در «مکتب امام» دولت اسلامی، «دولت مردم» است؛ دولت مردم با دولتی که صرفا از صندوقهای رای بیرون آمده باشد و بعد بخواهد مردم را به خانه بفرست، متفاوت است ... ...
مساله ای نیست ها....ولی سوالم اینه که چرا هی بعضی یادها تو ذهن آدم زنده میشن؟ چقدر علتش توی خودمه؟ چقدر ممکنه کسی که یادش سراغم میاد، در زده باشه؟ اگه اون در زده باشه خیلی حیفه که صداش رو نشنوم و جواب درست ندم.... هرچی فکر می کنم چرا دوستم که بیش از بیست و پنج ساله فوت شده دوستم که بیش از دوساله د ...
دیروز رفتم آزمون زبانم دادم که مثلا دستم جلو باشه تو مصاحبه. از قراردادم با شرکت ناراضیم (طبق معمول) ولی خب فعلا بهترین جا اینجاست. جمهوری خودمختار ده ساله دارم کسی بهم کار نداره و ... با الف بحثم شد و خب بعدش فهمیدم بیشتر به خاطر مشغلههای زیادی هست که جفتمون داریم و باید صبر کنم یکم زمان بره جلوتر ...
دیروز رسیدم. تحویل اتاق ساعت دو بود. به آقای ح گفتم بیا الان بریم بیرون. دوستمم میمونه پیش وسایل. توی یکی از ایستگاههای مترو قرار گذاشتیم. چند تا خط عوض کردم و داشتم اسکول میشدم : ))) یه جایی یه خط رو پیدا نمیکردم از یه آقایی پرسیدم. بعد رفتم دیدم عه روبروی همون آقا هستم. آقاهه از اونور خط داد زد، ...
امروز خیلی اتفاقی وقتی داشتم دنبال یک فیلم برای لیلی میگشتم رسیدم به عصر یخبندان، مطمئن بودم قبلا دیدم ولی یادم نمیومد، ولی لیلی تا حالا ندیده بود و این خوب بود، جالب این بود که دیدم تا ۵ هم رفته. لیلی گیر داد که […] ...
۴. همکاری با گتاری پس از کار در فلسفه تفاوت، دلوژ در پسزمینه رویدادهای مه ۱۹۶۸ با گتاری ملاقات میکند. این «رویدادهای» معروف که از آن زمان فرهنگ و سیاست فرانسه را تحت تأثیر قرار دادهاند، دانشآموزان و کارگران را گرد هم آورد، در حالی که سرپرستان انقلاب کهنهکار فرانسه، یعنی حزب کمونیست فرانسه، از ا ...
ژیل دلوز (۱۸ ژانویه ۱۹۲۵ – ۴ نوامبر ۱۹۹۵) یکی از تأثیرگذارترین و پرکارترین فیلسوفان فرانسوی در نیمه دوم قرن بیستم بود. دلوز فلسفه را بهمثابه «تولید مفاهیم» میدید و خود را یک «متافیزیسین محض» توصیف میکرد. او در اثر برجستهاش تفاوت و تکرار تلاش میکند نوعی متافیزیک منطبق با ریاضیات و علوم معاصر توس ...
خب حتما اینور اونور دیدید که خیلی از اینا همو میشناختن. خب سودا و شاهین که تر اول گغتن. ترانه و نگار هم که خب. الان یه سری عکس اومده که اووو اون صمیمت زهرا و نگار به قبل برنامه برمیگرده و از ۱۴۰۰ دوستن حداقل. خب حالا فکر کن اینایی که همو میشناسن یعنی باهم دوستن نه که دورا دور بشناسن اینا احتمال وار ...
در مسیر رسیدن به اداره یک بچه کلاغ زخمی را دیدم که پای یک درخت افتاده بود و نوک هایش را روی هم می کوبید.یک بی خیالی و آرامش خاصی در حرکات بدنش و چشمانش بود که باعث شد نگرانش نشوم مخصوصا که سه مرد بالای سرش ایستاده بودند و داشتند تحلیل می کردند که آیا بچه کلاغ از لانه اش روی درخت سقوط کرده است و یا آ ...
گاهی واژهها قبل از آنکه به زبان بیایند، سر بریده میشوند... نه با شمشیر، که با ترس، با خفقان، با نگاهی که میگوید «سکوت کن». کلماتی هستند که در سینه ماندهاند، سوزنده، تیز، بغضشده. نه راه پیش دارند، نه راه پس. نه میتوان فریادشان زد، نه میشود نادیدهشان گرفت. این واژههای بیسر، گاهی نام عشق دار ...