون، نامهربانیهای دنیای واقعی و مجازی برام بیارزش شد. تقدیم به وجود ...
آدمها معمولاً بعد از رفتن، بزرگ میشوند. وقتی کسی میمیرد، ناگهان مهربانتر، بیاشتباهتر و دوستداشتنیتر از همیشه به نظر میرسد. سنگقبرها پر میشوند از واژههای قشنگ، از دوستت دارمهایی که دیگر به گوش نمیرسند و اشکهایی که ای کاش زودتر ریخته میشدند. اما من، دلم میخواهد همین حالا کسی بگوید "دو ...
واقعاً تحمل کردن علی سخته امروز قسمت بیست یک یا دو مدام حرفاشو زدم جلو. خیلی صحبت میکنه خیلی. نکته بعدی وای اونجا که طناز ولو شد پشت شاهین و شاهین بهش گفت زشته بشین بقیه دارن حرف میزنن اروم و نصیحت طور اما مطیع بودنش شایدم مدل مطیع بودنش حالمو بهممیرنه.حتی ناراحت رفت جدا نشست آخرم شاهین دلجویی نیو ...
دلم یه متن خیلی خفن میخواد. از اینا که هم خودم بعد نوشتنش خر کیف بشم هم خواننده هام خوششون بیاد، زیرش پر کامنت بشه؛ اما متاسفانه مغزم کار نمیکنه (T_T) نمیدونن باید چی بنویسم، درمورد چی بنویسم، چه سبکی بنویسم. بعد وسط فکر کردن به این موضوع کتاب هندسه بخش بردارها جلوم بازه اخه این چه وضعشه. بشینم گریه ...