داستان اول: هر چیزی عمری داره، استفاده نکنی، خودت ضرر کردی. از ۱۴۰۱ یه چادر لبنانیِ بدونِ طرح و ساده داشتم که خیلی دوستش داشتم. همونی که باهاش دوران کارشناسی ارشدم گذشت و باهاش دیدار آقا رفتم. ولی خیلی کهنه شده بود. با این حال، من یک چادر عین همون خریده بودم و گذاشته بودم تو کشو که از ابتدای دوره دک ...
هر روز با خودم جنگ دارم. یه راه رو انتخاب میکنم و فرداش دوباره از اول بحث ها رو با خودم شروع میکنم. شاید دلیل اینکه قدمام کوچیکه همینه چون میگم اگه اونکارو میکردم زودتر نتیجه میگرفتم. تمام تلاش من اینه که بتونم شرایطی که دارم و خانوادم داره رو زودتر عوض کنم برا همینم دنبال کاریم که علاوه بر اینکه با ...
شده موقع نوشتن یک صحنه یا دیالوگ احساس کنی نوشتهت تصنعیه یا ندونی چطور باید ادامهاش بدی؟ شده چنین سؤالاتی ذهنت رو درگیر کنه؟ شخصیت چیه؟ چطور زبان و رفتارش رو بسازیم؟ چرا اینقدر در شکلگیری داستان اثر داره؟ اصلا وقتی پای شخصیتپردازی در ژانر جنایی وسط میاد باید به چه مواردی توجه کنیم؟ کارگاه […] ...
امروز که بیدار شدم مثل یک چوب خشک بودم اما شب خواب خوبی داشتم دیشب وقتی دختر بزرگم برام قرص ملاتونین آورد که زیرزبانی بود اما من حوصله نداشتم و قورتش دادم و نیم ساعت بعد هم کتاب صوتی آب نبات لیمویی گذاشتم اصلا یه جمله هم نشنیده خوابم برد.خدا رو شکر. صبح اول رفتم وبلاگ دوستان عزیزم رو سر زدم وبلاگ تی ...
از وقتی تصمیم گرفتم واسه ب کمرنگ شم، اون از من کمرنگ تر شده. با اینحال خبرهایی از دوست مشترکمون میشنوم. نمیتونم ازش بپرسم چون نمیخوام مشخص بشه که درگیرشم. پیام نمیده، استوری نمیذاره ولی استوریمو اولین نفر سین میکنه. جواب پیام هامو نمیده و چیزهایی استوری میکنه که دلم بخواد به خودم بگیرم. گیرم بهش چیه ...
از پارسال دلم میخواست برای اتاقم کتابخانه نصب کنم و نمیشد. نمیدانم دقیقاً چه چیزی پیش آمد ولی هر چه بود اجازه نداد که من کتابخانه داشته باشم. البته ما یک کتابخانه در خانه داریم ولی من کتابخانهی خودم را میخواستم. کتاب زیاد دارم. میخواهم همه را به ترتیب و زیبا بچینم. در اتفاق یکهویی، شوهر خاله ج ...
آکادمی فرانسه، که معادل «فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی» در ایران است، حدود ۴۰۰ سال پیشینه دارد. طبق سنت ۴۰ عضو مادامالعمر دارد و تنها زمانی کسی عضو آن میشود که اکثریت اعضای کنونی او را انتخاب کنند. هرکس هم که انتخاب شود، میتواند یک کت رسمی مخصوص با طرح زیتون بر تن کند که اختصاصی برای او دوخته می ...
وای که چقد سخت میگذره ...
امروز در بی حوصله ترین حالت ممکن بودم دیشب بعد از اینکه خوابم نبرد و پست رو نوشتم باز هم کامل آرووم نشدم و اومدم از طاقچه واسه خودم کتاب صوتی آبنبات لیمویی خریدم و یه فصلش رو هم گوش دادم یه ذره بهتر شدم اما خوب نمیشدم تا ساعت ۷صبح حالم بد بودو آخرش هم رو آوردم به دارو و خوابیدم تا ساعت ۱قبلش هم که ...
ما گاهی با خودمان فکر میکنیم اگر پدر و مادرمون رو کنار بگذاریم، اگه گذشتهمون رو فراموش کنیم، شاید زودتر به چیزی که دنبالشیم برسیم. شاید راحتتر توی این دنیای پر از رقابت بجنگیم و پیروز بشیم؛ شاید تصویر مرتبتری از خودمون بسازیم، بینیاز از خاطراتی که خاک گرفتهاند. فکر میکنیم اگه از اونها فاصله ...