نیاز دارم یکی بیاید برویم بیرون سیگار بکشیم. ...
هنوز چند ثانیه مانده تا واکنش بدهم. ماشین جلو ناگهان ایست کامل کرده. بابا با اضطراب میگوید: «ترمز کن.» به خاطر اضطراب او میایستم، نه خودِ واقعه. او موقع رانندگی همیشه پیش من نشسته و نگذاشته خودم با خطر مواجه شوم. که خودم تشخیص دهم باید بیاستم. مثل یک زنگ خطر در زندگیم عمل کرده و چون ترسهایش بیشتر ...
اجالتا بدان دوستت دارم، همچنان ...
میدونم خیلی وقته ننوشتم کلا خیلی وقته هیچ جا هیچ چی ننوشتم . الانم چون دارم میترکم مینویسم . روزی که صدا و سیما رو زدن با چشم گریون گفتیم پاشوما رو ببر یه وری . اون شب گفت نه و کجا بریم و از این مزخرفات فرداش گفتم من تحت هیچ شرایطی خونه رو ترک نمیکنم مخصوصا به خاطر پنبه(پنبه گربه منه در اصل دختر من ...
شرایط کنونی تر از همیشه است. بر کسانی که امشب توی اصفهان موفق شدند بخوابند درود. راضی به زحمت نبودیم، زده اند و زده ایم. آسمان اصفهان امشب عروسی بود. بعد از چهار روز، یک بند انگشت هم از تن شهدای آن موقعیت پیدا نشد. فقط از روی لیست حضور و غیاب... همه چیز و همه کسم هست، در کنارم، از همه شش دانگ تر اس ...
دیگر حرف زدن درباره جنگ و اینکه کجا ترکیده و دیدن این شوآفهای احمقانه که امروز حیفا را ترکاندیم و اشک و اینهم فیلم زنی که با گریه التماس میکند دست از ویران کردن خانهاش برداریم و قهقهه زدن حوصلهام را سربرده. یا اینکه فلان جا را منفجر کرده اند یا کسی را کشته اند یا اینکه هرچی. خسته شدهام به همین زو ...
چند ساعتی است که طوفان شن درون قلبم به حرکت افتاده، اما اعصاب وسواسی، نگران خاکی شدن گوشۀ رگهایم هستند جای آرام کردن قلبم، به قلب التماس کردم به این طوفان پایان، دهد اول التماس کردم، بعد دعا کردم، بعد هم فحاشی و تهدید، حتی تهدیدش کردم یک تیزیِ مستقیم فرو کنم تویش تا خفه شود، آره، میدانم دندهها ما ...
برخلاف شب قبلی امشب، شب آرومی نبود. فعلا زندهام :) ...
سلام ویرگولیای عزیز،امیدوارم حالتون خوب باشه و روزگار به کام.در این حال و هوای جنگی که امتحانات دانشگاه فعلا به تعویق افتاده و اینترنت هم قطعه و نمیتونم وقت ارزشمندم رو توی فضای مجازی هدر بدم،ترجیح دادم برای گذران وقت بیشتر کتاب بخونم یا بنویسم. بیاید این روزا حسابی مراقب خودمون باشیم،امیدمون رو از ...
پادکست شادی جدیدشادی قدیمی: «گیر کردم، یعنی یه آدم داغونم، یه شکستخوردهام، یه فاجعهام»شادی جدید: «من یه انسانم — یعنی گاهی توی یهسری الگو گیر میافتم، و این کاملاً طبیعیه.»ما آدما موجودات الگومحوری هستیم.ذهنمون دنبال آشنایی میگرده — چیزایی که میشناسیم، راحتتر تکرارشون میکنیم، و همین تکرارها ...