ب اومدنش هم قشنگ نیس. دائما از ایموجی های غمگین و پوکرفیس استفاده میکنه. حس کلافگی دارم نسبت بهش. نه میتونم رهاش کنم، نه میتونم دوستش داشته باشم. موجود رومخیه که بخش بزرکتر جذابیتش واسم، پس زدنش هست. چ رو هم پذیرفتم. در حدی که کمی باهم ارتباط داشته باشیم و بعد از حل شدن چن تا کار هردومون، به رابطمو ...
امید؟ چی هست؟ نمیدونم من همیشه افسرده بودم یا با واقع گراییم امید جور نبود. حتی الان که اینو مینویسم بیشتر از اینکه به امید چشم داشته باشم، به تلاش عقیده دارم. به اینکه بلاخره یه روز نتیجه میگیرم. بلاخره یه روز میبینمش و میگم من جا نزدم. من ادامه دادم و به پلن هایی که میچیدیم عمل کردم. موبه مو. منته ...
سیاه مست یک پروژه بود، یک مرام، یک آرمان یک سبک زندگی دوستش داشتم . شنگولیان طور، راه می رفت با اینکه معمولا اشکش هم دم مشکش بود. مزه خون جگر را می شناخت ولی از جام می بیشتر خوشش می آمد. دوستانی داشت هزار مرتبه نازک تر از خودش. من عاشق دوستانش شدم: چه نورهایی داشتند سبزتر از برگ درخت. جشن بی پایان ...
من هیچ وقت نخواستم حال بدی رو به این بلاگ منتقل کنم ولی ادامه مطلب توصیف حال این روزامه اگر دوست نداشتین بخونینش همینجا بمونین و رو کیپ ریدینگ نزنین :) ادامه مطلب ...
خاکستری عزیزم، می دونی این حرف از کیه؟ از کز برکر! وقتی که عصاش رو به اون پرنس (که اسمش رو فراموش کردم) داد اون ازش پرسید "خودت بهش نیازی نداری؟" کز گفت "من تجربه درد بیشتری دارم." که احتمالا منظورش این بود من درد های زیادی کشیدم که بی عصایی اصلا با قبلی ها برابری نمی کنه. بنده خدایی به اسم ک ق، تاپ ...
از دست عزیزان چه بگویم ؟ گله ای نیست گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم هر لحظه جز این دست ، مرا مشغله ای نیست دیری ست که در خانه خرابان جهانم برسقف فروریخته ام چلچله ای نیست در حسرت دیدار تو آواره ترینم هر چند که تا خانه تو فاصله ای نیست بگذشته ام از خویش... ولی از ...
انگار بین من و جامایع روی دیوار، یه گفتوگوی عاشقانه برقراره. ...
همه درگیر برگزاری اولین مراسم سال پدر هستند و من همچنان بهت زده چند روزیست روزه سکوت گرفته ام و فقط،در حد لزوم با بقیه حرف میزنم البته در خانه خودم نه همه چیز طبق روال سابق هست دلم میخواهد بهترین دوستان دخترانم خودشان باشند پناه همدیگر باشند اولویت زندگی هم باشند و هیچ غریبه ای را بیشتر از خودشان دو ...
به خودم یه ببخشید بدهکارم.... ...
تا به امروز ۲ پست در مورد دنیای آردا و داستانهای ارباب حلقهها و پیرامون اون نوشتم که شامل ابتدا معرفی سری پستهای آردانامه و دیگری یاوانای من بود و بر اساس بازخوردهایی که گرفتم متوجه شدم که خیلی این موضوع برای شما جدید بوده و تازگی داره برای همین احساس میکنم که نیاز به مقدمات و معرفی بسیاری دار ...